File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                 

www.razmendagan.com                                                                                  afgrazm@gmail.com


ارسالی پیام پرتوی

۱۷ دسامبر ۲۰۱۴

 

کارگر (ارگان رسمى حزب کمونيست سوٸد- م·ل) آوريل ۲۰۰۰

 

ديگر هرگز استفان اسکوت!

نويسنده: ماريو سوزا

مترجم: پيام پرتوى

http://www.mariosousa.se/AldrigmerStaffanSkott.html

 

اردوگاه برده و گلوله در گردن

فصل بعد در کتاب اسکوت تحريفيست مضحک از سيستم کيفرى اتحاد جماهير شوروى توسط کانکوست· تلاش اسکوت بمنظور هر چه وحشتناکتر جلوه دادن داستان رد پاى مضحکى از خود  برجاى ميگذارد·

 

ما در اينمورد در نشريه کارگر٬ ۱۹۹۸ ٬ در مقاله طولانيترى٬ در حال حاضر منتشر شده در جزوه اى تحت عنوان «حقيقتى که آشکار نشد»٬ نوشته ايم و با تکيه بر گزارشات اراٸه شده از جانب محققان آمريکايى از بايگانى محرمانه سابق شوروى به خواننده گان حقايق و آمارى را اراٸه نموديم که بر اساس آنها درک خود را بنا نمايند·

 

اسکوت کاملا مطمٸن است· او جنايات وحشتناکى را که بلشويکها مرتکب انجام آنها شده اند بدون اراٸه کوچکترين مدرکى براى اظهارات خود تشريح مينمايد· داستان اسکوت با تحقيقات محققان بايگانى شوروى و متون منتشر شده علمى آنان در آمريکا٬ انگليس٬ استراليا و ديگر کشورها در تضاد کامل قرار ميگيرد·

 

اسکوت مينويسد که «گولاگ بايد پاسخگوى جان بيش از چهل ميليون نفر جمعيت اش باشد»· تصور نميکنم که شمار افراد مايل به حمايت از اين ارقام زياد باشند· کانکوست٬ منشاء افسانه در مورد ميليونها مرگ و مير و زندانى در گولاگ٬ در کنار ۲۰ ميليون توقف نمود!·

 

تحقيقات علمى نشان داده است که در گولاگ و ديگر زندانهاى شوروى در اين سالها تا ۱۹۵۳ ٬ حداکٽر ۲٬۵ ميليون تبهکار محکوم شده٬ در کليه زندانها٬ باز و بسته٬ وجود داشتند· در مقايسه با ۵٬۵ ميليون فعلى در آمريکا!

 

محققان همچنين نشان داده اند که بخش بزرگى از زندانيان٬ تقريبا سه چهارم٬ تبهکاران عادى بودند که مرتکب جنايات جدى خشونت آميز شده بودند· اما اسکوت بدون اراٸه کوچکترين سندى ميگويد که «تبهکاران واقعى گروه کوچکى» بودند·

 

«تحقيقات حرفه اى» روزنامه نگاران و استادان تمامى اينها را بدون کوچکترين انتقادى قورت ميدهند· اين مسٸله تحريف محض تاريخ است· استادان دستکم بايد با تحقيقات انجام شده در بايگانى شوروى آشنا باشند·

 

ما فقط در عجبيم که پروفسورها٬ جرنر و لودن٬ چرا و بفرمان چه کسى با اسکوت همدردى ميکنند· اسکوت اردوگاههاى کار شوروى را همواره بعنوان «اردوگاه برده» قلمداد مينمايد· او در صدد متقاعد نمودن خواننده گان به اينست که زندانيان در ازاى کار خود دستمزدى دريافت نمينمودند·

 

اين يک دروغ محض است· در اردوگاههاى کار شوروى همه بکار ناگزير بودند· اما دستمزد دريافت ميکردند· در اردوگاههاى باز٬ زندانيان در ميان مردم عادى در طول روز کار ميکردند و پس از پايان کار به اردوگاه بازميگشتند·

 

مهندس جان ليتل پيج در کتاب خود « In search of Soviet gold» «در جستجوى طلاى شوروى» در اين مورد ميگويد· ليتل پيج در دهه ۱۹۳۰ در اتحاد جماهير شوروى کار ميکرد· حتى به زندانيان مهندس دستمزدى برابر با دستمزد يک مهندس٬ به اندازه ليتل پيج٬ داده ميشد·

 

گورهاى جمعى در کاتين

پس از اردوگاههاى کار «گورهاى جمعى» و «گلوله در گردن» ميايند· استفان اسکوت دانش در مورد اتحاد جماهير شوروى را با اکاذيبى مسموم مينمايد که بزرگتر و بزرگتر ميشوند· او بمنظور تاييد داستانهاى خود همواره از نازيهاى آلمانى يارى ميطلبد· براى مٽال٬ «کشف» بزرگ نازيها٬ گورهاى جمعى٬ در روستاى کاتين در نزديکى اسمولنسک·

 

کشف به اصطلاح گورهاى جمعى در ۱۳ آوريل ۱۹۴۳ علنى شد· توجه کنيد که نازيها اتحاد جماهير شوروى را در سال ۱۹۴۱ مورد حمله قرار داده بودند و منطقه را قبل از علنى نمودن ماجرا به مدت دو سال در اشغال خود داشتند· در خلال اين دوران آنها دهها ميليون نفر را٬ در شرق و غرب٬ تقريبا همگى در اردوگاههاى کار اجبارى٬ خارج از مرزهاى آلمان٬ کشته بودند·

 

اما ۱۹۴۳ جنگ در اتحاد جماهير شوروى براى آلمانيها چرخشى نامطلوب بخود گرفت و نازيها در حال شکست به عقب نشينى ناگزير شدند· ارتش سرخ در خلال ضد حمله شوروى از نوامبر ۱۹۴۲ تا مارس ۱۹۴۳ در استالينگراد٬ ۱۰۰ لشگر دشمن را نابود نموده بود·

 

در طى اين دوران شمار سربازان کشته٬ مفقود و به اسارت گرفته شده آلمانى بالغ بر ۱٬۷ ميليون نفر بود· ابتدا در ۱ آوريل ۱۹۴۳ ٬ پس از گذشت دو سال از اشغال٬ نازيها در روستاى کاتين٬ در نزديکى اسمولنسک٬ گور جمعى افسران لهستانى را٬ که نازيها اتحاد جماهير شوروى را به ترور آنان متهم نمودند٬ «کشف» کردند·

افسران لهستانى تهديدى بودند بر عليه آلمان نازى که کشورشان را نابود نموده بود· به همين جهت توسط نازيها بقتل رسيدند· آنها در مقابل اتحاد جماهير شوروى٬ که نيروهاى نظامى پناهنده لهستانى – ه  مايل به مبارزه با نازيها را تعليم و تجهيز مينمود٬ تهديدى محسوب نميشدند·

 

نسبت دادن کشتار افسران لهستانى به اتحاد جماهير شوروى بخشى از کارزار تبليغاتى نازيستى بود که خواهان به نفرت مبدل نمودن همدردى مردم جهان براى اتحاد جماهير شوروى به نفع نازيها و فاشيستها بود· بنا بر تصور وزير امور خارجه انگليس ادن٬ زمانيکه مسٸله را در ۴ مى ۱۹۴۳ در پارلمان انگليس مطرح نمود٬ مسٸله اين بود·

 

در آنزمان ادن اعلام نمود که «جلادان نازى٬ قاتلان صدها هزار لهستانى و روس٬ از داستان قتلعام در جهت نابود نمودن اتحاد ميان متفقين بهره بردارى مينمايند»· اما داستان نازيها مورد تاييد اسکوت قرار ميگيرد و در تلاش بخاطر قابل قبول جلوه دادن نازيها مينويسد که گورههاى جمعى نه توسط نازيها بلکه توسط «آلمانيها کشف» شدند!

 

نازيها براى بد نام نمودن اتحاد جماهير شوروى با اتهامات در مورد کشتار و گورهاى جمعى دلايل کافى داشتند· آنها در مورد کشتار ۲۵ ميليون نفر در اتحاد جماهير شوروى و ۱۰ ميليون نفر ديگر در کشورهاى ديگر آگاهى داشتند· آنها ميدانستند که اين انسانها در گورهاى جمعى٬ در همه جا٬ در اتحاد جماهير شوروى و کشورهاى ديگرى که ارتشهاى نازى (و ارتشهاى فاشيست فنلاندى در شمال روسيه) از آنها عبور نموده بودند٬ دفن شده بودند·

 

سيا- کانکوست با افسانه تبليغاتى نازيها در مورد گورهاى جمعى در کاتين ادامه دادند و در آن مورد کتابى نوشتند· و بدين ترتيب نوبت اسکوت شده بود· اسکوت تنها حلقه رابط ميان تبليغات نازيها و تبليغات نٸوليبرالهاى فعلى است· هدف آنان٬ نازيها و اسکوت٬ با بد نام نمودن اتحاد جماهير شوروى متنفر نمودن مردم از سوسياليسم است·

 

در حال حاضر براى مٽال به اٽبات رسيده است که گورهاى جمعى پيدا شده در خارج از کيف در دهه ۱۹۶۰ که از جانب مردان خروشچف به دوران استالين در دهه ۱۹۳۰ نسبت داده شد در واقع متعلق به جنگ جهانى دوم و جنايات نازيها بر عليه اتحاد جماهير شوروى بودند·

اسکوت و تزار روسى

براى اسکوت – که دوران تزار در روسيه را مورد ستايش قرار ميدهد و مينويسد که «تيرباران انسانهاى بيگناه٬ تزار هرگز اين کار را انجام نداد» همه چيز امکان پذير است· بنا بر اظهارات اسکوت در دوران تزار وضعيت اينچنين بود٬ «گامهاى بلندى در جهت آزادى مطبوعات و بيان برداشته شده بود» و اگر چه «کشاورزان و کارگران تحت شرايط بسيار سختى زندگى ميکردند»٬ «يک توسعه اقتصادى سريع در جريان بود»·

 

علاوه بر اين «اغلب کودکان به مدرسه» ميرفتند و «بيسوادى در حال نابود شدن بود»· به ارزيابيهاى مجدد از دوران تزار توجه کنيد! اسکوت به معناى واقعى کلمه يک تجديد نظر طلب تاريخى حقيقى است· بيسوادى در روسيه٬ ۱۹۱۳ ٬ نزديک به ۷۰ درصد بود· و اکٽر کودکان نه تنها بمدرسه نميرفتند٬ بلکه بلافاصله پس از ايستادن بر روى پاهاى خود کار براى مالکان بزرگ را آغاز مينمودند·

 

در خلال دوران تزار٬ تحت رهبرى اشراف و روحانيت ٽروتمند و مرتجع٬ شرايط بسيار بدى از فقر و عقب ماندگى فرهنگى بر جامعه غالب بود· بر روى بسيارى از مستغلات – ه صاحب منصبان٬ مناطق وسيع مستقر در روستاهاى روسيه٬ شرايط حاکم بر زندگى تا حد زيادى به دوران سرواژ شباهت داشت٬ زندگى طبقات زحمتکش چندان ارزشى نداشت· زمينها با گاو آهن چوبى شخم زده ميشدند·

 

بدليل رهايى از اين فقر و فساد بود که کارگران انقلاب کردند! ستايش اسکوت از تزار روسيه نشان دهنده دلايل نفرت او از سوسياليسم و اينکه خواهان چگونه جامعه ايست·

 

نقض تاريخ

کتاب اسکوت با فقدان کامل از حقايقى ادامه پيدا ميکند که تشريحات تاريخى وى را بيک تقليد مسخره آميز مبدل مينمايد· از جانب اسکوت در باره مداخله نظامى دولتهاى بيگانه – «۱۴ کشور»٬ که به گفته چرچيل اهدافشان نابود نمودن سوسياليسم و بازگرداندن مالکيت خصوصى٬ حکومت صاحب منصبان و طبقه سرمايه دارى بود – عبارتى ذکر نميشود·

 

او در عوض ژنرالهاى تزار را٬ که خود را به قدرتهاى غربى فروختند و با دولت بلشويکها جنگيدند٬ (مانند دنيکين٬ که درخلال تجاوز نظامى ۱۵۰۰۰۰ يهودى را در اوکراين کشت)٬ همانند کسانى تشريح مينمايد که تنها هدفشان «احياى دوباره پارلمان دمکراتيک انتخاب شده» بود·

 

و اکاذيب ادامه پيدا ميکنند· اسکوت مينويسد که «ارتش سرخ-ه بسيار بهتر و مجهزتر-ه کمونيستها سفيدها را بسرعت شکست دادند»· در حقيقت مداخله نظامى و جنگ داخلى چهار سال به درازا کشيد و ارتش سرخ ابتدا در سال ۱۹۲۲ ساخته شد·

 

اکاذيب منتشر شده از جانب رومل٬ کانکوست٬ سولژنتسين و ديگران از مدتها قبل توسط بايگانى محرمانه افشاء شده اند· اما اسکوت بدنبال انتشار دانش و روشنگرى در مورد حوادٽ تاريخى مهم نيست· او فقط يکى از نوکران افراطى ليبرال٬ با دستمزدى خوب٬ است·

 

فصل مربوط به چين نيز رونوشتيست از اکاذيب در مورد اتحاد جماهير شوروى· آنها قحطى٬ اينبار ۴۰ ميليون٬ قتل٬ اعدام و آدمخوارى صفحه پس از صفحه هستند· اسکوت در کتاب تبليغاتى خود از حقايق صحبت نميکند· فصل بعدى در مورد کامبوج نيز به همين ترتيب· در اين فصل از دولت وقت حاکم کمونيستهاى واقعى ساخته ميشود٬ اگر چه از حزب کمونيست٬ با کمک حزب کمونيست ويتنام٬ شکست خورده و سرنگون شده بودند·

 

جمع بندى و نتيجه گيرى اسکوت ادامه فرار او از حقيقت است· اسکوت بدون دانشى که ميتوانست به او امکان درک توسعه تاريخى را اراٸه بدهد مکررا تاريخ را نقض ميکند· او فقر و نابودى کامل – ه ناشى از حمله نازيها در شرق و کشتار مردم را نميشناسد· براى اسکوت کمونيستها و نه نازيها عامل تمام زشتيها بودند·

 

با اينحال اين کمونيستها هستند که اسکوت بايد از آنها سپاسگزار باشد چرا که ميتواند در اين کشور در کمال آزادى صحبت کند· اگر اتحاد جماهير شوروى سقوط نموده بود٬ همانطور که فرانسه کرد٬ نازيها و فاشيستها حکومت بر جهان را بدست گرفته و سوٸد در نظم جديد اروپايى نازيها (Neuropa ) به منطقه اى کوچکى مبدل ميشد٬ سلاخى يهوديان و کمونيستها سرعت بيشترى بخود ميگرفت٬ امرى که قبل از سال ۱۹۴۲ تدارک ديده شده بود٬ و ضد کمونيستهاى دوآتشه قدرت را بدست گرفته و حکومت مينمودند· اين واقعيت براى اسکوت مناسب بود·

تقلب با اعداد

بايد چند کلامى نيز در مورد تمرينات عددى اسکوت در «جمعبندى» بگوييم· اسکوت بدون اراٸه سندى ميگويد که «۱۵۰ ميليون نفر توسط کمونيستها بقتل رسيدند»· ابتدا پس از ۷ صفحه ما ميفهيمم که اسکوت در مورد اتحاد جماهير شوروى چگونه به اين نتيجه دست يافته است·

 

به گفته وى بر اساس محاسبات يک متخصص فرانسوى در ۱۹۱۳ «جمعيت روسيه بايد در سال ۱۹۴۸ صد درصد٬ با ۱۷۳ ميليون نفر٬ افزايش ميافت»· به گفته «متخصص»- ه گمنام-ه اسکوت٬ بهمين دليل٬ شمار ساکنان روسيه بايد ۱۹۴۸ ٬ ۳۴۳٬۹ ميليون نفر ميبودند»·

 

سوال اول اينست که آيا تا بحال فردى اساسا قادر به محاسبه ميزان توسعه جمعيت تا ۳۵ سال آينده بوده است؟ آيا در سال ۱۹۱۳ شرايط لازم براى بوجود آوردن چنين امکانات علمى وجود داشت؟ البته که نه·

 

حتى در حال حاضر نيز برآورد چنين تخمينهايى دشوار اند· علاوه بر اين «متخصص» اسکوت قادر به داشتن دانش در مورد جنگهايى نبود که امپرياليستها در عرض ۳۵ سال به اتحاد جماهير شوروى تحميل نمودند·

 

«متخصص» از کشتار در جنگ جهانى اول٬ کشتار بعدى در خلال مداخله نظامى و داخلى و جنگ بنيان برازنداز نازيها بر عليه اتحاد جماهير شوروى در خلال جنگ جهانى دوم بيخبر بود· در ضمن اين جنگها با تخريب وحشتناک صنايع و کشاورزى همراه شدند٬ تخريبهايى که بر اٽر آنها همه چيز نابود و مردم عوامل امرار و معاش خود را از دست دادند و قحطى رخ داد· مطرح نمودن يک متخصص گمنام از سال ۱۹۱۳ يک کلاهبردارى محض است· 

 

«رقم متوسط» رومل

مسٸله هنگامى جالبتر ميشود که اسکوت به سراغ تمرينات عددى رومل ميرود· اين رودولف رومل به مرشدى مبدل شده است که دست راستيهاى افراطى او را٬ هنگام بد نام نمودن اتحاد جماهير شوروى و ديگر کشورهاى سوسياليستى با ميليونها مرگ و مير ادعايى٬ به رخ ميکشند·

 

او چند کتابى در اينمورد نگاشته است· از جمله «سياست مرگبار»٬ که  در آن نسل کشى ادعايى اتحاد جماهير شوروى مورد مرور قرار ميگيرد· گفته ميشود که رومل يک معلم قديمى رياضى بود٬ که از کتابهاى او٬ که پر است از نمودارها٬ جداول و محاسبات از همه نوع٬ مشهود است·

 

کتابهاى رومل براى فردى که قادر به صرفنظر نمودن از ساختارهاى رياضى باشد و مستقيما به سراغ استدلال او برود شبيه به مجلات فکاهى است· در مورد آمار٬ قابل اعتماد بودن منابع اراٸه دهنده آنان اولين مورديست که بايد به آن توجه داشت٬ در غير اينصورت بى ارزش ميشوند· اما رومل به اين مساٸل توجه نميکند· او در مورد مرگ و ميرها جداول و نمودارها را در فهرستهاى طولانى و مفصل کنار هم ميگذارد·

 

اما در خلال اين سالهاى جنگ٬ نيروهاى مداخله گر و ژنرالهاى تزار شرايط مرگ ۹ ميليون نفر را در جنگ و قحطى فراهم آوردند و بدليل برترى کلى آنان سقوط دولت بلشويکها عنقريب بود·         

 

 

 

Aldrig mera SS-Bild 4 Svälten 1921-22 11 72

 

 

دست چپ: تصوير کودکان قحطى زده از کارزار دست راستيها ۱۹۸۶ در کانادا و آمريکا در مورد قحطى ادعايى ۱۹۳۲-۳۳· دست راست: تصوير اصلى از قحطى ۱۹۲۱-۲۲ در روزنامه اطلاعات شماره ۲۲ منتشر شده از طرف کميته بين المللى براى کمک به روسيه در ژنو ۱۹۲۲·

 

تنها يک حمايت وسيع مردمى قادر به نجات بلشويکها و سوسياليسم و شکست نيروهاى مداخله گر و ژنرالهاى تزار شد· تاريخ اتحاد جماهير شوروى بسرعت از کتاب اسکوت عبور ميکند· تمام صفحات مملو از اکاذيبى اند که امکان طرح آنها در اينجا موجود نيست· اسکوت دهه ۱۹۲۰ و نپ (سياست جديد اقتصادى) را در يک صفحه و مبارزه طبقاتى در خلال دهه ۱۹۳۰ ٬ را در يک صفحه و نيم٬ توضيح ميدهد·

 

او حزب را بخاطر اخراج اعضا از حزب کمونيست بروکرات٬ فاسد و دزد مينامد و با اعدام و مرگ در اردوگاههاى کار برابر شناخته ميشود· از دهه ۱۹۳۰ يک صفحه و نيم٬ صرف نوشتن اين ميشود که استالين ضد يهود بود و پاکسازيها روشى بودند براى رها يى از شر يهوديان·

 

اسکوت مينويسد: «در واقع ۲۰۰۰۰۰ يهودى تيرباران و يا قبل از جنگ به اردوگاه فرستاده شدند»· يک ادعاى احمقانه· يکى از دلايل اخراجها از حزب کمونيست در خلال پاکسازيهاى دهه ۱۹۳۰ ضد يهوديت٬ که نوشته شده در فرمان کميته مرکزى حزب وجود داشت٬ بود·

 

جنگ جهانى دوم٬ مهمترين رويداد قرن در چهار صفحه توضيح داده ميشود٬ که در آن بخش بزرگى به وارد آوردن اتهام به اتحاد جماهير شوروى براى جنگ٬ درد و رنج و کليه مرگ و ميرها – که «عمدتا قربانى رژيمهاى خودشان» بودند اختصاص يافته است·

 

خيالبافيهاى اسکوت در مورد شمار قربانيان و مرگ و ميرها در اردوگاههاى مرگ در خلال جنگ٬ مانند بسيارى از موارد ديگر٬ از رومل گرفته شده اند· بدون اراٸه کوچکترين سندى ميليونها با ميليونها جمع زده ميشوند و اين عليرغم اينکه گزارشهاى اراٸه شده از منابع شوروى در مورد تمامى اين اطلاعات فوق العاده دقيق هرگز مورد بحٽ قرار نميگيرند·

 

ما بايد در يادداشتها به دنبال منابع و خبرچينها بگرديم· نتيجه نشان داد که منابع کتابهاى رومل حاصل مطالعات و يا اطلاعات خودش نيستند· در عوض ارقام رومل از کانکوست٬ سولژنتسين٬ مدودف٬ نشريات نازيها از دهه ۱۹۳۰ ٬ فاشيستها و مرتجعين ديگر در دانشگاههاى مختلف در سراسر جهان و حتى ژنرالهاى تزار گرفته شده بودند!

 

رومل با اطلاعات آنها و بدون کوچکترين موضع انتقادى به ارقام مرگ و ميرها و زندانيان٬ مجموعه اى از نمودارها و جداول زيبا را ترسيم نمود· او بمنظور پديد آوردن ارقام در جداول و نمودارها٬ ارقام - ه کانکوست تا نشريات نازى٬ سولژنتسين و ديگران را کنار هم گذاشت و بسادگى٬ ميانگين آنرا گرفت!

 

خوب است نه؟ رومل به بى ارزش بودن متون علمى خود کاملا آگاه است· او اينرا آشکارا٬ درصفحه ۲۰ ٬ در کتاب-ه سياست مرگبار ميگويد· او مينويسد: «ارزش اين نتايج بعنوان يک نتيجه علمى – بدون شک بى اعتبار هستند»· اما او تصور ميکند که نتايج٬ بر اساس اظهارات«کارشناسان منابعش محتمل اند»· اين موضع نسبت به علم داراى جوانب طنزآميز خود است·

در هم کوبيده شدن رومل توسط حقايق

کتاب رومل در سال ۱۹۹۰ نوشته شده است٬ هنگاميکه بايگانى محرمانه شوروى از قبل براى تحقيق باز شده بود اما بررسيها به پايان نرسيده و به همين جهت منتشر نشده بودند· اما رومل براى انتظار و ديدن دليلى نديد·

 

براى مٽال در مورد مسٸله کشته ها و زندانيان در اردوگاههاى مرگ٬ که موضوع مورد علاقه ارتجاعيون است٬ رومل در کتاب خود بر اين باور است که همه مواردى که او از طريق منابع خود در مورد اردوگاهها ميداند براى ايجاد جدولى «محتمل» کفايت مينمايد·

 

او بسرعت بجلو رفته و نتيجه: بنا به گفته رومل «در طى چهار سال و نيم از جنگ در اردوگاهها بيش از ۶ تا تقريبا ۱۸ ميليون زندانى کشته شدند»٬ که از يک «جمعيت سالانه اردوگاهى – ه بالغ بر تقريبا ۹ ميليون تا ۱۲۳۰۰۰۰۰ محتمل بنظر ميايد»· همساز با اين نتيجه رومل بر اين باور است که رقم بالغ بر «تقريبا ۱۱ ميليون کشته» در اردوگاههاى مرگ در خلال جنگ « محتملتر به نظر ميرسد»·

 

اين تقلب کٽيف با سرنوشت ميليونها انسان با موضع ارتجاعى اسکوت بر عليه اتحاد جماهير شوروى همخوانى دارد· «تحقيقات حرفه اى» روزنامه نگاران و پروفسورها نيز مزخرفات رومل را تاييد مينمايند· فقط دو سال پس از انتشار کتاب رومل٬ نتايج تحقيقات در بايگانى محرمانه شوروى در جهان غرب در دسترس عموم قرار گرفت·

 

ما در «حقيقتى که آشکار نشد» ارقامى را از اردوگاههاى کار شوروى منتشر نموده ايم· از جمله نشان داده شد که در خلال سالهاى جنگ جمعيت اردوگاههاى کار هرگز بيش از ۱٬۵ ميليون نفر نبوده است و آنهايى که در طى چهار سال و نيم از جنگ در اردوگاههاى کار جانسپردند تقريبا ۵۰۰۰۰۰ نفر بودند·

 

با ۹ تا ۱۲ ميليون زندانى و ۱۱ ميليون کشته رومل مقايسه کنيد· شمار کشته ها در اردوگاهها در خلال دوران جنگ بالغ بر صدها هزار در سال٬ بيش از دو برابر در صورت مقايسه با سالهاى ديگر٬ يک رقم بزرگ بودند·

 

دليل اين امر فقدان غذا و دارو٬ بدليل تحميل بربريت نازيستى به اتحاد جماهير شوروى٬ بود· نازيها خارج از اردوگاهها ۲۵ ميليون نفر را کشتند· کتابهاى شبه علمى رومل در خور جاعلانى نظير اسکوت٬ حتى نمودارهاى احمقانه نيز بخوبى مناسب حال اسکوت هستند·

 

هر دو آنها در همان سطح نازل عمل مينمايند· اتفاقا تمايل ما بر اينست که خواننده گان آگاه باشند که در رابطه با سوسياليسم رومل اصليترين منبع پر آلمارک در کتابهايش محسوب ميشود· شاعر ناموفق پر آلمارک طى ده سال قادر به فريب مردم سوٸد شد· امکان انجام اينکار به تنهايى٬ در مورد فضاى فرهنگى سوٸد –ه ليبرالى سخن ميگويد·

 

علاوه بر اين٬ ذکر اين مسٸله که در اعداد رومل اشتباهى رياضى وجود دارند خالى از لطف نيست· حتى ابتدايى ترين آنها نيز صحيح نيستند· اين مستقيما و در اولين صفحه کتاب قابل مشاهده است· رومل با عناوين بزرگ قربانيان کمونيسم را در اتحاد جماهير شوروى ۶۱۹۱۱۰۰۰ نفر اعلام ميکند·

 

توجه داشته باشيد که يک رقم بسيار دقيق٬ کم و بيش هزار کشته· اعلام شمار کشته شده گان با دقتى کم و بيش هزار «کشته شده» در خلال دورانى از ۷۰ سال ميان ۱۹۱۷ و ۱۹۸۷ ٬ هنگاميکه گفته ميشود شمار کشته شده گان ۶۰ ميليون نفر باشد٬ واقعا حيرت انگيز است·

 

هيچکس در گذشته موفق به انجام اينکار نشده است! رومل اولين نفر است! سولژنتسين٬ کانکوست و پليسهاى ديگر٬ فاشيستها و افراد متنفر از شوروى همواره ارقام «سر راست»٬ که در اين حالت دقت ميتواند ۱۰ ميليون باشد٬ اعلام ميکنند! مانند گمانه زنيهاى بيمارگونه سولژنتسين در مورد ۷۰ ميليون کشته در اردوگاههاى کار·

 

اما رومل دقتى ٬ کم و بيش٬ از ۱۰۰۰ کشته اراٸه ميدهد! اين چگونه امکان دارد؟ اين رقم ميانگين –ه معروف رومل است! اين ميانگين ارقام از افرادى دريافت شده است که از شوروى متنفرند٬ بدون توجه به اشتباهات حاشيه اى·

 

اين با چنان دقت قابل توجه اى اراٸه ميشود که افرادى مانند پر آلمارک را به زانو زدن و  برآوردن فرياد-ه «خدا را حمد باد» وادار مينمايد·  اما حتى اين هم کاملا کاذب است· آيا رومل واقعا يک رياضيدان بود٬ يا اينکه اين هم يکى از اختراعات سيا است؟  

 

هرگز با استفان اسکوت!

در «ديگر هرگز» استفان اسکوت به حوادٽ و جناياتى در کشورهاى سوسيالىستى اشاره مينمايد که در گذشته در مورد هيچ کشور ديگرى در تاريخ بشريت هرگز گفته نشده است· اينها اتهاماتى هستند بسيار جدى· اما اسکوت بدون اراٸه کوچکترين سندى متهم ميکند·

 

روايتهاى اسکوت در مورد آدمخوارى – ه سازمان داده شده و قانونى شنعيترين دروغيست که تا بحال در مورد مردمى گفته شده است· حتى بدترين استعمارگران نژادپرست در ادعاهاى خود در مورد آدمخوارى در آفريقا چنين گستاخ نبوده اند·

 

هدف اسکوت با انتشار اينگونه روايتها احمق اعلام نمودن خواننده گان است· اما جهان دانشگاهى واکنشى نشان نميدهد· شمار محکوم کننده گان اين اکاذيب حيرت انگيز اسکوت اندکند· برخى به آينده شغلى خود ميانديشند و سکوت اختيار ميکنند و برخى در مقابل اين حماقت همه جانبه نٸوليبرالى که تفکر آزاد را به سرکوب تهديد مينمايد به نشان دادن واکنش توانى ندارند·

 

آنهايى که در صفحات فرهنگى روزنامه ها ديده ميشوند ضد کمونيستهاى متعصبى اند مانند پروفسور – ه اهل اوپسالا کريستينا جرنر که کتاب اسکوت را در بررسيهاى خود در روزنامه جديد اوپسالا کتابى ميخواند "احاطه شده از عشق به حقيقت و اخلاق"·

 

اينکه جرنر در ادامه مينويسد که خواندن کتاب آسان است «برانگيزنده اين توهم در نزد خواننده گان ميشود که کتاب کم مايه است در حاليکه اينچنين نيست»· يک چنين بيانيه اى در حقيقت٬ بيش از کتاب از سطح دانش و نگرش پروفسور جرنر به تاريخ سخن ميگويد· اينجا و آنجا در دانشگاههاى کشور وجود دارند نمونه هايى مانند جرنر که بمنظور مبدل نمودن کتاب «ديگر هرگز»-ه اسکوت به يک مرجع تاريخى در نهادهاى خود کارزارى را به پيش ميبرند·

 

بدين ترتيب دانشجويان تاريخ را که در مدارس ابتدايى و دبيرستانها معلمان تاريخ اين کشورها خواهند شد در خدمت نٸوليبرالها و سرمايه هاى مالى  به مبلغان ضد کمونيست مبدل خواهند ساخت· ما به موفقيت جرنر و ديگران اميدى نداريم·

 

اين دهه ۲۰۰۰ است٬ دانش در مورد اکاذيب اسکوت منتشر خواهند شد· خواننده گان علاقمند به دانش و دانشجويان فريب اکاذيب او را نخورده و از آنها دورى خواهند جست· و بدين ترتيب استفان اسکوت نامى هرگز وجود نخواهد داشت!

ماريو سوزا


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com