File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                           

www.razmendagan.com                                                                                                         afgrazm@gmail.com 


 ارسالی: آرش
۲۰ جون ۲۰۱۵

 

 

 تضاد به زبان ساده

قسمت هفتم

  

تضاد عمده وجهت عمدۀ آن:

 دیالكتیك به ما میآموزد كه درمطالعۀ تضاد ها روابط و جهات مختلف تضاد ونحوۀ رشد آنها را نیز درنظر بگیریم. دراین رابطه برای اینكه سخن به درازا نكشد من ِصرف به یك مثال بسنده میكنم تا تطبیقی ساختن تئوری را بدانیم .

هم اكنون همۀ شما درجبهات دیده اید كه عدۀ زیادی گروهها و سازمانهای مختلف درگیرجنگ با روسها و رژیم دست نشاندۀ آن هستند، اینها میخواهند چه كنند، این عملكرد را چگونه میتوان در فومول تضاد گنجاند؟

خیلی ساده میتوان گفت كه روسها با تجاوز شان به افغانستان تضادی را به نام تضاد ملی آفریده اند كه دریك جهت آن خود روسها وعُمالشان ودرجهت دیگر اكثریت عظیم ملت وهمین گروه ها وسازمانها قراردارند و جنگ موجود تصادم یا مبارزۀ دوجهت این تضاد است. برا ی حل این تضاد درقدم اول ما این تضاد را تشخیص كردیم وخود نیز درجهت ملت قرار گرفتیم و برا ی تسریع حل این تضاد به جنگ شركت كردیم. ولی این همۀ كار نیست، تازه مسایل بُغرنجی پیش پای ما قرارمیگیرد كه اگر آنهارا نشكافیم، برخورد درست وعلمی به آن نكینم شاید جهت گیریها را مغشوش نمائیم وخود را نیز دراین گیرو دارُگم كنیم. لذا باید در هردو جهت تضاد روابط اجزای آنرا با یكدیگر نیز به ارزیابی بگیریم وقدم به قدم مراحل رشد و تكامل این روابط را نیز پیگیری كنیم. تحولاتی كه به سود حركت است باید آنرا حمایت و تقویت كنیم و از رشد تحولات منفی جلو بگیریم. حال ببینیم ظرف همین مدت دوسال واندی جنگ چه تحولاتی درجبهۀ جنگ ضد تجاوزی به وجود آمده است.

 احزاب و دسته های مختلف اسلامی درآغاز جنگ یك گرایش به وحدت با یكدیگر داشتند و یا دركنارهم همزیستی میكردند. مثلاً حزب اسلامی وجمیعت اسلامی باهم بودند و بعد با گروه صبغت الله مجددی درحركت انقلاب به رهبری مولوی نبی تجمع كردند و مدتی یكجائی عمل میكردند، ‌تا اینجا همزیستی غلبه دارد و تضادهای درونی شان هنوز در مبارزۀ آشكار نرسیده است، ولی حال چه؟ درپروسۀ تكامل خود، و یا بهتر بگوئیم رشد دمل وار خود با استفاده از احساسات مردم، هریك از اینها از نظر كمی روزتا روز پُندیدند، پول سرشار و اسلحه و امكانات از منابع خارجی امپریالیستی ـ ارتجاعی به دسترس شان قرار گرفت. تجمع میكانیكی شان توان تنظیم و ادارۀ مشترك این وضع و این رشد دمل وار را نداشت ولذا باید  متلاشی میشد (دمل سر باز میكرد).

از سوی دیگر، جهت دیگر تضاد عمده یعنی شوروی و عُمالش، زیر ضربات پیگیر وهمگانی خلق ما روزتا روز شكست میخورد وسنگربه سنگر را ملت ما از او پس میگیرد. سازمان ها وگروه های ارتجاعی كه پیروزی مردم و شكست روس را میبینند به پندار پیروزی زود رس فرو میروند و هركدام خواب حاكمیت خود را بركشور میبینند ولذا با تكیه بر مساعدت های موقتی میخواهند به تقویت گروه و دستۀ خود بپردازند.

از جهت دیگر حضور نیروهای انقلابی درجبهات و اثرگذاری های مثبت شان با ارائۀ نسبی خط كارسالم وعملكرد درست و شجاعانه و بالاثر جای گرفتن شان درنقاطی از كشور به مثابه یك نیروی با كیفیت عالی وگاهی تعیین كننده، انحصارگران را، به ویژه حزب وجمیعت را، به هراس انداخته وحضور این نیروها را نتیجۀ اغفال همقطاران دیگر خود میدانند. لذا میخواهند جهت سركوب انقلابیون خودشان پیشقدم شوند و موانع حاكمیت انحصاری خود را از سر راه بردارند. اینها عوامل عمده و یكسری مسایل دیگر در روابط اجزای مختلف تضاد عمده درنتیجۀ تكامل شان حالات وشرایطی را به وجود آوردند كه همزیستی بین نیروهای اخوانی وهمراهان شان را خدشه دار كرد. آنها را به تجزیه كشید وحتی برخوردهای مسلحانه بین شان به وجود آمد. هم اكنون درجاهای معینی بین حزب اسلامی وجمیعت اسلامی درگیری های شدیدی وجود دارد. همچنان جمیعت وحركت انقلاب، حزب و حركت انقلاب، نهضت اسلامی و نصر و. . . بین خود درگیری مسلحانه دارند. طبیعتاً این درنده خوئی و انحصارگری نیروهای ارتجاعی، ما را كه در دشمنی با خود خطرناكتر از روسها تشخیص میكنند وبه آن عمل میكنند، یعنی همراه با روسها و خلقی ـ پرچمیها برجبهات ما حمله میكنند، ‌زیر ضربات قرار داده است. كه باید شدیداً ازآن  جلو گیری كرد و كوشید تا همۀ تفنگ ها به طرف ارتش متجاوز روس وعمالش به صدا در بیاید كه هرگز درین شرایط برخورد با اخوان و هر نیروی دیگری كه میخواهد ضد تجاوز بجنگد به نفع ما وبه نفع خلق ما نیست.

وضع نیروهای انقلابی هم دراین مدت دستخوش تحول و تكامل  شده است. اینها كه درآغاز یا درجبهات جای پائی نداشتند ویا خیلی ضعیف بودند، درجاهای معینی به نیروی چشمگیری حتی ازنظر كمی بدل شده اند كه مناطق آزاد شده ای هم در دسترس دارند. از نظر كیفی توانسته اند با استفاده از اشكال مختلف كارخط دموكراتیك استواری را به جنبش عرضه كنند و خود را درسطح جامعه وحتی درخارج كشور به عنوان یك نیروی پیشرو ومستقل و موثر بشناسانند. این اثرگذاری را میتوان از ُغریدن و دندان خائیدن روسها و اخوانی ها بالای شان بهتر لمس كرد و...

در جهت دیگر تضاد، جهت روس و رژیم مزدورش، نیز دگرگونی هائی به وجود آمده، آنها سنگرهای مستحكم دست داشته ای خود را از دست دادند. زیر ضربات كوبندۀ ملت به تعویض مهره ها پرداختند. شیوۀ سركوب ملت را روسیه تغییر داد. از نیروهای متحد بین المللی خویش در جنگ با ما كمك خواست، ولی اینها همه جلوشكست او را نگرفت. اكنون به افغانی كردن جنگ پناه برده است. در تحقق این نیرنگ، ‌اول ملیش گرفته شد، دراین روزها عسكر جبری وپولی (معاش بگیر)جمع میكند كه آنهم راه حل پرابلم نیست.                                   

واما شیوۀ دیگری را هم به كار گرفته است كه از درون همین احزاب و گروه های اسلامی عده ای به اصطلاح چریك را با دادن چند میل تفنگ و دادن تامینات و پول میخرد چریك را به جان چریك میاندازد وجنگ را میان جبهات مقاومت میكشد و طرح افغانی كردن جنگ را پیاده میكند. این دقیقاً استفاده ازتضادهای درونی جبهۀ مقاومت ضد روس است و بر هم زدن روابط مقاومت. سازمانها و احزاب اسلامی هم در جلوگیری از این مسئله یا بی كفایتند و یا بعضی شریك جرم. كه باید رفقای ما درهمچو موارد دقیق باشند و نگذارند دشمن به حاد ساختن تضادهای عجالتاً فرعی، تضاد عمده را ماست مالی و مخدوش كند. اینها روابطی است كه دراجزای دوجهت تضاد وجود دارد و چنین تحولاتی را پیموده است.

نیروی انقلابی درمتن این تحولات روز تا روز تجربه میاندوزد، درس میگیرد و به این نتیجه میرسد كه پیوندش را با َخلق عمیقتر باید بسازد، سازماندهی مستحكمتری به وجود بیاورد و پایگاههای اجتماعی مطمئنتری در درون جنبش ایجاد كند و در انجام این مامول كلیۀ واقعیت ها وفاكتهای عینی  جامعه را در دوجهت تضاد به حساب باید بیاورد و ارزیابی دقیق از آنها داشته باشد.

ماتریالیسم چیز دیگری نیست جز در نظر گرفتن، ارزیابی و سیستماتیزه كردن ماتریال اجتماع درموقعیتهای وجودی شان ونحوۀ برخورد شایسته به هر یك از آنها. ماتریال عمدۀ اجتماع ما كه جهت تكامل را درجنگ كنونی مشخص میكنند همین هائی اند كه در فوق برشمردیم.

 ماتریالیسم دیالكتیك در برخورد باپدیده های طبیعی و اجتماعی، ضمن پذیرش این پدیده ها بمثابه موجودات مستقل ازذهن، آنها را قابل شناخت وتغییر وتحول دانسته و متود ارزیابی وقانونمندیهای شانرا سیستماتیزه میكند، همین سیستم بندی، همین استنتاج حاصله را كه بر مبنای ماتریال عینی با درنظر داشت تمام جوانب تكامل آن به وجود آمده وتئوریزه شده است، ماتریالیسم دیالكتیك میگویند. ما اگر ماتریالیستی و دیالكتیكی فكر میكنیم باید ماتریال اجتماع خویش را كه تذكرش رفت ومستقل از ذهن ما وجود دارند، درنظر بگیریم. به هیچ صورت نباید با چشم پوشی از واقعیات، ِاعمال تمایلات ذهنی دل خوش كن، بكنیم. ما درذهن خویش خیلی چیزها میخواهیم كه فعلاً این خواست های ما عملی نیست وعملی شدن شان كار پُر زحمت وحوصله میخواهد. این منتهای ایده آل ما درجنگ است كه ارتش نیرومند توده ای وپارتیزانهای دلخواه وتحت فرمان ما نیروی عمدۀ جنگ وحتی بر آن مسلط باشند، این یكی از فراز های آرزوها ی ماست، كه حزب كمونیست ایجاد شده به دست خودمان در سرتاسر افغانستان حاكمیت كند و... ده ها آرزوی خوب دیگر.

ولی این تمایلات ذهنی ما بر واقعیات تلخ موجود، به زور وجبر یكشبه ویا به آرزوكردن ِاعمال نمیشوند. آرزو داشتن خوب است، اما باید پذیرفت كه بین خواستن وتوانستن نیز تضاد وجود دارد. فقط بادرك دقیق عینی جامعه، با ارائۀ مشی وبرنامۀ درست با كار انقلابی، شكیبائی انقلابی و خودگذری های فراوان است كه درجریان رشد وتكامل انقلابی به نتایج دلخواه میرسیم و ایده ها و آرزوهای ما به واقعیت بدل میشوند.

 نه ماركس وانگلس، نه لینن و مائوتسه دون و نه هم چگوارا وهوشی من هیچكدام ِاعمال تمایلات ذهنی را مجاز نمیدانستند. پیوسته تاكید شان برآن بود كه با درنظرداشت شرایط مشخص با توجه عمیق به واقعیت عینی، تضادهای مشخص، جای مشخص تضادها، دوجهت هرتضاد و روابط متقابل تضاد در پدیده ها، اقدام به عمل كنیم. راه حل مشخص ارائه دهیم. درغیر آن به انحرافات دگماتیستی یا امپریستی چپ و راست میافتیم كه نتیجه اش منفی است.

درخاص بودن تضادها مسئلۀ جدی قابل بحث دیگر تشخیص تضادعمده و جهت عمدۀ تضاد است. اگر از سری تضادهائی كه در یك پروسه وجود دارد، (درپروسه های ُمغلق طبیعی و اجتماعی چندین تضاد وجود دارد) به درك و تشخیص تضاد عمده موفق نشویم به ماهیت پروسه پی نمی بریم  وآنرا نمی شناسیم.  برای شناخت یك پدیده باید تضاد عمدۀ آنرا كه شاخص پدیده است تشخیص و آنرا دقیقاً بشناسیم .

ادامه دارد

 


www.razmendagan.com                                                             afgrazm@gmail.com