File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                           

www.razmendagan.com                                                                                                                  afgrazm@gmail.com 


لاله

۴ دسامبر ۲۰۱۴

 

 

Text Box: لاله
 
تاریخ حزب کار آلبانی
 
 
انستیتوی تحقیقات مارکسیستی لنینیستی در جنب کمیتۀ مرکزی حزب کار آلبانی
چاپ «نعیم فراشری» تیرانا 1969
 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

بخش شصت و یکم

 

تعمیق تحولات اقتصادی و اجتماعی

رهنمود های پنجمین پلنوم کمیتۀ مرکزی فوراً در قانون اساسی جمهوری توده ای آلبانی که طرحش در آن موقع در معرض بررسی مردم گذاشته شده بود، منعکس گردید.

پس از پلنوم مرحلۀ جدیدی از ملی کردن آغاز شد. مراکز برق، صنایع ساختمانی و تمام صنایع سبک و غذایی موجود که اکثراً به بورژوازی تعلق داشت، ملی گشت. در پایان 1946 وسائل عمدۀ تولید در شهر ها به صورت مالکیت اجتماعی در آمد. سهم بخش دولتی 87 درصد مجموعۀ تولید صنعتی بود. تا پایان 1947 تولید صنعت سرمایه داری خصوصی به کلی از میان برداشته شد.

اجتماعی شدن سوسیالیستیِ وسائل تولید به سلطۀ اقتصادی بورژوازی خاتمه داد و مبانی اقتصادی دیکتاتوری پرولتاریا را پی افکند. بر روی این مبانی بود که مالکیت اجتماعی، مناسبات سوسیالیستی تولید و بخش سوسیالیستی در صنعت، بازرگانی، حمل و نقل و امور مالی برپا شد. بنگاه های ملی شده به صورت بنگاه های سوسیالیستی در آمدند و استثمار انسان از انسان در آنها بر افتاد.

ملی کردن وسائل عمدۀ تولید در آلبانی با آهنگ سریع و بدون پرداخت غرامت صورت گرفت. این امر نتیجۀ تمایزات عمیق طبقاتی بود که در دوران مبارزه رهائی بخش ملی و پس از آن وجود داشت و موجب نابودی سلطۀ سیاسی بورژوازی شد. و به این طریق شرایط نابودی بنیاد اقتصادی وی نیز فراهم آمد.

ولی آهنگ سریعِ اجتماعی کردن، بدون برخی از دشواری ها حاصل نشد. طبقۀ کارگر و دولت آلبانی، وسائل تولید را در دست گرفته بودند بدون آنکه برای تامین سازماندهی و رهبری کامل آنها آمادگی لازم داشته باشند. کشور فاقد مهندسان و تکنیسین های آزموده و وفادار به انقلاب بود. معذلک نظر به سازماندهی صحیح و تدارک وسیع زمینۀ سیاسی در میان کارگران و همچنین نظر به نظارتی که دولت بر روی بنگاه های سرمایه داری بر قرار کرده بود ملی کردن عملی شد بدون آنکه موجب تزلزل و زیانمندی اقتصاد گردد.

بخش کئوپراتیوی به موازات بخش سوسیالیستی دولتی بر پا شد و رو به اعتلاء رفت. در طی سال 1946 دهها کئوپراتیو جدید مصرف در شهر ها و کئوپراتیو خرید و فروش در روستا بوجود آمد. پیشه وران به ندای حزب پاسخ گفتند رهسپار راه کئوپراسیون سوسیالیستی شدند. در پایان 1946 کئوپراتیو های پیشه وری بر نیمی از مجموعۀ پیشه وران شامل میگشت.

برای تامین نان اهالی، سیستم دولتی خرید، انبار داری، و فروش غلات از ژوئن 1946 به موقع اجراء گذاشته شد و این امر باعث گردید که هر گونه احتکار در مورد نان مردم بر بازرگانان خصوصی غیر ممکن شود.

در ژوئیه 1946 رفرم پولی انجام گرفت که حد اکثر مبلغی را که هر خانواده میتوانست به اسکناس های جدید تبدیل کند معین میکرد. این اقدام موجب شد که بخش مهمی از منابع مالی عناصر سرمایه داری از دست آنها بیرون آید و عواقب سنگین تورم که بر دوش توده های زحمتکش سنگینی میکرد از میان برود.

سیستم جدید جیره بندی که در سپتامبر 1946 به موقع اجراء گذاشته شد توزیع عادلانه تر و منظم تر خوار و بار را تامین کرد. سیستم مذکور برای کارگرانی که در مهمترین رشته های اقتصاد کار میکردند سهمی بیشتر از سایر اهالی مقرر میداشت و عیبش در آن بود که در امر تامین خوار و بار بین کارگران و کارمندان از یک سو و عناصر سرمایه داری که برای دولت کار میکردند از سوی دیگر فرق نمیگذاشت.

در دورانی که موجودی خواربار کم بود بر قراری سیستم جیره بندی اقدام لازمی بود. این سیستم نیازمندی های اصلی توده های زحمتکش را بر آورده میساخت و راه را بر احتکار مواد غذایی جیره بندی شده می بست. حزب سیستم جیره بندی را اقدامی موقتی میشمارد که میبایست همینکه شرایط جدید اقتصادی اجازه دهد ملغی گردد.

ظهور و توسعۀ بخش سوسیالیستی باعث افزایش امکانات رهبری و سازماندهیِ طبق نقشۀ کلیۀ زندگی اقتصادی کشور شد و در عین حال رهبری و سازماندهی مذکور را ضروری گردانید. در اوت 1946 قانونِ مربوط به برنامۀ اقتصادی عمومی دولت و ارگان های برنامه گزاری به تصویب رسید. کمیسیون برنامه که در 1945 تشکیل شده بود تجدید سازمان یافت و برای تنظیم برنامۀ اقتصادی عمومی سال 1947 به کار پرداخت.

در مه 1946 قانون رفرم ارضی مورد اصلاحاتی قرار گرفت که مضمون انقلابی عمیق تری به آن بخشید. زمین ها، موستان ها، زیتونستان ها، باغ های میوه، جالیز ها، ساختمان ها و افزار های کشاورزِی متعلق به اشخاصی که خودشان زراعت نمیکردند همه مصادره شد. برای زارعان و مالکانی که خودشان زمین را زراعت میکردند مساحتی از زمین که نمیبایست بیش از 50 هکتار باشد باقی گذاشته شد. فروش و رهن زمین به هر عنوان قدغن گردید.

اصلاحات مذکور اجرای کامل اصل «زمین مال کسی است که روی آن کار می کند» را تامین کرد، مالکیت بزرگ ارضی را بر انداخت و بر موقعیت کولاک ها ضربه وارد آورد. این اقدامات موج جدیدی از شور و شوق در میان دهقانان زحمتکش بر انگیخت و آنها را فعالانه تر در اجرای رفرم ارضی شرکت داد.

از طرف دیگر، اصلاحات مذکور با مقاومت شدید طبقات استثمارگر  روبرو شد. مالکان بزرگ ارضی و کولاک ها به هر وسیله ای متوسل گشتند تا از اجرای رفرم ارضی جلوگیرند. آنها دهقانان را با تهدید وامیداشتند به اینکه از قبول زمینی که در اثر رفرم به آنان واگذار میشد خودداری ورزند. آنها دهقانان را به این شعار میترساندند که «دولت آلبانی از طرف دولت های بزرگ به رسمیت شناخته خواهد شد و قدرت توده  ای به زودی سرنگون خواهد گشت». روحانیان مرتجع اعلام داشتند و تبلیغ کردند که «زمین مقدس است» و «هر که بدان دست بزند به عذاب خدا گرفتار خواهد آمد». به ویژه عده ای از تکنیسین های بورژوا و عناصر طبقات سرنگون شده که در کمیته های دهقانان تهیدست، در دستگاه دولت و در ارگان های کشاورزی رخنه کرده بودند به فعالیت دشمنانه ای دست زده میکوشیدند که بهترین زمین ها و یا زمین هائی بیش از حد نصاب قانونی برای مالکان بزرگ ارضی و کولاک ها باقی گذارند. مالکان ثروتمند به سر بریدن دام های کاری و خراب کردن افزار های کشاورزی که میبایست به دهقانان داده شود مبادرت جستند و در بعضی از موارد به ارتکاب اعمال واقعاً تروریستی بر علیه فعالان حزب و دولت دست زدند. این ها در عملیات خود مستقیماً از طرف هیئت های نمایندگی امریکا و انگلستان در تیرانا که به سازمان دادن خرابکاری در رفرم ارضی، به ویژه در میزک، مشغول بودند پشتیبانی میشدند.

سراسر حزب با بر انگیختن توده های دهقانان فقیر و سازمان دادن مبارزۀ شدید بر ضد دشمن طبقاتی، برای تامین اجرای کامل رفرم ارضی به حرکت در آمد. زحمتکشان شهر به کمک دهقانان شتافتند. در نوامبر 1946 رفرم ارضی در سراسر کشور به خوبی به پایان رسید. دهقانان به صورت صاحبان واقعی زمینی در آمدند که آن را نسل اندر نسل کشته و با عرق جبین آب داده بودند. حزب، آرزوی دیرینۀ آنها را بر آورده بود.

در اثر رفرم ارضی، 173000 هکتار زمین، 474000 زیتونستان و 6000 دام کاری مصادره شد. قریب 90 درصد مجموعۀ اراضیِ مصادره شده (155000 هکتار)، نصف زیتونستان ها و کلیۀ دام های کاری بین 70000 خانوار دهقان بی زمین یا کم زمین به رایگان تقسیم گشت.

رفرم ارضی، نخستین انقلاب در مناسبات اقتصادی و اجتماعی روستا ها بود. جوهر رفرم ارضی عبارت بود از تحول دموکراتیکِ مناسبات ارضی در مناطق روستائی. رفرم مذکور مالکیت بزرگ ارضی را بر انداخت، بقایای فئودالیسم و طبقۀ مالکان بزرگ ارضی را برای همیشه زدود. تحدید مالکیت خصوصی ارضی، قدغن کردن فروش، اجاره و رهن زمین، از تدابیری بود که جلوی قشر بندی دهقانان را به دو قطب مخالف میگرفت و از میزان استثمار آنها به دست کولاکان، به حداکثر میکاست. از این حیث رفرم ارضی مشتمل بر عناصری با خصلت بارز ضد سرمایه داری نیز بود زیرا که به وسیلۀ دیکتاتوری پرولتاریا عملی میشد.

در چنین شرایطی، رفرم ارضی در عین حال که مالکیت خصوصیِ کوچک دهقانانی را که کشت و کار کنندۀ زمین خود بودند حفظ میکرد و تعداد دهقانان میانه حال را افزایش میداد از امکانات رشد سرمایه داری در روستا ها میکاست.

واگذاری زمین به دهقانان و رهائی آنها از یوغ مالکان بزرگ ارضی و بازرگانان باعث شد که روستائیان در بهره برداری بهتر از زمین، در رشد سریع ترِ نیرو های تولید کشاورزی ذینفع گردند.

اجرای رفرم ارضی نشان داد که فقط طبقۀ کارگر و حزب وی قادر است که از تسخیر قدرت سیاسی به تحولات ریشه ای در مناسبات ارضی تحقق بخشد.

رفرم ارضی، اتحاد طبقۀ کارگر و دهقانان زحمتکش را بر مبانی اقتصادی، باز هم استوراتر گردانید و قدرت توده ای را که بر این اتحاد قرار داشت نیز تقویت کرد. دهقانان تهیدست و میانه حال تنگ تر به دور حزب گرد آمدند و به صحت مشی سیاسی او عمیق تر ایمان آوردند. حزب در میان آنها پایگاه بسیار مهمی یافت تا در راه تحول تدریجی و سوسیالیستی روستا گام بر دارد. فعالیت حزب کمونیست آلبانی در اشاعۀ افکارِ جمعی کردن کشاورزی در میان دهقانان با تشکیل کئوپراتیو های تولید که از 1946 آغاز شد و اولین آنها در کروتژه در ناحیۀ میزک بود ثمرات خود را به بار آورد.

تحولات اقتصادی و اجتماعی، شرایط نوینی بوجود آورد که رشد انقلاب فرهنگی را آسان میساخت و در عین حال تحقق وظائف جدید انقلاب سوسیالیستی مستلزم آن بود که انقلاب فرهنگی مذکور سریعاً عملی شود. انقلاب فرهنگی، نخست بوسیلۀ رفرم آموزشی اوت 1946 بر پا شد. به موجب فرم مذکور، آموزش میبایست همگانی، رایگان، غیر مذهبی باشد و به زبان مادری صورت گیرد. مدرسه به صورت موسسۀ واحدی در آمد که کاملاً تابع دولت بود. حقوق نام نویسی در موسسات آموزشی ملغی شد. تعلیمات ابتدایی در سراسر جمهوری اجباری گردید. سیستم تربیتِ پیش از مدرسه و آموزش حرفه ای و آموزش برای جوانان بوجود آمد. طرح ها و برنامه ها و کتاب های درسی جدیدی با مضمون تازه تنظیم شد و مدارس ابتدائی در هر شهر افتتاح یافت. در عین حال مبارزه برای بر انداختن بیسوادی توسعه پذیرفت.

یکی از مسائل اساسی که انقلاب فرهنگی و به طور کلی انقلاب سوسیالیستی میبایست حل کند مسئلۀ آفرینش روشنفکران نوین بود. حل این مسئله به همان علتِ قلتِ تعداد روشنفکرانِ آلبانی اهمیت حیاتی داشت. پس عدۀ کثیری از فرزندان خلق برای ادامۀ تحصیلات عالی به خارج و به ویژه اتحاد شوروی فرستاده شدند. دولت با وجود مشکلات مالی فراوان، شرایط مناسب کار و فعالیت خلاق و زندگی برای کارشناسان فراهم آورد. کارِ سازنده و آموزندۀ حزب و مساعدت بیدریغ او امکان داد که بسیاری از کادر های سابق تجدید تربیت شوند، ایدئولوژی مارکسیستی – لنینیستی را فرا گیرند و نقش رهبری حزب را بپذیرند.

تحولات نوین سوسیالیستی در زمینۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، همراه بود با تصفیۀ ارگان های قدرت توده ای و سازمان های جبهۀ دموکراتیک از عناصر دشمن. به ویژه انتخابات جدید شورا های توده ای و ارگان های رهبری جبهه به این امر کمک کرد.

قانون خاصی، حقوق و اختیارات ارگان های محلی قدرت توده ای را توسعه داد و کمیسیون بازرسی دولتی را بوجود آورد. این کمیسیون می بایست امکان دهد که نظارت توده ای زحمتکش بر ارگان های دولتی و فعالیت آنها افزایش یابد.

اقدامات انقلابی جدید باعث بهبود ترکیب اجتماعی جبهۀ دموکراتیک شد. اینک جبهۀ مذکور فقط سازمان سیاسی توده های زحمتکش بود.

تحولات سوسیالیستی و شور و شوق انقلابی توده ها امکان داد که موسسات مهم ویران شدۀ زمان جنگ در طی سال 1946 از نو ساخته شود. در پایان آن سال تولید در کشاورزی و صنعت به سطح 1938 رسید. به علاوه، ساختن موسسات جدید با تکیۀ اساسی بر کار داوطلبانه آغاز  گشت. مرداب مالیک خشکانیده شد و کاریز های جدید به منظور خشکاندن حفر شد. در میان شور و شوقی که برای نو سازی کشور در گرفته بود ابتکار و فعالیت خلاق توده های زحمتکش به اعتلاء رسید، مسابقات سوسیالیستیِ ترتیب داده شد و نهضت کار ضربتی که مظهر بر خورد تازه ای نسبت به کار بود، بوجود آمد.

ادامه دارد...


www.razmendagan.com                                                                                                 afgrazm@gmail.com