File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                           

www.razmendagan.com                                                                                                                  afgrazm@gmail.com 


لاله

۳ نوامبر ۲۰۱۴

 

 

Text Box: لاله
 
تاریخ حزب کار آلبانی
 
 
انستیتوی تحقیقات مارکسیستی لنینیستی در جنب کمیتۀ مرکزی حزب کار آلبانی
چاپ «نعیم فراشری» تیرانا 1969
 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

                                                                                       قسمت پنجاه وهشتم

 

3- تحکیم دولت دموکراسی توده ای به مثابۀ شکل دیکتاتوری پرولتاریا

کنگرۀ جبهۀ دموکراتیک خواستار آن شده بود که مجلس موسسان تشکیل شود. قانون انتخابات مجلس موسسان که در سپتامبر 1945 در شورای ضد فاشیست رهائی ملی به تصویب رسید به خواست مذکور تجسم بخشید.

طبق قانون نامبرده تاریخ انتخابات 2 دسامبر 1945 معین شد و مقرر گردید که انتخابات باید دموکراتیک و آزاد باشد و با رای عمومی، مساوی، مستقیم و مخفی برگزار شود. هر آلبانی که به سن 18 رسیده بود صرف نظر از زن یا مرد حق انتخاب داشت. جنگاوران ارتش رهائی بخش ملی، بدون توجه به شرط سن، از این حق برخوردار بودند. وزرای دولت هائی خائن، جنایتکاران جنگ و کلیۀ کسانیکه از حقوق مدنی محروم شده بودند مشمول حق رای نمیشدند.

 

تصمیم خلق به پیشروی در راه حزب

انتخاب مجلس موسسان برای حزب مهمترین اقدام سیاسی به شمار می آمد و آزمایش بزرگی بود که پختگی خود و استعداد های سازماندهی خود، پیوند خود با توده ها و تصمیم خلق به پیشروی در راه حزب را بسنجد. حزب کمونیست آلبانی کاملاً تجهیز شد تا در این پیکار جدید با شعارِ «برای جمهوری توده ای» پیروز گردد.

رفیق انور خوجه در پلنوم چهارم که مسئلۀ انتخابات مجلس موسسان را مورد بررسی قرار داد در موقع صحبت از کاری که حزب میبایست در دوران پیکار انتخاباتی انجام میداد چنین گفت:

«خلق باید بطور مشخص ببیند که مردانی که میهن را از اشغالگران و خیانت پیشگان رهانیده اند قادر به حکومت اند، قادر اند برای اینکه زندگی اقتصادی و اجتماعی کشور را نوسازی کنند و بهبود بخشند. باید رفقا با تجارب بزرگی از پیکار انتخاباتی بیرون آیند. انتخابات باید برای آنها مکتبی باشد و آنها را برای حل سایر مسائلی که در پیش است مجهز گرداند»[1]

حزب رهنمود داد که انتخابات را به صورت رفراندم توده ای بزرگ در آورند و شرکت کلیۀ انتخاب کنندگان و پیروزی کامل جبهۀ دموکراتیک را تامین کنند. حزب کمونیست آلبانی تصمیم گرفت که فهرست واحدی از نامزد های انتخابات داده شود. فهرست جبهۀ دموکراتیک. اما در اثر انحرافات اپورتونیستی سیف الله مالیشوا عده ای از نمایندگان ارتجاع در فهرست واحد وارد شدند و به روحانیون مسیحی پیشنهاد شد که به ائتلاف انتخاباتی بپیوندند.

از سوی دیگر نیرو های ارتجاعی داخلی و خارجی نیز کوشیدند که از پیکار انتخاباتی برای مقاصد خویش بهره بردارند. ارتجاع نخست در صدد بر آمد از عبارات قانون استفاده کرده به مثابۀ بلوک ضد جبهه با فهرست های نامزدان خود در انتخابات شرکت جوید. ولی پس از آنکه این نخستین تشبث وی هیچگونه پایگاهی در نزد خلق نیافت و با شکست روبرو شد تاکتیک خویش را عوض کرد و به تحریم انتخابات توسل جست. وی به بهانۀ اینکه «دموکراسی وجود ندارد»، سر و کار ما با «دیکتاتوری حزب واحد» است، و قانون انتخابات «تساوی حقوق کلیۀ کسانی را که خواستار مطرح ساختن نامزدی خویش اند تامین نمیکند»، و «ضد دموکراتیک» است، از خلق دعوت کرد که از شرکت در انتخابات امتناع ورزد. در چنین شرایطی بود که ژرژکوکوشی، یکی از مهمترین سخنگویان ارتجاع و در عین حال عضو شورای ضد فاشیستی رهائی ملی، با سر و صدا از جبهۀ دموکراتیک بیرون رفت. سازمان غیر قانونی «باشکیمی کمبتار» (وحدت ملی) به رهبری روحانیون مرتجع کاتولیک به فعالیت دامنه داری برای تحریم انتخابات دست زد و برای آنکه به اغراض خویش برسد با جنایتکاران فراری جنگ ارتباط گرفت و به ترور مبادرت جست.

سایر نمایندگان ارتجاع که در جبهه باقی مانده بودند آن قدرت را در خود نیافتند که اپوزیسیون آشکاری بوجود آورند. پس تصمیم گرفتند که تا پایان انتخابات در جبهه بمانند به این منظور که در زیر پرچم جبهه به مجلس موسسان راه یافته سپس در درون مجلس به تشکیل یک گروه، یک اپوزیسیون «قانونی» و یا یک حزب خاص دست بزنند.

امپریالیست های امریکائی و انگلیسی الهام بخش و سازمانده بلاواسطۀ فعالیت خصمانۀ ارتجاع داخلی بودند. آنها تمام امکانات را به کار بردند تا جبهۀ دموکراتیک در انتخابات دچار شکست سیاسی گردد. آنها نبرد تبلیغاتی بر علیه جبهۀ دموکراتیک و حزب کمونیست آلبانی به راه انداختند و منجمله با خشونت خواستار شدند که دولت دموکراتیک به افسران هیئت نظامی آنها در تیرانا اجازه دهد که بدون هیچ مانعی به نظارت در انتخابات بپردازند.

امپریالست های امریکائی و انگلیسی به ویژه مسئلۀ به رسمیت شناختن دولت دموکراتیک آلبانی را وسیلۀ فشار ساخته اطلاع دادند که دولت را فقط به آن شرط به رسمیت خواهند شناخت که اطمینان یابند که «انتخابات آزاد» عملی خواهد شد و «خبرنگاران خارجی اجازه خواهند یافت که جریان آن را آزادانه نظارت کنند». این امر تشبثی بود برای مداخله در امور داخلی کشور، زیرا که شرایط نامبرده در واقع به وسیلۀ قانون انتخابات، به وسیلۀ معنا و مضمون قدرت توده ای و مجموعۀ فعالیت وی تامین شده بود.

دولت امریکائی شرایط دیگری نیز به پیش کشید و طلبید که به این مناسبت کلیۀ قراردادهائی که پیش از آوریل 1939 بین امریکا و آلبانی انعقاد یافته بود به رسمیت شناخته شود.

دولت های امریکا و انگلستان اعلام داشتند که روابط دیپلماتیک عادی با دولت دموکراتیک آلبانی برقرار ساخته اند. ولی این امر جز فریب کاری سیاسی بر ضد قدرت توده ای نبود و بدین منظور صورت میگرفت که به ارتجاع داخلی جرات و جسارت بدهند. واقعیت این است که دولت های مذکور حتی پس از انتخابات هم با آلبانی روابط سیاسی برقرار نکردند.

حزب کمونیست آلبانی کلیۀ تشبثات جدید امپریالیست ها را به سختی رد کرد و به هیچ مداخله ای در امور داخلی آلبانی اجازه نداد. وی به منظور افشاء هدف ها و تاکتیک ارتجاع خارجی و داخلی به تبلیغات پردامنه ای دست زد و موفق شد نیرو های خصومت پیشه را منفرد گرداند و به این وسیله وحدت سیاسی خلق را بر گرد خویش استوارتر سازد.

موقعی که انتخابات در بحبوحۀ خود بود واقعۀ مهمی برای کشور ما روی داد. در نوامر 1945 اتحاد شوروی دولت دموکراتیک آلبانی را به رسمیت شناخت و پس از او یوگوسلاوی، لهستان، بلغارستان، چکوسلواکی، فرانسه و سایر کشور ها نیز چنین کردند. به این طریق موقعیت بین المللی قدرت توده ای در آلبانی تحکیم پذیرفت و اطمینان توده های خلق به اینکه آیندۀ کشور تامین شده است قوت یافت.

تقریباً 90 درصد از ثبت شدگان در انتخابات 2 دسامبر شرکت کردند و 93 درصد از رای دهندگان به نامزد های جبهۀ دموکراتیک رای دادند. این نخستین انتخابات دموکراتیکی بود که کشور به خود میدید، دموکراتیک از کلیۀ جهات. انتخابات مذکور برای خلق، برای جبهه و برای حزب به صورت مکتب سیاسی بزرگی در آمد.

حزب کمونیست آلبانی در این انتخابات پیروزی بزرگی به دست آورد و ارتجاع با شکست کامل روبرو شد. این پیروزی حاکی از آن بود که خلق آلبانی، آزاد و حاکم بر سرنوشت خویش، سیاست حزب کمونیست آلبانی را کاملاً تائید می کند و مصمم است که در راهی که حزب ترسیم کرده بی تزلزل به پیش براند.

 

[1] - انورخوجه. گزارش به چهارمین پلنوم کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست آلبانی، 17 اکتوبر 1945. بایگانی مرکزی حزب.

ادامه دارد...


www.razmendagan.com                                                                                                 afgrazm@gmail.com