www.razmendagan.com                                                                                               afgrazm@gmail.com                   


عزت آهنگر نیزک 

۲۷ نوامبر ۲۰۱۷

 

روز بین‌المللی‌ محو خشونت علیه زن !


این روز برهمه زنان جهان، و بویژه زنان زیر ستم چندلایه درمیهنم که به اشکال گوناگون مورد خشونت و تجاوز به حقوق شخصی و اجتماعی شان قرار میگیرند، مهم و قابل ارزش است . این ستم های چند لایه در جامعۀ ما که به اشکال مختلف بر زن وارد می شود متفاوت است و شکنجه گر روح و جسم زن.

افغانستان متاسفانه در طول تاریخ موجودیتش به عنوان یک کشور در جامعه جهانی، بانی خشونت بوده و هنوز هم این پروسه ادامه دارد.
منابع مختلف ستم بر زن افغان گوناگون است و تاثر آور:
ستم مردسالاری
فرهنگ سنتی
فقر و بیسوادی
زن سالاری
قوانین تحمیلی حاکمیت های ظالمانۀ رسمی و دینی
عدم حاکمیت قوانین انسانی، حقوقی و اجتماعی
فرهنگ و قوانین عقبمانده از جامعۀ که هنوز بقایای عصر حجر، بردگی و فئودالیسم در آن حاکم است و سربار این همه بدبختی استعمار، استثمار، جنگ وتجاوز به حریم میهن و ویرانگری های ستم سالار جهانی.
دامن زدن به تضادهای قومی، زبانی، دینی و منطقه ای.
که این پدیده های ناهنجار اجتماعی همه و همه تاثیرات ناگوار بر شخصیت افراد جامعه گذاشته و عامل خشم و انزجار روحی و روانی مردم سرزمین ما شده است. فقر و جنگ باعث محرومیت انسان این سرزمین از نعمت های مادی و معنوی معمول در جامعه گردیده است که بار چند لایۀ این مشکلات روح و جسم این ملت را زخمی و کمر مردان سرکش این دیار باستان را که همیشه حاکم زندگی بوده اند خم نموده است. در چنین اوضاع و احوال نابسامان بار عظیم این ستم چندگونه و بزرگ بر شانۀ زنان افغانستان از چندین جهت فشار وارد نموده و مورد خشونت و آزار جسمی و روحی قرار میگیرند. زن امروز درین میهن از هیچ نوع امنیت برخوردار نیست.
نه در فضای خانواده مصئون است و نه در اجتماع.
نه دین از آن حمایت می کند و نه دولت:
در عشق سنگسار می شود.
در مسیر تحصیل و دانشگاه ربوده می شود.
فضای کار در دفاتر خطر ناک بوده و امنیت ندارد  و در جامعه نا آگاه مورد انواع تجاوز به حریم خصوصیش قرار دارد. چه از نگاه چشمان هوسبار مردان و از کنایه ها و مزاحمت های لفظی که مجبور به پوشیدن حجاب و قید در حصار و دیوار است.
جالب است که در جامعه ما هرگز به زن به عنوان یک انسان نگاه نمی شود بلکه به عنوان یک جنس از دیدگاه مغرضانه و هوس خواهانه در آن دیده می شود و آن هم فقط در چهارچوب مسایل جنسیتی و استفاده جویی. که این موضوع خطیر از عدم آگاهی و جهل انسان نا آگاه توام باغریزۀ حیوانیش سرچشمه می گیرد و عامل بسیاری از خطرات وارده در روح و جسم این قشر عظیم شده و او را در انزوا نگهداشته، جرأت را صلب میکند و روحیه اش را ضعیف میسازد.
و اما خود زنها:

زنها باید به توانایی های شان باور کنند و از آن درجهت مثبت استفاده نمایند.
چنانچه زنها به عنوان یک نیروی عظیم جامعه اگر آگاهانه گام بردارند و به سوی دانش و آگاهی حرکت نموده و حق انسانی خویش را درک و خود را به عنوان انسان دست دوم نه پندارند. شجاعانه برای اهداف عالی انسانی خویش گام برداشته و با دقت و توجه جدی به دانش از رقابت های بیجا، حسادت های بیهوده و عقده های حقارت دوری کنند، با شجاعت و توانایی در جامعه مرد سالار و زورمند نه! بگویند و از تابعیت و تسلیم شدن در مقابل قوانین غیر انسانی پیروی نکنند. آنگه با اتحاد عمل آگاهانه جای پای شان در جامعه باز خواهد شد و ثابت خواهند کرد که زن موجود دست دوم و تنها عامل پیدایش نسل نیست، بلکه انسان توانا و آگاه همگام و همتراز مرد در خانواده و جامعه خویش است، که برای پیشرفت و تغییر در جامعه گامهای موثر و مفید خواهد زد و آنگه که جامعه انسانی فارغ از نگاه جنس و رنگ و رها از جنگ و تفرقه و تجاوز ایجاد شود دیگر دست تمام ستم ها و ستمگران از وجود نازنین انسان، و بویژه زنها، قطع می گردد تا عشق به انسان و انسانیت قانون زندگی و عدالت حاکم؛ و خشونت از جوامع بشری و از زندگی پرماجرای زن رخت سفر بندد. پس به امید چنین روزی همه باهم به سوی محو خشونت از جامعه بشری به پیش!


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com