File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                           

www.razmendagan.com                                                                                      afgrazm@gmail.com 


ارسالی رحیمه 

۱۱ اپریل ۲۰۱۵ 

 

                                              وحدت حزب را استحكام بخشید

                                  وسنن حزب را ادامه دهید

 

                                                                             ۳۰ اوت ۱۹۵۶

   ۲             

پدیدۀ دیگری وجود دارد كه سكتاریسم نامیده میشود. یك منطقه منافع عمومی خود را دارد، یك ملت منافع عمومی دیگری دارد، كرۀ زمین هم منافع عمومی دیگری دارد. فعلاً من دربارۀ مطالب خارج از سیارۀ خودمان صحبت نخواهم كرد، چه راه مسافرت به ورای زمین هنوز گشوده نشده است. اگر در كرات مریخ و زهره هم انسان یافت شود، آنوقت ما مسئلۀ متحدشدن با آنان وتشكیل جبهۀ واحد را به بحث می گذاریم. درحال حاضر، مابحث خود را به مسئله ی وحدت درحزب، دركشور ودرجهان محدود خواهیم كرد. اصل، متحدشدن با تمام كسانی است كه قادرند كار مثبتی برای صلح جهانی و آرمان پیشرفت بشر انجام دهند، خواه كمونیستهای خارجی باشند یا افراد غیر حزبی خارجی.  اول از همه ما باید با گروه كثیر احزاب كمونیست وبا اتحاد شوروی متحد گردیم. از آنجاكه مقداری اشتباه در اتحاد شوروی رخ داده است و اینقدر صحبت وشایعه در بارۀ آن وجود دارد، ممكن است اینطور به نظر برسد كه این اشتباهات هولناك بودند. این نظر نادرست است. هیچ ملتی نمی تواند عاری از اشتباه باشد، واز آنجائی كه اتحاد شوروی اولین كشور سوسیالیستی درجهان بود وبرای مدت طولانی با مشكلات عدیده  روبرو شد، غیر ممكن بود كه مرتكب اشتباه نشود. پس ما چگونه باید اشتباهات اتحاد شوروی، مثلاً اشتباهات استالین، را ارزیابی كنیم؟  این اشتباهات داری ماهیت جنبی و گذرا هستند. گرچه شنیده می شود كه برخی چیز ها به مدت بیست سال ادامه داشته اند، اما هنوز آنها گذرا وجنبی بوده و می توانند اصلاح گردند. در اتحاد شوروی گرایش اصلی، جنبه ی عمده، بخش بزرگ كار، صحیح بوده است. روسیه لنین را زاد واز طریق انقلاب اكتبر اولین كشور سوسیالیستی گردید.  سوسیالیسم را ساخت، فاشیسم را درهم شكست وتبدیل به یك كشور نیرومند صنعتی گردید. درسهای بسیار زیادی هستند كه می توانیم از اتحاد شوروی بیاموزیم. طبیعتاً ماباید از تجارب پیشرفته، ونه عقب ماندۀ آن، بیاموزیم. آنچه كه ماهمواره تبلیغ كرده ایم كسب تجارب پیشرفتۀ اتحاد شوروی بوده است. چه كسی به شما گفت كه تجارب عقب مانده اش را اقتباس كنید؟ برخی افراد آنقدر قدرت تشخیص ندارند كه می گویند گوز روسی معطر است، آنهم ذهنیگری است. خودروسها میگویند بوی گند میدهد، ازینرو باید اهل تحلیل باشیم. همانطور كه درجای دیگر نیز ابراز داشته ایم. ارزیابی از استالین باید شامل ۷۰ درصد دستاورد و۳۰ درصد اشتباه باشد. درمورد اتحاد شوروی آنچه كه خوب ومفید است اساس وقسمت اعظم را تشكیل میدهد، آنچه كه نادرست است بخش كوچكی است. ماهم چیزهائی داریم كه خوب نیستند ونه تنها نباید بگذاریم دیگر كشور ها از آن بیا موزند،‌ بلكه باید آنها را به دورافكنیم. چیزهای بد خود نوعی تجربه اند و می توانند مفید واقع شوند. ما آدم های چون چن دو ـ سیو، لی لی ـ سان، وان مین، جان گوتائو، كائوگان وزائوشو ـ شی داشته ایم، كسانی كه چون آموزگاران ما عمل كردند. به علاوه ما آموزگاران دیگری هم داریم. درداخل كشور بهترین آنها  چانكایشك بود. كسانی بودند كه ما نمی توانستیم قانع شان كنیم ولی وقتی كه چان كایشك پیدا شد وبه آنها آموخت فوراً قانع شدند. چگونه چانكایشك درسش را یادداد؟ او درس خودرا با مسلسل، توپ وهواپیما به آنها آموخت. امپریالیسم هم آموزگار دیگری است كه به ۶۰۰ ملیون خلق ما آموزشی داد. برای بیش از یك قرن ما از طرف چندین قدرت امپریالیستی تحت ستم  بودیم، واین آموزشی بوده است. ازینرو، چیزهای بد می توانند به هدفی آموزشی خدمت نموده وچشمان ما را باز كنند.

در مورد مبارزه با سكتاریسم، یك مسئله را باید بویژه متذكرشد. باید با كسانی كه علیه شما دست به مبارزه زده اند متحد شوید. آنها با وجودی كه شما آنچنان بد نبودید، با شما به زد و خورد پرداختند، شما را به زمین افكندند، موجب شدند كه عذاب بكشید وآبرویتان برود و"لقب رسمی" اپورتونیست را به شما اعطاء كردند. اگر این حملات به حق بود، پس نوش جان تان. اگر شما اپورتونیست بودید، پس این ضربات میبایست متوجه شما شود. آنچه درینجا مورد نظر من است، حملات ومبارزات ناحق است، هر موقع آنهائی كه چنین ضرباتی را وارد كردند، برخورد خود را تغییر داده و پذیرفتنند كه درحمله به شما به خطا رفته بودند ودرست نبود شما را به عنوان "پادشاه" اپورتونیسم اعلام كنند، آن وقت بگذارید مسئله همانجا خاتمه پذیرد. اگر تنی چند اعتراف نمی كنند كه اشتباه كرده بودند، آیا نمی توانید صبر كنید؟ فكر میكنم می توانید. منظور مان از وحدت متحد شدن با كسانی است كه با شما اختلاف دارند، شما را تحقیر می كنند یا احترام كمی برای تان قایل اند، منظور كسانی است كه خصومتی نسبت به شما داشته یا علیه شما مبارزه كرده اند وشما از دست آنان رنج كشیده اید. درمورد كسانی كه با شما توافق دارند، شما دیگر با آنها متحدید وبنابرین مسئلۀ وحدت به پیش نمی آید. مسئله اینجا كسانی است كه هنوز باید به آنها متحد شد. منظور مان كسانی هستند كه نظریات شان با نظریات شما متفاوت است ویا كسانیكه كمبود های جدی دارند. مثلاً درحال حاضر در درون حزب عدۀ زیادی هستند كه از نظر تشكیلاتی و نه ایدئولوژیك به حزب پیوسته اند. آنها ممكن است با شما درگیر نشده وستیز نكرده باشند،‌ اما از آنجائی كه از نظر ایدئولوژیك به حزب نپیوسته اند، آنچه را كه انجام میدهند ناگزیر آنقدرها رضایت بخش ویا خالی از خطا نیست.‌ وحتی ممكن است كارهای بدی هم انجام دهند. در رابطه به چنین افرادی، ما باید با آنها متحد شویم، به آنان آموزش داده وكمكشان كنیم. قبلاً گفتم كه در برخورد با كلیه كسانی كه كمبود دارند یا اشتباه كرده اند، مانباید فقط نظاره كنیم كه آیا راهشان را اصلاح میكنند یا نه. بلكه باید به آنها كمك كنیم تا اشتباهات شانرا تصحیح نمایند. به عبارت دیگر اول باید نظاره كنیم ودوم كمك نمائیم. تنها ناظر بودن به معنی به كناری ایستادن ومواظب رفتار آنان بودن است ـ اگر خوب كار كنند خوب است، وگرنه بگذار رنج ببرند. این برخوردی غیر فعال است، نه مثبت. ماركسیستها باید برخوردی مثبت در پیش گبرند، یعنی هم كمك كنند هم نظاره.

 سوم، دربارۀ انتخابات كمیته مركزی. رفیق دین شیائو ـ پین هم اكنون متذكر شد كه هشتمین كمیته مركزی تعدادی بین ۱۵۰ و۱۷۰ عضو خواهد داشت. این تعداد كه احتمالاً كاملاً مناسب است، قدری بیشتر از دوبرابر تعداد اعضای هفتمین كمیته مركزی می باشد كه هفتاد وهفت عضو داشت. شاید بهتر باشد كمیته مركزی را برای چندسال، مثلاً پنچ سال توسعه ندهیم. تعداد زیادی ازافراد با لیاقت كه امروز كارهای بسیارمفیدی انجام میدهند،‌ درطول جنگ مقاومت ضد ژاپنی تربیت شده وبه كادرهای "نوع سال ۱۹۳۸ " معروفند. امروز آنها ستون فقرات كار ماهستند وبدون آنها نمی توانیم جلو رویم. اما تعداد شان بیشمار است واگر ترتیباتی در مورد آنها داده می شد، تعداد اعضا ی كمیته مركزی میبایست به چند صد نفر می رسید. از این رو این بار چنین ترتیباتی را نداده ومسئله را به رفقای اینجا واگذار می كنیم كه بررسی كنند كه آیا رقم ۱۵۰ تا ۱۷۰ پیشنهادی كمیته مركزی  مناسب است یا نه؟ واگر نیست چه تعداد مناسب است؟

باید تائید شود كه اعضای فعلی كمیته مركزی خوب كاركرده اند واز اعتماد كنگرۀ هفتم به آنها سربلند بیرون آمده اند. در یازده سال گذشته آنها به درستی انقلاب دموكراتیك وانقلاب ساختمان سوسیالیستی چین را بدون ارتكاب اشتباهات فاحش هدایت نموده اند وعلیه انواع اپورتونیسم وهر آنچه كه اشتباه است مبارزه كردند و بدین خاطر بر كلیه عوامل نا مساعد در انقلاب وساختمان فائق گشته اند. همه آنها خوب كار كرده اند،‌ منجمله برخی از رفقائی كه قبلاً مرتكب اشتباهاتی شده بودند. دراینجا از كمیته مركزی درمجموع صحبت میكنم. اما این ارزیابی در مورد تعدادی از رفقا صدق نمی كند. به ویژه درمورد وان مین. در كنگرۀ هفتم او به خاطر رفع و رجوع، یك اظهار یۀ كتبی ارائه داد كه اعلام می نمود خط مشی كمیته مركزی صحیح است، گزارش سیاسی كمیته مركزی به كنگرۀ هفتم را پذیرفت وآمادگی خود را برای پیروی از تصمیمات آن اظهار كرد. اما مدتی بعد، هنگامی كه با او گفتگوئی داشتم، معلق زد وآنچه را كه نوشته بود فراموش كرد. سپس بار دیگردربارۀ مسئله دوباره فكر كرد و روزبعد گفت چیزی نوشته است كه در آن به اشتباهات خود اعتراف كرده است. به او گفتم درهر صورت، چنانچه بخواهد هم اكنون منكر اشتباهاتش شود می تواند آن اظهاریه را پس بگیرد. اما او چنین كاری نكرد. بعداً در نشست پلینوم دوم ما اظهار امیدواری كردیم كه او درمورد اشتباهاتش صحبت كند، اما مخالفت كرد ودرمقابل به تجلیل از ما پرداخت. به اوگفتم میتواند به این تجلیل های خود خاتمه دهد ودربارۀ اشتباهاتی كه او، وان مین، مرتكب شده است صحبت كند، اما گوش او بدهكار نبود. قول داد كه پس از نشست پلینوم انتقاد از خودی بنویسد،‌ اما بعداً گفت مریض بوده است ونمی توانسته كارفكری انجام دهد وبه محض اینكه شروع به نوشتن می كند مرضش عود می كند، شاید همه اینهارا سرهم می كرد. مشكل بتوان گفت، او ناخوش است وقادر به شركت دركنگره نخواهد بود. آیا باید اورا انتخاب كنیم؟ وهمچنین رفیق لی لی ـ سان را؟ رفقای بیشتری حاضرند لی لی ـ سان را ببخشند درحالی كه رفقای كمتری حاضربه بخشیدن وان مین اند. همانطوری كه رفیق دن شیائوـ پین اظهارداشت، اگر آنها را انتخاب كنیم اهمیت آن همانند انتخابشان دركنگرۀ هفتم است. درآن كنگره بسیاری از نمایندگان مایل به انتخاب آنها نبودند ( نه تنها مایل به انتخاب وان مین نبودند، بلكه با انتخاب عدۀ نسبتاً زیادی ازرفقای دیگر هم مخالف بودند). در آن موقع گفتیم كه اگر چنان سیاستی را اتخاذ كنیم دچار اشتباه میشویم . چرا اگر آنهائی را كه اشتباه كرده بودند انتخاب نمی كردیم دچار اشتباه می شدیم؟ زیرا این كار بدان معنا بود كه ما از روش آنها پیروی می كنیم. روش كار آنها كنار گذاردن هركسی بود. چه مقصروچه بیگناهی كه به او بر چسب اپورتونیست می زدند. اگر ما این روش را درپیش می گرفتیم، از خط مشی آنها پیروی كرده بودیم، خط مشی وان مین باخط مشی لی لی ـ سان. ما به هیچوجه چنین كاری نمی كنیم. تحت هیچ شرایطی از مشی وان مین یا لی لی ـ سان پیروی نخواهیم كرد. آنها مناسباتی را در درون حزب پرورش داده بودند كه بدون استثنا تمام كسانی را كه دچار اشتباه شده ویا علیه آنها به مبارزه دست زده بودند محكوم كرده وكنار می گذاشتند. آنها خودرا بلشویك های صد در صد می نمایاندند. تا اینكه بعد ها نشان داده شد كه اپورتونیست های صد در صد اند. از طرف دیگر معلوم شد آن كسانی از میان ما كه از طرف آنها برچسب "اپورتونیست" خورده بودند آنهائی هستند كه دركی از ماركسیسم  دارند.

كنه مطلب در اینجا اینست كه آنها چند فرد منفرد نیستند. بلكه بخش قابل توجهی از خرده بورژوازی را نمایندگی می كنند. چین كشوری با یك خرده بورژوازی وسیع است. بخش قابل ملاحظه ای از خرده بورژوازی نوسان می كند. برهمه واضح است كه مثلاً دهقانان میانه حال مرفه همواره نوسان می كنند ودرهیچ انقلابی استوار نمی ایستند. وقتی كه تهییج می شوند از خود بیخود می گردند و وقتی كه مایوسند زانوی غم دربغل می گیرند. اكثر اوقات چشم به آن تكۀ ما یملك گرانبهائی دوخته اند كه از یكی دو حیوان باركش، یك گاری ویك دو جین مو  زمین تجاوز نمی كند. آنها تحت تاثیر محاسبات سود و زیان، همواره نگرانند كه مبادا این مایملك را از دست بدهند. آنها با دهقانان فقیر تفاوت دارند. دهقانان فقیر ۵۰ درصد جمیعت روستائی شمال و۷۰ درصد جمیعت روستائی جنوب را درچین تشكیل میدهند. از لحاظ تركیب طبقاتی، حزب ما عمدتا از كارگران ودهقانان فقیر، یعنی از پرولتاریا ونیمه پرولتاریا تشكیل یافته است. نیمه پرولتاریا هم خرده بورژوازی است، اما آنها به مراتب ثابت قدم تر از دهقانان میانه حال اند. حزب ما همچنین تعدادی از روشنفكران را به صفوف خود پذیرفته است كه در میان بیش از ده ملیون نفر اعضای مان، روشنفكران سطوح بالا،‌ متوسط وپائین،‌ تقریباً یك ملیون نفر را تشكیل میدهند. درست نیست بگوئیم كه آنها امپریالیسم را ویا طبقه مالكین ارضی یا طبقه سرمایداران بوروكرات یا بورژوازی ملی را نمایندگی می كنند. صحیح تر خواهد بود كه آنها را بمثابه خرده بورژوازی رده بندی كنیم. آنها عمدتاً چه  بخش ازخرده بورژوازی را نمایندگی می كنند؟ آن بخش از خرده بورژوازی  شهر و روستا كه وسایل تولید بیشتری دارد.  مثل دهقانان میانه حال مرفه. اعضای روشنفكر حزب ما از "اژدهای جلو وببر پشت سر می ترسند". دائماً نوسان می كنند وبه مقدار معتنابهی ذهنیگری وسكتاریسم دچارند. انتخاب این دونفر كه دو مشی وان مین ولی لی ـ سان را نمایندگی میكنند گویای چیست؟  گویای آنست كه بین برخورد ما به كسانی كه مرتكب اشتباهات ایدئولوژیك شده اند و كسانیكه ضد انقلابی وتفرقه افكن هستند ( آدمهائی چون چن دو ـ سیو، جان گو ـ تائو،‌ كائو كان وزائوشو ـ شی ) تفاوت موجود است. وان مین و لی لی سان ذهنیگری وسكتاریسم خود را آشكارا وبا سروصدای زیاد دنبال كرده و می كوشیدند مردم را با برنامۀ سیاسی خود مرعوب كنند. وان مین و  لی لی ـ سان برنامۀ سیاسی خودرا داشتند . البته چن دو ـ سیو هم برنامۀ خود را داشت اما او راه تروتسكیستی را انتخاب كرد. برا ی تفرقه تقلا نمود و ازخارج حزب دست به فعالیت علیه آن زد. جان كوتائو درگیر توطئه وتفرقه افكنی بود وسرانجام به طرف گومیندان رفت. از اینرو مسئلۀ وان مین و لی لی ـ سان فقط مسئلۀ دو فرد نیست؛ آنچه در اینجا اهمیت دارد علل اجتماعی نهفته درآنست.  یكی از تبلورات این علل درحزب آنست كه در مواقع حساس تعداد نسبتاً زیادی از اعضاء به نوسان می افتند. این عناصر متزلزل اپورتونیست اند. بدین معنا كه اینگونه افراد اگر از چیزی نصیبی ببرند یك اقدام می كنند واگر از چیز دیگری سود ببرند دست به كار دیگری می زنند . آنها نه اصول معینی دارند،‌ نه قواعد معین اخلاقی ونه یك سمتگیری قطعی ـ امروز به این راه وفردا به راه دیگری می روند. برای مثال وان مین عین همین است. او در ابتدا  "چپ" افراطی بود وسپس راست افراطی شد. 

دركنگرۀ هفتم ما رفقای بسیاری را قانع ساختیم و وان مین و لی لی ـ سان را انتخاب نمودیم. در یازده سالی كه میگ ذرد، آیا در نتیجه این انتخاب زیانی متحمل شده ایم؟ نه، به هیچوجه بخاطر انتخاب وان مین و لی لی ـ سان نه در انقلاب مان شكستی متحمل شدیم ونه پیروزی مان چند ماهی عقب افتاد.

آیا انتخاب آنان به معنای تشویق كسانی است كه اشتباه كرده اند؟ "حال كه افراد مرتكب اشتباه در كمیته مركزی هستند، بگذار تمام ماهم مرتكب اشتباه شویم. آنوقت ماهم امكان انتخاب شدن خواهیم داشت". آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟ نه، چنین نخواهد شد. ببینید حتی یك نفر از هفتاد وچند نفر عضو كمیته مركزی به خاطر آنكه مجدداً انتخاب شود كوشش نكرده مرتكب اشتباه شود. اما درمورد آنهائی كه عضو كمیته مركزی نیستند، اینها چه قبل، چه همزمان وچه بعد از ۱۹۳۸ به انقلاب پیوسته باشند، آیا نمونۀ وان مین و  لی لی ـ سان را دنبال خواهند كرد وتنها به خاطر انتخاب شدن به كمیته مركزی دومشی دیگر ـ كه مجموعا می شود چهار مشی ـ اختراع می كنند؟ ‌نه، آنها چنین كاری نخواهند كرد؛ هیچ كس این كاررا نخواهد كرد. برعكس، رفقای ما با درس گرفتن از اشتباهات خود دوراندیش ترخواهند شد.

نكتۀ دیگری وجود دارد. در گذشته صحبت هائی شنیده می شد مانند "دیرتر پیوستن به انقلاب بهتر است تا زودتر، ویاحتی اصلاً نپیوستن بهتر است". حال آیا انتخاب وان مین و لی لی ـ سان چنین تاثیری را درحزب دارد كه نادرست بودن بهتراست تا درست بودن، اشتباهات بزرگ مرتكب شدن بهتر است تا اشتباهات كوچك؟ اگر قراراست وان مین و لی لی ـ سان كه در مورد خط مشی حزب مرتكب اشتباه شده اند به كمیته مركزی انتخاب گردند، رفقائی كه راستین بوده اند و یا تنها مرتكب اشتباهات كوچكی شده اند باید ایندو صندلی را به آنها تحویل دهند، آیا این امر غیر عادلانه نیست؟ اگر از این زاویه قضاوت كنیم، واقعاً هم غیر عادلانه است. می بینید كسانی كه راستین بوده اند خود را ثابت كرده اند ویا تنها مرتكب اشتباهات كوچكی شده اند باید برای كسانی كه اشتباهات بزرگ كرده اند جا باز كنند. این امر آشكا را غیر عادلانه است. به هیچ عنوان هیچگونه عدالتی در آن نیست. اگر مقایسه بدین ترتیب انجام گیرد،‌ باید اذعان كرد كه بهتر است نادرست بود تا درست. بهتر است مرتكب اشتباهات بزرگ شد تا كوچك. ا ما اگر اززاویۀ دیگری قضاوت كنیم، مسئله فرق میكند. اشتباه آنها در بارۀ خط مشی در سراسر كشور و در سراسر جهان معروف است، ودرست معروفیت آنها دلیل انتخاب آنها است، چه می شود كرد؟ آنها معروفند، اما شما كه اشتباه نكرده اید ویا فقط مرتكب اشتباهات كوچك شده اید شهرتی مثل آنها ندارید. در كشوری مانند كشورما با آن خرده بورژوازی بسیار وسیعش، آنها معیار هستند. اگر آنها را انتخاب كنیم بسیاری خواهند گفت: "حزب كمونیست هنوز با آنها صبورانه رفتار می كند وحاضر است دو صندلی را به امید اینكه راه خودرا تصحیح می كنند به آنها بدهد". این مسئله كه آیا آنها راه خود را تصحیح خواهند كرد یا نه مسئله دیگری است، كه بی اهمیت است چه تنها مربوط به این دو نفر می شود. نكته اینست كه در جامعۀ ما خرده بورژوازی كثیرالعده است و درحزب ما بسیاری از عناصر متزلزل بامنشای خرده بورژوازی وجود دارند وبسیاری ازین عناصرمتزلزل درمیان روشنفكران هستند. همه آنها میخواهند ببینند درین مورد چه رخ میدهد. وقتی آنها ببینند كه این دو هنوز آنجا هستند، احساس راحتی می كنند، راحت می خوابند وخشنود اند. اگر این دو معیار را پائین بكشند ممكن است وحشت كنند. در نتیجه، مسئله این نیست كه آیا وان مین و لی لی ـ سان راه خودرا اصلاح خواهند كرد یا نه، این امراهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است اینست كه ملیون ها نفر از اعضای حزب كه منشای خرده بورژوازی داشته ومستعد تزلزل اند، ویژه روشنفكران، متوجه هستند تا ببینند ما نسبت به وان مین و لی لی ـ سان چه برخوردی را در پیش می گیریم. این شبیه رفتار ما با دهقانان مرفه در رفرم ارضی است. وقتی ما به دهقانان مرفه دست نزدیم، دهقانان میانه حال احساس راحتی كردند. اگر در كنگرۀ هشتم نسبت به این دو، برخوردی مشابه كنگرۀ هفتم اتخاذ كنیم، حزب ما ازین برخورد چیزی كسب خواهد كرد، سودی خواهد برد، وآن اینكه امرنوسازی توده های خرده بورژوازی در سراسر كشور آسانتر خواهد شد. این كار هم چنین در دنیا تاثیرخواهد گذاشت. كمتر كشوری هست، می توان گفت هیچ كشوری نیست كه چنین برخوردی نسبت به افرادی كه مرتكب اشتباه شده اند در پیش گیرد.

جلسه تداركی كنگره با امروز تنها حدود دو هفته به طول خواهد انجامید، اما اگر ترتیبات مناسب داده شود كاملاً ممكن است  تا تدارك خوبی انجام داد. ما مطمئنیم كه كنگره موفقیت آمیز خواهد بود و نمایندگان با سطح سیاسی خود موفقیت كنگره را تضمین خواهند نمود. اما همگی ما باید وظیفه شناس باشیم وبهترین كوشش های خود را مصروف داریم.

                                      

                                                     به نقل از : جلد پنجم آثار منتخب مائوتسه دون

                                                           چاپ فارسی،  صفحه ۱۸۸ تا ۱۹۵      


www.razmendagan.com                                                                afgrazm@gmail.com