File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                 

www.razmendagan.com                                                                                  afgrazm@gmail.com


ارسالی : گل افروز

۲۰ نوامبر ۲۰۱۴

 

بازتایپ تاریخ مختصر حزب زحمتکشان ویتنام

 

به ادامه گذشته:

 

                                     

تحقق برنامۀ سه سالۀ سوسیالیستی وآغازتکامل اقتصادی وفرهنگی

(60-1958)

رفرم ارضی وساختمان مجدد اقتصاد به تغییرات قابل توجهی درجامعه شمال منجرشدند. با اینهمه اقتصاد میهن هنوز درمجموع ناهمگون میباشد. فعالیت فردی دهقانان، صنعتگران، تجارکوچک، صاحبان کارگاههای کوچک کماکان فضای مهمی را اشغال مینماید. کارگران درکارگاههای خصوصی هنوزازیوغ استثمار بورژوازی رها نشده اند. برای اینکه شمال بسوی سوسیالیسم روان گردد ضروری بودکه تغییرات درسطح وسیعتری انجام گیرد.

بلافاصله پس از پیروزی درجنگ مقاومت علیه استعمارگران، ویتنام شمالی کاملا آزاد شده از انقلاب دموکراتیک -ملی توده ای به انقلاب سوسیالیستی گام نهاد. تمام کادرها واعضاء حزب دراین زمینه ضرورت این انقلاب را بوضوح تمام درک نکرده بودند و ازجانب دیگر قصد دشمن مدام این بودکه درصفوف جبهه واحد ملی تفرقه انداخته ودرمقابل رهبری حزب وانقلاب سوسیالیستی بایستد. کمیته مرکزی دست باقدامات شددیدی زد تا ضد انقلاب راسرکوب کرده وایدئولوژی سوسیالیستی رابین کادرها، مبارزین وخلق اشاعه دهد. این درعمل مهم است که هرفرد راه سوسیالیستی را از سرمایه داری تمیز دهد، ضرورت تکامل بسوسیالیسم را بشناسد وبتواند با این گرایش که گویا باید اجازه داد سرمایداری تازمانی معینی آزادانه گسترش یابد وآنوقت بمرحله سوسیالیسم روان شد، مصممانه مبارزه کند. همزمان با این حزب علیه تصورات نادرست نسبت به رابطه بین انقلاب سوسیالیستی درشمال و وظیفه آزادی جنوب مبارزه کرد. بعضیها میترسیدند که ساختمان سوسیالیسم درشمال اشکالاتی درمبارزه جهت اتحاد مجدد میهن بوجود آورد. حزب نشان داد که درست بخاطرایجادشرائط مناسبتری برای آزادی جنوب وجهت اتحاد مجدد شمال بایستی با گامهای سریع، پرتوان ومصمم بسوسیالیسم گذارنمود.

چه متدها، کدام اشکال وچگونه سرعتی را باید تحت شرائط ویژه ویتنام، در زمانیکه هنوزمیهن بدوبخش تقسیم شده است، انتخاب کنیم که شمال آزاد شده ازیوغ فئودالیسم و استعمار بدون عبورازمرحله تکامل سرمایداری بسوسیالیسم گذار کند؟ چهاردهمین پلینوم کمیته مرکزی (نوامبر1958) مقرر داشت که وظیفه مرکزی کنونی در این است که دگرگونی سوسیالیستی  اقتصاد فردی دهقانان وصنعتگران وهمینطور اقتصاد خصوصی سرمایه داری را بجلو رانده، تا بتوان همزمان باهم تمام نیروها را جهت تکامل بخش اقتصاد دولتی که نیروی تعیین کننده در اقتصاد ملی است، بکار گیریم. مهمترین نکته تغییر وتکامل کشاورزی است.         

مشی حزب در تغییر سوسیالیستی کشاورزی این است که دهقانان منفرد سازمان داده شده درگروههای  تعاون متقابل (سلولهای جنبشی سازمان سوسیالیستی) را بسازمانهای تعاونی تولیدی کشاورزی سطح پائین (نیمه سوسیالیستی) وبالاخره به سازمانهای تعاونی رشد یافته درسطح بالاتر (سوسیالیستی) ارتقاء دهد. این بدان معنی است که کلکتیویزه کردن کشاورزی که به میکانیزه بودن مشروط میگردد، همپای آبیاری وسازماندهی نوین کارحرکت نماید. کلکتیویزه کردن به تکامل صنعتی سوسیالیستی کمک نموده واین خوداز جانب دیگر شرائط را برای تثبیت وتکامل کلکتیویزاسیون فراهم میسازد.

حزب در ارتباط با صنعتگران مقرر داشت که آنان رادر شرکتهای تعاونی صنعتگران مجتمع نموده، مواد خام، جنبش و تجهیزات دراختیارآنان قرار گیرد تا اینکه آنها قدم بقدم تکنیک خودرا نوسازی نموده بازده  کار را افزایش داده وکیفیت محصولات خودرا بالا برند وبه انجام برنامه دولتی کمک کنند.

حزب در رابطه با صنعت وتجارت سرمایه داری خصوصی مشی دگرگونی مسالمت آمیز را تعقیب میکند. در مرحله انقلاب سوسیالیستی بورژوازی ملی کماکان رهبری حزب را برسمیت شناخته، بتربیب حزب گردن نهاده و به برنامه جبهه واحد ملی احترام میگذارد، دولت درزمینه اقتصادی بجای مصادره وسائل تولید بورژوازی آنرا خریداری میکند. بورژوازی ملی درزمینه سیاسی بمثابه یک بخش از جبهه میهنی قلمداد میشود. حزب در ارتباط با تجارکوچک تصمیم گرفت که آنانرا تربیت کند وبه آنها درمستحیل شدن قدم بقدمشان درزندگی کلکتیوی کمک نموده وبخش بزرگی ازآنان رادرتولید وارد سازد.

رهنمودهای صحیح وهمچنین سیاست درست حزب ودولت در زمینه تحول سوسیالیستی اقتصاد از جانب توده های وسیع، بویژه در مناطق روستائی که ازسال 1959 جنبش کئوپراسیون کشاورزی بیک جریان عظیم توده ای تبدیل شده است، پذیرفته گردید.

مبارزه بین راه سوسیالیستی وسرمایه داری، بین منافع بحق کلکتیو ومنافع فرد در برخی نقاط وبعضی مواقع بیاندازه مشکل وپیچیده انجام گرفت. تحت جنبش شرائطی حزب میبایست حقیقتأ یک پارچه ، مصمم وقوی باشد ویک همبستگی کامل را به ثبوت رساند. صدرهوشی مینه در سپتامبر1957 بیان داشت " حزب باید در دوره انقلاب سوسیالیستی ازهر زمان دیگری قویتر باشد. دگرگونی جامعه بدون یک تربیت نوین وبالا بردن اخلاق اعضاء حزب امکان پذیر نخواهد بود. انقلاب سوسیالیستی از مبارزین وکادرهایک موضع محکم پرولتری ویک آگاهی عمیق سوسیالیستی میطلبد. این دو ( مبارزین وکادرها مترجم ) باید خودرا کاملا از تأثیرات ایدئولوژی طبقات استثمارگر وهمچنین فردگرائی رهانیده وبروحیه کلکتیوی گردن نهند."                                     

بشکرانه تربیت دقیق حزب وصدرهوشی مینه تقریبأ مجموعه کادرها ومبارزین توانست کیفیت کمونیستی خودرا هنگام گذار به مرحله تاریخی جدید حفظ نماید. آنان علاقمندانه بمیان توده ها رفتند تا آنانرا تربیت وبسیج نموده ومشی حزب را با موفقیت اجراء کنند. درپایان سال 1960 یعنی تنها پس از سه سال، دگرگونی در کشاورزی با ایجاد شرکتهای تعاونی سطح پائین که 85% کارگاهها و68%زمینهای مزروعی رادربرمیگرفت ، بطورعمده پایان یافت. تقریبأ 12%از کارگاهها بشرکتهای تعاونی درجه بالا تبدیل شدند. در شهر ها صد درصد کارگاههای بورژوازی صنعتی و98%از کارگاههای بورژوازی تجارتی همچنین 99% از وسایل حمل ونقل موتوری شکل اقتصاد سوسیالیستی بخود گرفتند. ده ها هزار کارگر از قید استثمار بورژوازی آزاد گردیدند.درتجدید تربیت صنعتگران وتجارکوچک نیز موفقیتهای مهمی کسب شد.بیش از دویست وشصت هزارصنعتگر( 88 % از جمع صنعتگران که باید تجدید تربیت شوند )وبیش از صدوپنج هزار خرده تاجر( 45%ازمجموع خرده تاجران ) در اشکال مختلف شرکتهای تعاونی گنجانیده شدند. پنجاه هزارنفرازاین گروه بتولید، بویژه به تولید کشاورزی وصنایع دستی واردگردیدند. همزمان با موفقیتهای کسب شده دردگرگونی مناسبات تولیدی ، برنامه سه ساله در زمینه تولید کشاورزی، صنعتی، فرهنگی، تعلیم وتربیت وتجهیزات بهداشتی بطور رضایت بخشی انجام گرفت.

بیکاری وامراض شیوع یافته که میراث جامعه کهن بودند بطور عمده برطرف شدند. موفقیت تعیین کننده برنامه سه ساله، یعنی دگرگونی سوسیالیستی وتکامل اقتصادی وفرهنگی را بایست به پای این واقعیت نوشت که این برنامه مناسبات سوسیالیستی را برقرارکرد، استثمارانسان از انسان را بطور عمده برانداخت واقتصاد عقب مانده وناهمگون مارا بیک اقتصاد سوسیالیستی ونیمه سوسیالیستی همگون تبدیل کرد. تغییرات بزرگی که در جامعه ما انجام گرفتند در قانون اساسی 1959 متبلور گردیده اند. پس از پیروزی درجنگ مقاومت علیه متجاوزان استعمارگرفرانسوی شمال بطور کامل آزاد شده وبمرحله گذاربه انقلاب سوسیالیستی گام نهاد، در حالیکه جنوب هنوز تحت یوغ امپریالیستها وفئودالها میباشد.

قانون اساسی سال 1946 که از رویداد ها عقب افتاده بود میبایستی گسترش یافته تا با اوضاع جدید وساختمان استرتیژیک مرحله جدید مطابقت کند. در ژانویه 1957 مجلس ملی جمهوری دموکراتیک ویتنام تصمیم گرفت که قانون اساسی را تغییر دهد وبرای انجام این امر کمسیونی انتخاب کرد که تحت هدایت صدر هوشی مینه قرارداشت. پس از یک کار سه ساله کمسیون پیشنهادی را برای تغییر قانون اساسی بمجلس ملی ارائه دادکه در 31 دسامبر 1959 پذیرفته شد. این اولین قانون اساسی سوسیالیستی ویتنام میباشد . این قانون اساسی بیان اراده ومجاهدت خلق ماست که مصمم است سوسیالیسم را بسازد. برای وحدت دوباره سرزمین پدری مبارزه کند ویک ویتنام صلجو، متحد، مستقل، دموکراتیک وشگوفان بنا نماید. 

 

ادامه دارد.


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com