File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                           

www.razmendagan.com                                                                                      afgrazm@gmail.com 


ارسالی  لاله

۲۰ فبروری ۲۰۱۴

 

 

انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر و تأثیر آن در آلبانی

 

هنگامیکه خلق آلبانی از ظلم و ذلت رنج میبرد و امپریالیست ها حقوق او را بیرحمانه پامال میکردند، حادثۀ عظیمی لرزه بر جهان افکند: انقلاب کبیر سوسیالیستی در روسیه پیروز شد.

روز 7 نوامبر 1917 (25 اکتبر از تقویم ژولی[1]) طبقۀ کارگر و دهقانان تهیدست روسیه به رهبری حزب بلشویک، و در رأس آن لنین، قدرت سرمایه داران و مالکان ارضی را سرنگون ساختند و دیکتاتوری پرولتاریا را بر پای داشتند. درفش سوسیالیسم بر یک ششم کرۀ زمین افراشته شد.

انقلاب کبیر اکتبر شرایط ضروری برای بر انداختن هرگونه استثمار انسان از انسان، هرگونه ستم اجتماعی و ملی، برای پیروزی نظام سوسیالیستی در روسیه فراهم آورد.

انقلاب سوسیالیستی در روسیه، دوران نوینی در تاریخ جهان گشود، دوران سرنگونی سرمایه داری و پیروزی نظام سوسیالیستی، دوران انقلاب پرلتری در کشور های سرمایه داری و انقلابات نجات بخش ملی در کشور های مستعمره و وابسته، دوران ایجاد جبهۀ واحد انقلابی پرلتر ها و خلق های ستمدیدۀ کلیه کشور ها بر علیه امپریالیسم.

پیروزی اکتبر کبیر پیروزی مارکسیسم- لنینیسم بر سوسیال دموکراسی بر اپورتونیسم و بر رویزیونیسم بود. ایدئولوژی مارکسیستی – لنینیستی با آهنگ جدیدی در نهضت کارگری بین المللی رو به پیشروی پیروزمندانه نهاد.

انقلاب اکتبر و جمهوری شورا ها در نهضت انقلابی ممالک گوناگونی تاثیر بسیار گذاشتند، به توده های زحمتکش سراسر جهان راه آینده را نشان دادند، با سرمشق خویش به آنها الهام بخشیدند، به جنبش کارگری و جنبش نجات بخش ملی در جهان نیروئی بی سابقه دمیدند.

طنین انقلاب اکتبر به آلبانی نیز رسید. افکار این انقلاب و سیاست دولت شوروی در رشد نهضت نجات بخش ملی به خاطر حفظ تمامیت ارضی کشور و در گسترش جنبش انقلابی دموکراتیک تاثیر گذاشت.

در این مورد اقدام دولت شوروی مبنی بر افشاء قرارداد های محرمانه ای که بین دول امپریالیستی منعقد شده بود دارای اهمیت خاصی است. یکی از این اسناد که به موجب تصمیم دومین کنگرۀ شورا ها انتشار یافت قرارداد محرمانۀ لندن مورخ آوریل 1915 بود که بر طبق آن میبایست آلبانی بین ایتالیا، صربی، مونتگرو و یونان تقسیم شود. مضمون این قرارداد به زودی در آلبانی نیز انتشار یافت و موج عظیمی از خشم در نزد خلق آلبانی بر انگیخت. نهضت نجات بخش ضد امپریالیستی به خاطر تامین آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور، نهضتی که بر علیه قرارداد لندن بر پا شد، دامنۀ پهناوری یافت. کنگره ملی ضد امپریالیستی لوشینا که در ژانویه 1920 تشکیل شد، پیکار قهرمانانه ای که در تابستان همان سال بر علیه اشغالگران امپریالیستی ایتالیایی در گرفت و پس از نبرد پیرومند ولورا به طرد آنها انجامید گواه میهن پرستی پر شور خلق آلبانی و همچنین حاکی از نفوذ سیاست ضد امپریالیستی لنینی بود.

از فردای پیروزی انقلاب اکتبر، در شرایطی که انقلاب در همۀ اروپا رو به اعتلاء بود. اخبار پیروزی های بلشویک های روس بتدریج در صفوف کارگران، پیشه وران و روشنفکران آلبانی به طور وسیع منتشر میشد و مهر روز افزون آن ها را نسبت به روسیۀ شوروی می انگیخت. نام لنین به صورت مظهر «اصول والای انسانیت»، مظهر جامعۀ نوین، جامعه ای خالی از استثمارگر و استثمار زده در آمد. نخستین رسالاتی که از اتحاد شوروی و کمونیسم سخن میگفت از خارج به آلبانی میرسید و در محافل محدود روشنفکران و کارگران خوانده میشد. اندیشه های اکتبر در میان توده های محروم شهر ها که در اثر خرابی های جنگ اول جهانی و سیاست ضد خلقی دولت های مالکان بزرگ ارضی و بورژوا ها در شرایط اقتصادی بسیار دشوار بسر میبردند، شیوع میافت.

 

انقلاب ژوئن 1924

پس از آنکه نیروهای امپریالیستی بیگانه و نیروهای شوینیستی کشورهای همسایه از آلبانی رانده شدند مبارزه برای استقرار نظام دموکراتیک و به ویژه برای حل مسئله ارضی در خط مقدم زندگی سیاسی و اجتماعی قرار گرفت. توده های دهقان و مردم خرده پای شهر ها و از آن جمله کارگران در این مبارزه شرکت داشتند.

طبقۀ کارگر هنوز به آن درجه از پختگی ایدئولوژیک و سیاسی نرسیده بود که بتواند حزب خود و یا لااقل سازمان های حرفه ای خود را تأسیس کند. از این جهت جنبش کارگری در مجموع خود نتوانست بر این ضعف های بدوی فائق آید. جمعیت های جدیدی که در سال های 1920 – 1923 ایجاد شدند خصلت جمعیت های کمک به پیشه وران و کارگران را داشتند و هرگز به فعالیتی ممتد نائل نیامدند. کارگران برخی از کارخانه ها و معادن نیز در کنار شاگردان کارگاه های پیشه وری و کسبه به جنبش مبادرت جستند ولی اعتصابات آنها همیشه خودجوش بود و فقط مطالبات صرفاً اقتصادی را مطرح میساخت. علاوه بر علل عینی که مانع تکامل این جنبش میشد فعالیت ضد سوسیالیستیِ مداومِ طبقات حاکمه که پس از انقلاب اکتبر باز هم توسعه بیشتر یافت راه جنبش را سد میکرد.

نهضت کارگری با نهضت وسیع توده ای در آمیخت و این نهضت سراسر کشور را فراگرفت. دهقانان و توده های فقیر کشور ها که بار سنگین ستمگری و استثمار وحشیانۀ مالکان ارضی و بورژوا ها را بر دوش داشتند نیروی عمده این نهضت بودند. از سراسر آلبانی اعتراض نامه هائی به عنوان دولت و مجالس ارسال میگشت و مطالبه میشد که عشریه و حقوق گزاف گمرکی غلات ملغی گردد. در مارچ 1923 هزاران تن از شهریان و روستائیان در کورچا نمایش دادند و خواستار شدند که نان مردم تأمین شود و انبار های محتکران غلات را بگشایند. در منطقه ولورا قریب سه هزار تن شهری و روستائی با اعتراض به سیاست ضد خلقی دولت، برخاستند، انبار های محتکران را گشودند، غلات را برداشتند و بین مردم رایگان تقسیم کردند.

دهقانان تهیدست و ستم دیده خواستار زمین بودند. دیگر مبارزه به خاطر زمین حدت بسیار یافته بود و چه بسا که دهقانان برای اینکه زمین را بزور از مالکان بزرگ ارضی و دولت بستانند به حملات شدید دست میزدند. حل مسئله ارضی در روسیه شوروی نیز در گسترش مبارزۀ ضد فئودالی تأثیر داشت. در کشوری عقب مانده مانند آلبانیِ آن روز بلشویسم در درجه اول به معنی الغاء بدون غرامت مالکیت بزرگ ارضی و واگذاری رایگان ارضی وسیع به دهقانان بود. ولی خواست های اساسی دهقانان مورد پشتیبانی گروه های سیاسی بورژوا که در آن موقع در راس جنبش دموکراتیک بودند قرار نگرفت. این گروه ها تصور تنگنظرانه ای از رفرم داشتند و یگانه هدفشان این بود که منافع دهقانان زحمتکشی را که بر روی زمین کار میکردند با منافع مالکان بزرگ ارضی آشتی دهند و بدون آنکه به این طبقه زیانی برسانند وضع آن دهقانان را بهبود بخشند. بورژوازی آلبانی که به طور عمده از بازرگانان و صنعتگران کوچک تشکیل میشد نیز قسماً مالک ارضی بود. وی به مثابۀ طبقه خواستار دگرگونی های اساسی نبود. اگر در جنبش دموکراتیک شرکت میجست برای آن بود که با اغراض دیکتاتور منشانۀ دار و دستۀ زوغو و یا سلطۀ مالکان بزرگ ارضی در زندگی سیاسی کشور دشمنی داشت.

کسانیکه بیش از همه جنبش دموکراتیک را ترغیب و تقویت کردند و سازمان دادند دموکرات های انقلابی بودند که به ویژه در جمعیت «باشکیمی» (وحدت) جمع شده و اکثراً از صفوف روشنفکران خرده بورژوازی برخاسته بودند. «باشکیمی» جوانان و به طور عمده جوانان دانشجو را که به ویژه در جنبش دموکراتیک انقلابی نقش نمایانی بازی کردند گرد می آورد و سازمان میداد. سازمان باشکیمی و سایر عناصر دموکرات از خواست های اساسی دهقانان در امر تقسیم اراضی مجدانه پشتیبانی کردند و با طرح مبرم ترین مسائل سیاسی و اجتماعی به زندگی سیاسی کشور جانی تازه بخشیدند.

اعتلاء نهضت در بهار 1924 به ایجاد وضع انقلابی منجر گردید و کشته شدن عونی رستمی، یکی از رهبران جنبش دموکراتیک، بدست زمینداران بزرگ ارتجاعی، به منزله ندای قیام بود.

برنامه ای که این دولت مطرح کرد شامل یک سلسله وظائف و رفرم هائی بود به منظور اینکه کشور به راه تکامل دموکراتیک و بورژوائی بیافتد. پیش بینی برنامه در زمینۀ سیاسی عبارت بود از استقرار دموکراسی از طریق انتخابات آزاد و مستقیم، تحول اساسی دستگاه دولتی اعم از کشوری و لشکری، هدف برنامه در زمینه اقتصادی و اجتماعی، عبارت بود از ریشه کن ساختن فئودالیسم، آزاد کردن دهقانان از استثمار مالکان بزرگ ارضی، اصلاح سیستم مالی به سود خلق، تسهیل ورود سرمایۀ خارجی، تشویق سرمایۀ مالی و دفاع از آن. توجه برنامه در مورد آموزش همگانی معطوف بر آن بود که سیستم آموزشی مبتنی بر پایه های ملی و متجدد ایجاد گردد. دولت در سیاست خارجی در نظر داشت که با کلیۀ کشور ها و به ویژه با کشور های همسایه مناسبات دوستانه بر قرار کند.

این برنامه مورد پشتیبانی توده های وسیع قرار گرفت که اجرای تام و تمام آن را خواستار شدند. اما در عین حال با مخالفت خشمناک مالکان بزرگ ارضی و ارتجاع امپریالیستی روبرو گردید. روسای بورژوازی نیز که از شور و شوق انقلابی توده ها به هراس افتاده بودند به مالکان بزرگ ارضی و امپریالست ها نزدیک شدند تا به معیت آنها بر علیه اجرای برنامه مبارزه کنند و دولت جدید را تحت فشار شدید قرار دهند.

در چنین اوضاعی، دولت دموکراتیک بورژوا که سخت متزلزل شده بود نشان داد که نمی تواند انقلاب را به پایان برساند، سیاست آشتی طبقاتی در پیش گرفت، از تکیه بر توده ها سر باز زد و برای اجرای برنامۀ خویش مبارزه نکرد و این امر موجب انفراد او از توده های مردم که او را سرکار آورده بودند گردید. در اثر رخوت دولت و روش متردد او این فکر در محافل دموکراتیک رادیکال به ظهور رسید و قوت گرفت که توده های مردم خودشان باید با مالکان بزرگ ارضی و رهبران متزلزل بورژوازی تصفیه حساب کنند و مجلس جدیدی بر سرکار آورند که مرکب از کارگران و دهقانان باشد، ولی این فکر به عمل در نیامد.

روش ضد امپریالیستی دولت که ناشی از خصلت دموکراتیک برنامۀ آن بود نتایج مثبتی ببار آورد. وی کشور را از فرمانبری اسارت آور ایتالوی فاشیست رهانید، ادعاهای شونیست های یوگسلاوی و یونانی را در مورد خاک آلبانی رد کرد و با اتحاد شوروی روابط دیپلماتیک بر قرار ساخت. معذالک حتی در سیاست خارجی هم دولت فان نولی در برابر فشار های امپریالیسم انگلستان و امریکا دچار تزلزل بود.

امپریالیست ها و دول ارتجاعی کشورهای مجاور به اقدامات وسیعی بر علیه جنبش دموکراتیک در آلبانی دست زدند و مالکان بزرگ ارضی و سایر مرتجعان کشور بیاری آنها در صدد خفه کردن انقلاب بر آمدند.

در 24 دسمبر 1924 نیرو های ضد آلبانی که اکثراً با کمک مستقیم امپریالیست ها و قشون ارتجاعی صربی و گارد سفید از یوگوسلاوی آمده بودند به رهبری احمد زوغو وارد تیرانا شدند و دولت فان نولی را سرنگون ساختند. به این طریق رژیم زوغو سر کار آمد.

انقلاب ژوئن بخش فعالی از نهضت انقلابی نیرومند خلق ها بود که در فردای پیروزی انقلاب اکتوبر بر پا شد. اما این انقلاب هنگامی به پیروزی رسید که ارتجاع و فاشیسم در اروپا کاملاً به تعرض پرداخته و نهضت انقلابی رو به فروکش نهاده بود. در چنین هنگامی آلبانی به صورت کانون انقلاب در بالکان در آمد. اهمیت انقلاب ژوئن از مرز های کشور آلبانی در گذشت و مورد توجه خاص محافل کمونیست و دموکراتیک اروپا قرار گرفت که خصلت انقلابی ضد فئودالی و ضد امپریالیستی آن را به درستی ارزیابی کردند. ژرژ دیمیترف نظر داد که سرکوب انقلاب ژوئن باعث شد که یکی از پایگاه های نهضت انقلابی در بالکان از میان برود و جبهۀ ارتجاع بالکان توسعه یابد.

 

ادامه دارد...


[1] - اشاره است به تقویمی که در سال 46 قبل از میلاد به دستور ژول سزار امپراتور روم تنظیم شد. «مترجم»


www.razmendagan.com                                                                afgrazm@gmail.com