www.razmendagan.com                                                                                                             afgrazm@gmail.com 


ارسالی: سازمان مارکسیست - لنینیست افغانستان
۱۶
اپریل ۲۰۱۳

  

  

"ستم بر زنان در خدمت شیوۀ تولیدی حاکم"

روابط مردان و زنان

اولین شکل تقسیم کار

تقسیم وظایف میان مردان و زنان اولین شکل تقسیم کاراست( تقسیم طبیعی کار). این تقسیم وظایف ممکن با پیدایش اولین شکل زندگی اجتماعی انسجام یافته مصادف باشد ؛ یعنی مصادف با اجتماع بدوی. زنان به دلیل باردارشدن متواتر و در نتیجه محدودیت تحرک ، مؤظف به کارهائی بودند که ما امروزبه آن کارِخانه اطلاق می نمائیم ، از قبیل: تربیۀ کودکان ، پخت و پز، دوخت لباس و غیره. مرد مؤظف به تدارک و تکافوی قوت ولایموت بود.

تا زمانیکه قوت ولایموت از طریق شکار و چیدن میوه جات تأمین میشد ؛ و تا زمانیکه تولید اجتماعی متنوع نشده و تبادله بمیان نیامده بود ، هستۀ خانواده شکل حاکم اجتماع بوده و زن درآن قدرتمند بود. خانواده ساختاربسیار وسیع داشت و درجمع که در آن جفت زن وشوهراستقرارنداشت، شجرۀ خانواده را سلسلۀ زنان تعیین می کرد: اطفال درجمع مربوط به مادرشان باقی می ماندند که آن نظام ، نظام مادرسالاری بود.

اما دریک مرحلۀ بعدی ، پیشرفت های تخنیکی ، تقسیم مغلق کاردربیرون از خانواده را ببارآورد ونقش اجتماعی مردان ، زمانیکه مسؤلیت گله داری و رمه داری را عهده دارشدند و یا ابزاری ازآهن ساخته و به تبادلۀ تولیدات پرداختند ، بیش از پیش اهمیت پیدا کرد. مالکیت خصوصی این وسایل تولید تدریجاً به نیروی تعیین کننده مبدل می گشت: کارهای زن در داخل خانه در مقایسه با کارهای تولیدی مرد ، دیگربه حساب نمی آمد. فلهذا میراث پدربه جمع خود وی برمی گشت و بدین ترتیب به اولادش که در جمع مادری باقی می ماندند ، نمی رسید. بدینوسیله سلسلۀ عنعنوی وراثت به نفع پدر قطع گردید و این مسئله گذاربه پدرسالاری را مشخص کرد: برانداختن حق مادری بزرگترین شکست تاریخی جنس مؤنث است.

با بمیان آمدن مردسالاری ، زوج به مفهوم زن وشوهر استقراریافت که در آن ، زن به ملکیت مرد مبدل شده و بدین ترتیب ، این خانواده جانشین خانوادۀ سابق که دارای پیوندهای سست بود، شد. زن مطیع و ذلیل ساخته شده به موقف بردۀ خواهشات نفسانی مرد و وسیلۀ عادی تولید نسل سقوط کرد.

 

روابط در بین خانواده:

در داخل خانواده ، زن چندین نوع ستم را متحمل می شود:

ـ ستم اقتصادی: او تولید نسل و بقأی خانواده را مستقیماً متحمل شده و مؤظف به رسیدگی به امورخانه منجمله فرزندان می باشد. درمجموع ، کاراجتماعی شوهر، وی را قادرمی سازد که وسایل لازم برای فعالیت هایش در داخل خانواده را خریداری نماید: تکه باب ، ظروف و اسباب ، خوراکه باب و غیره...   که وی آنهارا به تولیدات قابل استهلاک مبدل می سازد.

ـ ستم سیاسی: هر گونه قدرت تصمیم گیری در عرصۀ زندگی خصوصی (روابط جنسی ، نفوذ و حاکمیت بالای اطفال ، دخل و خرچ) و یا امور اجتماعی ، ازدست زن خارج ساخته شد.

ـ ستم ائدیولوژیک: روابط متذکره بوسیلۀ ائدیولوژی اطاعت و ارادت تحکیم یافت. پیوند با دین و مذهب، اکثراً آنرا تقویت نموده تا تئوریزه کردن فرو دستی و مادونی زن پیش می رود. علاوه برآن ، زن مؤظف است تا آنهمه را به اطفال خود انتقال دهد.

یقیناً که تفاوت های بزرگی از یک فرد تا فرد دیگر، و ازیک زوج تا زوج دیگر وجود دارد ؛ اما ما همه ، چه مردان و چه زنان ، از این نوع روابط اجتماعی که می توان آنها را شیوۀ تولید خانگی نامید ، متأثرهستیم.

 

ستم برزنان در خدمت شیوۀ تولیدی حاکم:

این شیوۀ نیمه تولید ، با انواع و اقسام مختلف بوسیلۀ تکامل اجتماعی تداوم می یابد. درهردوره ، شیوۀ تولیدی حاکم ، خانواده را تعدیل نموده آنرا دوباره شکل داده و جزء نظام حاکم خود ساخته است. بدینصورت ، به خصوص فئودالیسم ، خانواده های بزرگ داشت که متشکل از چندین جفت زن و شوهربوده و در زیرنفوذ سابقه دارترین آنها بسر می بردند. مزرعۀ کوچک فردی بمیان آمده بعد از١٧٨٩(سال انقلاب کبیرفرانسه ـ مترجم) ، آن خانوادۀ بزرگ فئودالی رابه خانواده های کوچکتر، متشکل ازجفت زن و شوهر، تجزیه کرد.

ولی تاجائیکه امروزبه سرمایه داری مربوط می شود ، سرمایه داری خانواده را به جفت زن وشوهر همراه با اطفال صغیرتقلیل داده است. ناگفته نماند که این پروسه ادامه دارد: ما درحال حاضرشاهد گسست و ُخرد و ریزشدن خانواده هستیم ( افزایش میزان طلاق ، خانواده های بیش ازپیش متشکل از فرزندان مختلف مشروع و نامشروع ، زادۀ چند پدر(اندر) و مادر(اندر) ؛ و همچنان توسعۀ سریع زندگی مجردی زنان و مردان) { آنچه درداخل قوس درمورد ترکیب خانواده آورده شده است ، تعبیردقیق افادۀ متن فرانسوی است که فقط مربوط به جامعۀ غربی امروزمی شود و من با شناخت از این جوامع و فهم موضوع آنرا توضیح نمودم ـ مترجم}.

در نظام سرمایه داری ، علاوه بر پخش ارزش های اساسی آن (اندیویدیالیزم یا فردگرائی ، اطاعت خانواده های کارگران از مقامات ، ذهنیت سودجوئی خانواده های بورژوا) ، موجودیت خانواده یک منفعت اقتصادی هم دارد: خانوادهء بورژوا تراکم سرمایه ازطریق استثمارغیرمستقیم زنانی را که در خانه باقی می مانند ، مساعد می سازد.

زنان مذکور، با رایگان انجام دادن کارخانه ، درواقع با مصرف اندک ، نیروی کارمردان را دوباره تولید می نمایند ؛ چیزی که درغیرآن ، بایست توسط انواع و اقسام خدمات اجتماعی(کودکستانها ، کانتین ها ، مراکز شستن البسه ، مراکز پاک کاری وغیره) انجام میشد.

با وجود این ، حتی زمانی که زنان در بیرون از منزل کارنموده معاش خورباشند ، بازهم به این معنی نیست که از کارِخانه نجات یافته اند. نبودِ تجهیزات عامه ، تقسیم وظایف به اساس جنس (مرد و زن ـ مترجم) که پایۀ خود را در ائدیولوژی حاکم دارد...  زنان را به انجام دو روز کاردرعین روز وادارمی سازد ، بدین معنی که: در منزل توسط مردان خانواده زیرستم قراردارند ؛ درکار بیرون ازمنزل ، کارفرمایان برآنها ستم روا می دارند و درنتیجه دو نوع استثمار را ازجانب سرمایه داری متحمل می شوند: در کار بیرون و در داخل منزل.

 

رهائی چسان ممکن است؟

پس ستم پدرسالاری صرفاً بقایای بجامانده از گذشته نیست، بلکه یک شیوۀ استثمار و ستم کاملاً زنده و تأمین شده است. این شیوۀ استثمار و ستم به خودی خود ناپدید نمی گردد. برای نابودی آن ، مبارزۀ سازمان یافته ای با یک طرح تغییرآگاهانه، چه در رابطه با مناسبات در بین اجتماع و چه در روابط میان مردان و زنان ، را بایست براه انداخت. آنچنان مبارزه باید توسط زنان طبقۀ کارگر و خلق به پیش برده شود؛ زیرا آنها اند که نفع بیشتر درمنقلب کردن روابط شخصی میان زن و شوهر دارند.

آنچنان یک مبارزه دستاوردی نخواهد داشت، مگر اینکه شیوۀ تولید سرمایه داری که ستم بر زنان را باز تولید کرده و تداوم می بخشد، ازپا درآورده شود. برعکس، مبارزه علیه سرمایه داری نمی تواند بدون سهمگیری زنانِ خلق... به پیش برده شود.  نمی توان به مصاف  سرمایه داری با نصف قوا رفت.

رهائی زنان بدون سوسیالیسم ممکن نیست!

سوسیالیسم بدون رهائی زنان ممکن نیست!

 

از شمارۀ سوم نشریۀ "عـقـاب" ارگان تئوریک - سیاسی سازمان مارکسیست - لنینیست افغانستان(MLOA)


www.razmendagan.com                                                                                                                         afgrazm@gmail.com