www.razmendagan.com                                                                                                         afgrazm@gmail.com  


کانون فرهنگی ادبی مهتاب

 ۲۸ آگست ۲۰۱۷  

وقتی از آزادی خبری نیست

 

محفل شعرخوانی کانون مهتاب این هفته پنجشنبه 26/5/1396 هم طبق معمول برگزار شد!  این محفل با شکوه به گردانندگی جوان برومند، آقای حامد مطهری و اشتراک شعرای جوان و پیشکسوت و جوانان ادب دوست آغاز شد. محفل را گرداننده با خوشخوانی این سروده آغاز کرد.

 

وقتی از آزادی خبری نیست

تبسم شعر است
گریه شعر است
خموشی شعر است.
*************
آقای ذلیق پژوهش این سرودۀ پر محتوای زنده یاد فروغ فرخزاد را خوشخوانی کرد:
(بعدها)
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امـــواج نور
در زمستانی غبار آلـــــود و دور
یـــا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی ازاین تلخ و شیرین روزها
روز پـــــوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروز ها، دیروزها
دیـــــدگانم همچو دالان های تار
گونه هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزنــــــــد آرام روی دفترم
دستهایــم فـــارغ از افسون شعر
یـــــاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر
خاک میخواند مراهردم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شایـــــــد عاشقانم نیمه شب
گل بــــه روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو می روند
پرده هـــــای تیرۀ دنیای مـــــن

چشم های ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهـــای من
در اتاق کوچکم پـــــا می نهد

... الی اخیر

*****************
سرودۀ زیبائی را آقای پیمان از سروده های شاعر گرامی فاضل نظری خوشخوانی کرد.

وضع مــــا در گردش دنیا چه فرقی می کند
زندگی یــا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند

ماهیان روی خاک و مـــــــــاهیان روی آب
وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند

سهم مااز خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟

یــــاد شیرین تو بــر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان امــــا چه فرقی می کند

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

خانۀ من با خیابان هــــــــا چه فرقی می کند

مثل سنگی زیرآب از خویش می پرسم مدام
ماه پایین است یـــــــا بالا چه فرقی می کند؟

فرصت امروز هم بـــــــــا وعدۀ فردا گذشت
بی وفا! امروز بــــــا فردا چه فرقی می کند

 

****************

آقای واحد مطهری عاشقانۀ قشنگی را از شاعر گرامی مهدی عابدی خوشخوانی کرد:
 

زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی
و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردی

گِلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی
ز بس زیبا شدی حــتی خدا را عاشقت کردی

به خود می بالم از عشقت ولی همواره می پرسم:
چه در ما یافتی آیا که مــــــا را عاشقت کردی؟!

نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی
غزل را، بیت ها را، واژه ها را عاشقت کردی
 

سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد
و بعد از آن، دو رمی فاس لا را عاشقت کردی

به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم
تو حتی بغض را، حتی صدا را عاشقت کردی.

دکلمه توران دیگری با صداهای دلنشین  و اشعار زیبا رونق افزای بزم شعر و ادب امشب شدند و به گرمی استقبال گردیدند.

این بود چکیده ای از گزارش محفل شعر خوانی این هفتۀ  کانون مهتاب که به سایت وزین "رزمندگان" جهت نشر ارسال شد.

 


                                                www.razmendagan.com                                                                                     afgrazm@gmail.com