File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                 

www.razmendagan.com                                                                                  afgrazm@gmail.com


ارسالی : گل افروز

۲ دسامبر ۲۰۱۴

 

بازتایپ تاریخ مختصر حزب زحمتکشان ویتنام

 

به ادامه گذشته:

 

              سومین کنگرۀ سرتاسری حزب، مشی عمومی حزب دردورۀ عبوربه سوسیالیسم

                         وانجام اولین نقشه پنج ساله ( 65- 1961)

 

سومین کنگرۀ حزب از تاریخ 5 تا12 سپتامبر1960 درهانوی برگزارشد. حزب ما برای اولین بار پس ازسی سال نبرد قهرمانانه ومملوازجان گذشتگی، سومین کنگرۀ خودرا درپایتخت برگزار کرد. درکنگره پنج صدنفربه نمایندگی پنج صدهزارنفرازاعضای حزب با حق تصمیم گیری وحق مشورتی شرکت کردند. صدرهوشی مینه درنطقی که بمناسبت گشایش کنگره ایراد کرد، بیان داشت:"این کنگره، کنگرۀ ساختمان سوسیالیسم درشمال ومبارزه برای اتحاد مجدد صلح آمیز میهن میباشد". کنگره گزارش سیاسی کمیته مرکزی راکه توسط رفیق له دوآن قرائت گردید پذیرفت. رفیق له دوآن تغییرات مهمی را که دراوضاع بین المللی وملی از دومین کنگرۀ حزب درفوریه 1951 روی داده بودند تحلیل نموده، تجارب بزرگ انقلاب ویتنام را مجسم کرده واضافه کرد: "دراوضاع کنونی بین المللی یک خلق کوچک وضعیف که متحد بپاخیزد ومصممانه تحت رهبری یک حزب مارکسیستی لنینیستی برای استقلال ودموکراسی برزمد، بقدرکافی تواناست که برهر متجاوزی پیروز شود".

گزارش سیاسی وهمچنین قطعنامه های کنگره راه عبور به سوسیالیسم ومبارزۀ خلق ما را جهت اتحادمجدد میهن روشن ساختند. گزارش سیاسی نشان داد که از زمان استقرار مجدد صلح،  انقلاب ویتنام به یک مرحله جدید که اهداف اصلی آن " تقویت وحدت تمام خلق، مبارزۀ مصممانه برای حفظ صلح ، دادن یک تحرک قوی به انقلاب سوسیالیستی درشمال وانقلاب دموکراتیک ملی توده ای درجنوب ، تحقق اتحاد مجدد میهن براساس استقلال ودموکراسی، بنا کردن یک ویتنام دوباره متحد شده، مستقل، دموکراتیک وشگوفان وکمک موثر به تقویت اردوگاه سوسیالیستی، نگاهداری صلح درآسیای جنوب شرقی وجهان" میباشد، وارد گردیده است .

گزارش سیاسی نشان داد که ساختمان سوسیالیسم درشمال تعیین کننده ترین وظیفه برای تکامل مجموعه انقلاب وبرای امر اتحاد دوباره میباشد. کنگره با تکیه به این گزارش مشی عامی را که برهدف زیرمبتنی است، تعیین نمود: "شمال را به سرعت وبا گامهای مطمئن، توانا به سوی سوسیالیسم هدایت کنیم". برای رسیدن باین هدف وتحقق وظایف تاریخی دیکتاتوری پرولتاریا، بایستی به حکومت دموکراتیک خلق اعتماد داشت ومسائل زیر را تا سرانجام بنحو احسن هدایت نمود:

 

-         تغییر سوسیالیستی کشاورزی، صنعتگری وتجارت کوچک وهمچنین صنعت وتجارت خصوصی سرمایه داری.

-         تکامل بخش دولت اقتصاد.

-         صنعتی کردن سوسیالیستی از طریق تقدم تکامل با صرفۀ کشاورزی وصنعت سبک.

-         تسریع انقلاب سوسیالیستی درزمینه ایدئولوژی، فرهنگی وفنی تا ویتنام به یک کشور سوسیالیستی با صنعت و کشاورزی مدرن و فرهنگ و دانش پیشرفته تبدیل گردد."

کنگرۀ حزب با سمت ووظایف اولین برنامه پنج ساله جهت تکامل سوسیالیستی اقتصادی و فرهنگی موافقت کرد وتصمیماتی برای استحکام حزب اتخاذ نموده واساسنامه جدیدی را پذیرفت. رفیق هوشی مینه مجدداً به سمت صدر کمیته مرکزی و رفیق له دوآن به سمت دبیر اول انتخاب گردیدند.

با سومین کنگرۀ حزب شمال به مرحله نوینی وارد گردید: از این به بعد وظیفه مرکزی حزب دراین بود که پایه مادی وفنی سوسیالیسم را بنا کند. وهمزمان با آن تغییر سوسیالیستی را به سر انجام رسانیده ومناسبات تولیدی نوین را محکم ساخته وبهبود بخشد.

جهت مشخص نمودن مشی ساختمان اقتصادی که در کنگرۀ حزب تصویب شده بود، کمیته مرکزی چندین نشست عمومی برای مشورت دربارۀ تکامل کشاورزی ( ژوئیه 1961) صنعت ( ژوئن 1962) درمورد برنامه دولت (آوریل 1963) ودربارۀ مسئله ارزی، تقسیم وقیمت گذاری کالا ها ( دسامبر1964) برگزارکرد.

کمیته مرکزی تحلیل خودرا درمورد وضعیت، نقش و ارتباط متقابل بین سه انقلاب زیر، عمیقتر نمود:

          انقلاب در مناسبات تولیدی ، انقلاب فنی وانقلاب ایدئولوژیکی فرهنگی که درآنها انقلاب فنی موضع کلیدی را اشغال میکند.

انقلاب سوسیالیستی حلقه رابطه تکامل این سه انقلاب میباشد . در جریان انجام این انقلاب مسائل مهمی از جانب حزب ما مانند انباشت اولیه، رابطه بین انباشت ومصرف ، بین ساختمان اقتصادی وتحکیم دفاع ملی ، صنعت وکشاورزی ، صنایع سنگین وسبک ، صنایع مرکزی ومنطقه ای ، هر روز مشخصتر ، جدیتر مطالعه و با ویژگیهای کشور حل شدند .

درانجام اولین برنامه پنجساله از 1961 خلق ما برمشکلات متعددی که بصورت مصائب طبیعی، خشکسالی ناشی از اعمال دشمن وعقب ماندگی اقتصادی وجود داشتند، غالب آمد تا بتواند با گامهای مطمئن  به پیش رود. این اوضاع بوضوح درجنبشهای تغییر "سه اول"، " دایفونگ"، "دوین های"، "نان گنگ"، "باکلی (5) وبخصوص درجنبش تغییر برای کسب عنوان گروه بریگادسوسیالیستی کار، منعکس گردیدند. درجریان این جنبشها هزاران گروه بریگاد تولیدی وکار از جانب دولت به عنوان گروه بریگاد سوسیالیستی شناخته شدند، هزاران شرکت تعاونی کشاورزی به شرکتهای تعاونی پیشاهنگ تبدیل گشتند وهزاران واحد نیروهای مسلح خلق عنوان واحد های "مصمم تا پیروزی" را دریافت داشتند . ایده های : تکیه به نیروی خود وساختمان با صرفه تر سوسیالیسم ، هرروزعمیقتر درخلق ما نفوذ میکند.

درراه ساختمان اقتصادی سوسیالیسم مشکلات عدیده ای وجود داشتند. این مشکلات به هیچوجه تصادفی یا موقتی نبودند، زیرا که منشاء آنها دراوضاع اقتصادی بود. حزب به طور منظم با ارگانهای اجرائی ، به سازمانهای ناحیه ای ، سازمانهای پایه ای خود وسازمانهای پایه ای ادارات دولتی یاد آوری مینمود که آنها درهردوره بایستی تمام مجاهدت خودرا جهت برطرف نمودن اشتباهات ، ضعفها و بهبود کیفیت خودبکارگیرند، تا بتوانند بدون وقفه پیش روند. درپرتوی این مشی چهارمین پلینوم کمیته مرکزی که در آوریل 1961 تشکیل گردید، مسله تقویت فعالیت هدایت کنندۀ حزب را بطور عمده در زمینه تشکیلاتی واجرائی مورد بحث قرار داد. کمیته مرکزی همچنین نقش فوق العاده مهم تشکیلات پایه ای را دراجرای مشی و رهنمود های حزب نشان داد. او توسعه جنبش " چهارخوب سلولها و سازمانهای پایه ای "(6) را مقرر داشت وهمزمان با آن جهت تکمیل ارگانهای اجرائی وارد عمل شد.

 

دفتر سیاسی حزب درآوان سال 1963 پس ازآنکه نشان داده شد نقطه ضعف ما  درهدایت اقتصاد نهفته است، دوجنبش بزرگ را سازمان داد. این جنبشها عبارت بودند از جنبش نوسازی در رهبری شرکتهای تعاونی وتکنیک کشاورزی وهمچنین جنبشی که ازیک سوهدفش ارتقای حس مسئولیت، تقویت اقتصادی ومالی، هدایت و نوسازی تکنیک و ازسوی دیگرمبارزه علیه بوروکراسی، اصراف (جنبش به له وسه علیه) درصنعت وتجارت بود. به شکرانه این جنبش انقلابی عمیق، هرلحظه بهتر می فهمیم که تمایل خود بخودی رشد سرمایه داری با آنکه ضعیف میباشد، قادر است، بخصوص نزد کارگران مستقل و در بازار آزاد، رشد نماید؛ علاوه براین دشمن همیشه میکوشد خرابکاری کند. به این خاطرچه درساختمان سوسیالیسم وچه در دگرگونی سوسیالیستی مبارزه بین دوراه برسر اینکه "چه کسی پیروز میشود؟" دراشکال مختلف تغییر مناسبات تولیدی ، درانقلاب فنی وایدئولوژیکی فرهنگی ادامه دارد.

درماه مارس 1964 صدرهوشی مینه مجمع فوق العادۀ سیاسی را فرا خواند، تا وحدت وهمبستگی خلق درقبال تجاوزو گسترش جنگی که امپریالیستهای امریکائی براه انداخته بودند، تقویت گردد. مجمع گزارش صدرهوشی مینه را پذیرفته، باتفاق آراء برنامه ومشی حزب و دولت را قبول کرده و از آن با شادی پشتیبانی نمود. صدرهوشی مینه همه را تشجیع کرد که "هرکس باید اندازۀ" دونفر کار کند و وظیفه اش را دربرابرهم میهنان درجنوب انجام دهد".

گزارش به مجمع سیاسی فوق العاده، سند ارجمندی است که درحزب و درتمام خلق ونیروهای مسلح به طور وسیع پخش شد، اطمینان وشور وشوق را در همه تقویت نمود. هرکس کوشش مینمود که بیش از اندازه کار نماید تا وظایفش را قبل ازهر چیز جهت پیشبرد برنامۀ دولت برای سال 1964 و اولین برنامه پنجساله انجام دهد. در همان زمان اختلاف نظرات بزرگی بین احزاب کمونیستی وکارگری مسلط شده بودند. مبارزه بین مارکسیسم لنینیسم واپورتونیستهای راست و"چپ" وبخصوص بین مارکسیسم لنینیسم ورویزیونیسم مدرن که بمثابه خطر عمده جنبش بین المللی کمونیستی وکارگری را تهدید میکرد. تشدید یافت.

نهمین پلینوم کمیته مرکزی حزب در دسامبر 1964 پس ازآنکه مشخصات عمده اوضاع جهانی و وظایف جنبش بین المللی کمونیستی را تحلیل نمود ، مشخص کرد که حزب باید جهت حفظ وپاکیزکی مارکسیسم- لنینیسم وهمچنین تقویت همبستگی اردوگاه سوسیالیستی وجنبش بین المللی کمونیستی بر پایه مارکسیسم لنینیسم وانترناسیونالیسم پرولتری سهم خودرا ادا کند تا وحدت ونیروی مبارزاتی حزب ارتقاء یابد. پلینوم منحرفین راست رو را که ادعا داشتند که گویا شمال دردگرگونی سوسیالیستی اقتصاد ملی را به طورعمده به پایان رسانیده است وگویا مبارزۀ طبقاتی ومبارزه بین راه سوسیالیستی وسرمایه داری وجود ندارد، اشتراکی کردن کشاورزی زود انجام گرفته است، به شدت مورد انتقاد قرار داد. این منحرفین به راست به اصلاح صنعت دستی وتجارت کوچک کم بها داده وضرورت دردست گرفتن اقتصاد وکنترول بازار را نادیده میگرفتند. به موازات آن حزب دگماتیسم را که سنبل صدها سال تسلط بیگانه بود وخودرا درنادیده گرفتن تفکر مستقل وآزاد، درعقدۀ حقارت ودر تن در دادن به ایده های خارجیان نشان میداد، به شدت مورد انتقاد قرار داد.

حزب پس از سومین کنگرۀ سرتاسری وظیفه تربیت کادرها و جنگجویان را در برابرخود قرار داد تا آنها بتوانند تفکر آزاد ومستقل خود را رشد داده ومارکسیسم لنینیسم وهمچنین تجربیات کشورهای برادر را خلاقانه در انطباق با شرائط مشخص میهن ما بکار برند. با حرکت ازیک تولید کوچک عقب ماندۀ کشاورزی و بدون عبور از مرحله تکامل سرمایه داری شمال توانسته به این تربیت بلافاصله و باگامهای مطمئن بسوی سوسیالیسم پیش رود.

در پایان سال 1965 هشتاد در صد از تعاونی های تولیدی کشاورزی توانستند به مراحل بالا ارتقاء یابند. اولین واحد های صنایع ماشین سازی، فلزکاری وشیمیائی ایجاد شده وکارتولید را شروع نموده بودند.

صنعت توانست شاخه های تازه ای ایجاد نموده و تولیدات نوینی بسازد. صدها واحد صنعتی منطقه ای ساخته شدند. بدین ترتیب درشمال قدم بقدم صنعت تهیه مواد اولیه وتکمیلی آن ایجاد شد که شاخه های متعدد صنایع سبک وسنگین را در بر میگرفت.

شرائط زندگی توده ها بهتر شد. درزمان تسلط  فرانسویان بیش از 65% ازمردم بیسواد بودند. ولی درسال 1965 تقریبآ تمام مردم شمال توانستند بخوانند وبنویسند. در مقایسه با زمان قبل از استقرارمجدد صلح ( 1954)   تعداد مدارس ابتدائی به سه برابر ونیم خود، ومدارس متوسط ومتوسطه فنی به بیست وپنج برابر رسید (7). ما برای تعدادی از اقلیتهای ملی خطهای مناسبی بوجود آوردیم ، قبائل کوه نشین فارق التحصیلان آموزشگاهای عالی داشتند . تعداد زیادی امراض مسری وشیوع یافته از بین رفتند، نیرو وتندرستی خلق رشد نمود و کودکان از پرستاری هرچه بیشتری برخوردار میشدند. و ادبیات وهنر که محتوی سوسیالیستی وخصلت ملی داشتند، روز بروز تکامل بیشتری می یافتند. صدرهوشی مینه گفت: شمال در جریان ده سال گذشته پیشرفتهای انجام داده که در تاریخ ما بیسابقه میباشند. میهن ، جامعه وانسان تغییر نموده اند " (8)

کمیته مرکزی در دسامبر 1965 یعنی درآخرین سال اولین برنامه پنجساله مشخص نمود که"پس از ده سال انقلاب سوسیالیستی وساختمان سوسیالیسم شمال تبدیل به تکیه گاه محکمی برای انقلاب در تمام میهن گشته و رهبری سیاسی پرقدرت، اقتصاد قوی ونیروهای مسلح قدرتمندی را دارا میباشد." (9)

 

ادامه دارد.


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com