www.razmendagan.com                                                                                                 afgrazm@gmail.com


 نویسنده: پال کریگ رابرتس

مترجم: رحمت ایماق

 دسامبر ۲۰۱۳   ۲۹    

                                               مارکس و لینن دوباره با هم ملا قات کردند

 

موضوع: تو ضیح علل بحران کنونی نظا م سرما یه داری از نظر پال کریگ رابرتس

مأخذ: www. paulcraigroberts.org

تاریخ پخش: ٥ \١٠\٢٠٠٩

ترجمه: از انگلیسی به دری

"سرمایه کار مرده است، که مانند ارواح خبیثه، با مکیدن کارزنده، به زندگی ا دامه میدهد. هر چه بیشتر بقایش ادامه یابد، کار بیشترمکیده میشود". (کارل مارکس: سرمایه - نقد اقتصاد سیاسی، جلد یکم، بخش سوم، فصل ششم انگلیسی -  فرا یند تو لید سر ما یه داری)

اگر کارل مارکس، و و. ا . لینن  امروز  زنده می بودند، آنها در مسابقه برای بدست آوردن جا یزۀ نوبل، در میان شرکت کنندگان، مقام اول را حایز می شد ند.

مارکس رنج فزایندۀ طبقۀ کارگر را پیشبینی، ولینن، تابعیت تولید کالاها ازسرمایۀ مالی، انباشت سرمایۀ مالی برمبنای خرید و فروش ابزار کاغذی را، پیشبینی نموده بود.  پیشبینی های آنها نسبت عوامل خطر" Risk Model" که برندۀ جایزۀ نوبل شد، بمراتب حایز مقام ارشد بوده،  بیشتر به پول نزدیکتراست تا به پیشبینی های رئیس بانک مرکزی، وزیر مالیۀ ایالات متحدۀ امریکا، و اقتصاد دانانی که برندۀ جایزۀ نوبل شدند، مانند پاول کروگمن.  وی عقیده دارد که اعطای اعتبارات بیشتر و بدهکاری های بیشتر، راههای بیرون رفت از بحران کنونی هستند.

 

درین دهۀ اول قرن بیست ویکم، تا اکنون هیچ تغییری دردرآمد های واقعی کارگران امریکائی دیده نمی شود. تنزیل قابل ملاحظه در ثروت های شان بوجود آمده است. در قرن ٢١، ایالات متحده از دو بحران عظیم، سقوط با زار سهام و تباهی سرمایۀ خانه سا زی خویش، رنج کشید.

بعضی مطالعات چنین نتیجه گرفته اند که درآمد های واقعی مردم امریکا، به استثنای اُلیگارشی های مالی، که فوق العا ده ثروتمند شده اند، دیگران امروز کمتر از سالهای ١٩٨٠ و حتی سالهای ١٩٧٠، درآمد دارند. من این مطالعات را که برمبنای خانواده صورت گرفته، تا اکنون آزمایش نکرده ام، که آیا افزایش  طلاق ها تصویر غیرواقعی را با بوجود آمدن خانواده های بدون همسر، ارائه نموده است یا خیر. علی رغم همۀ اینها، این کا ملاً وضاحت دارد که معاشی را که در دهۀ اخیر کارگرانِ به خا نه میآورند، کاهش یافته است.

دلیل عمدۀ این کاهش، انتقال اشتغالهای با ارزش بالای امریکا، به خارج است. درهر دو قلمرو، اشتغال های کارخانه ئی و خدمات اختصاصی مانند مهندسی نرم افزارها و مطالعات سیستم کامپیوتری، به کشورهائی که درآنجا لشکرعظیم نیروی کار و کار ارزان است، منتقل گردیده اند.

نابود کردن اشتغال های طبقۀ متوسط ( یقه سفید ها) با رشد بدهکاری های مصرفی، پنهان میشود. زمانی که درآمد امریکا ئی ها از رشد باز میماند، بدهکاری مصرفی توسعه می یابد، تا جای رشد درآمد ها را پر نموده و تقاضای مصرف کنندگان را بالا نگهدارد. برخلاف بلند رفتن سطح درآمدهای مصرف کنندگان، برمبنای رشد تولیدات، حدود معین برای انبساط بدهکاری ها وجود دارد. زمانی که بدهکاریها به حد معین برسند، اقتصاد از رشد باز میماند.

فقر کارگران منبعث از بدتر شدن بحران مازاد تولید کالاها و خدمات نیست. این اقتصاددان برجستۀ بورژوازی که در دهۀ هفتاد بحیث معاون وزارت خزانه داری، درسیاست های اقتصادی ادارۀ رونالد ریگن ایفای وظیفه مینمود، "مازاد تولید" وعوامل بنیادی بوجود آمدن آنرا توضیح ننموده و آنرا کتمان مینماید؛ و از جانب دیگر تقلا دارد مریضی مهلک سرمایۀ مالی و بحرا ن ساختاری نظام سرمایه داری را که سرمایۀ مالی وسیاست های نیولیبرالیسم برآن حاکم است، نا دیده گرفته و ازنظام دفاع مینماید؛ و عقیده دارد  که این نظام تاابدالابد درتاریخ پایدار و بی پایا ن است. (اصل مسئله اینست که چون  تولید درقلمروتولید کالاهای تولیدی به اشباع میرسد، ناچارتولید در قلمرو تولیدات مصرفی را برای بدست آوردن سود هرچه بیشترافزایش میدهد، و در نتیجه تضاد بین تولیدات مصرفی و مصرف، یعنی عدم موجودیت تقاضای مؤثر، به فقر نشستن مردم و عدم توانمندی برای خرید کالاهای تولید شده بوجود میآید، که غیرقابل علاج و دوامداراست - مترجم ) بل حاکمیت سرمایۀ مالی است که با زورسبب انتقال تولیدات از مارکیت های داخلی به مارکیت های خارج گردیده است(وی تصور مینماید که سیاستهای اقتصادی دوران بعد از جنگ دوم جهانی راه بیرون رفت ازبحران مزمن کنونی است، حالانکه اکنون الیگارشی مالی حاکمیت کامل بالای دولت دارد، و دولت بسیار کمتر میتواند در سیاستهای اقتصادی مستقلانه مداخله نماید مترجم) فشارهای واردۀ مرکز مالی(وال ستریت) شامل فشار برای ادغام (بلعیدن شرکتهای کوچکتر توسط الیگاریشی ها و انحصارات بزرگتر- مترجم )، فشار بالای شرکت های تولیدی برای بالا بردن سود سهم داران در بازار اسهام، میباشد. این کار با بکارگیری کار ارزان خارجی در برابر نیروی کار امریکائی صورت میگیرد.

شرکت های بزرگ منتقل شده در خارج و یا قرارداد های خارجی،  تولیدات را بخارج منتقل نموده، و به این ترتیب درآمد امریکائی ها را از کالاهائی که مصرف مینمایند، منقلب نموده است (تولید کالاهای مصرفی در خارج از امریکا -  مترجم).  گام دیگر، با بهره برداری از شبکۀ سریع السیر خدمات انترنیتی است، که خدمات تخصصی، منجمله انجنیری را بخارج منتقل نموده است. گام سومی عبارت است از تعویض نمودن مابقی نیروی کار امریکائی با کار ارزان خارجی، که یک برسوم ارزش نیروی کار داخلی است،  با ورود کارگران خا رجی تحت پروگرام ویزۀ  کار به امریکا می باشد.

پروسه ای که توسط آن سرمایۀ مالی دورنمای کارامریکائی را نابود کرده است، توسط اقتصاد دانان "با زارآزاد"، که مبالغ هنگفت را از شرکت های منتقل شده در خارج در بدل دروغ های شان که امریکا ئیها "از اقتصاد نوین" برمبنای سرمایه های مالی بهره مند میشوند،  دریافت نموده اند، پوشانیده شده بود. هکذا تبلیغات دروغینی که تولیدات امریکایی گویا به کمبود مهندسین و دانشمندان نیازمند است، ورود شانرا با ویزۀ کار موجه جلوه میدهند.

در زمان مارکس مذهب تریاک توده ها بود. امروز وسایل ارتباط جمعی تریاک توده ها است. بیائید به گزارش وسایل ارتباط جمعی نظر بیندازیم، که با فراهم سازی تسهیلات(آماده سازی روان مردم برای پذیرش آن - مترجم)، الیگارشی مالی را قادر میسا زد که مردم را با آنچیزی که حقیقت ندارد، گمراه سازد.

الیگارشی مالی( Financial Oligarchy  ( از ترمیم دو بارۀ اقتصاد بحرا ن زده را تبلیغ مینماید، در حالی که بیکاری امریکائی ها، و ضبط خا نه های مردم توسط بانکها، در حال افزایش است. ا ین گزافه گوئی ها صحت و سقم خویش را در مرا جع بالائی میابد، از جائی که ارا ئه گردیده. با مشاهدۀ احصائیه گیری آنهائی که شامل کار هستند، ار قام بصورت مبالغه آمیز وغیرواقعی ارائه گردیده است؛ واین برای فریب آن عده از امریکائی هائی است که از مدت یکسال  بدینسو بیکار هستند.

در دوم اکتوبر، برمبنای آماری که ازجانب آقای جان ویلم. ا ، متخصص امور آمارگیری گزارش شده، در مقایسه با گزارش مقدماتیی که از جانب  ادارۀ احصائیه گیری برمبنای معیار گزارش سالانۀ کار ارائه گردیده، برخلاف احصائیۀ  اشتغالات در سال ٢٠٠٩ م میباشد. بر اساس گزارش ارائه شدۀ ادارۀ کار، در ارائۀ اشتغالات، یک ملیون بیشتر از آنچه  کار ایجاد شده، مبالغه صورت گرفته است. جان ویلم معتقد است که رقم دو ملیون کار مبالغه آمیز گزارش شده است. وی گزارش میدهد که "مدل احصائیه گیری بر مبنای مرگ و تولد" یک رقم گمراه کننده بوده، افزایش نود هزار اشتغال  در سال را در لست مزد بگیران شامل میسازد.

 

مشاغل ایجاد شده درتمام بخشهای  اقتصادی ،اعم از صنایع تولیدی و ساختمان(NON-Farm Payroll)، همیشه در سرخط گزارشات قرار داشته است. علیرغم آن، آقای ویلیم معتقداست که احصائیه گیری بر مبنای درآمد خانوار نسبت به گزارش "بیری احصائیه گیری کار"، که برمبنای دستمزد دریافتی از اشتغالات صورت میگیرد، سالمتر میباشد.  ادارۀ احصائیه گیری کار هیچگاه قادر به آشتی میان ارقام این دو احصائیه گیری اشتغالات( براساس درآمد خانه وار و شغل وحقوق دستمزدها -  مترجم) نبوده است. جمعۀ گذشته، سرخط گزارشات ،از دست دادن دستمزد و اشتغالات را در ماه سپتمبر ٢٦٣٠٠٠ ارائه داده بود. اما احصائیه گیری از دست رفتن اشتغالات، برمبنای خانه وار در ماه سپتمبر را ٧٨٥٠٠٠  گزارش کرده بود.

 

سر خط  نرخ بیکاری را ٨،٩ در صد عنوان میکند. این یک رقم تا استخوان عریان است، و بیکاری درآن نا دیده گر فته میشود. آ ژانس های گزارشدۀ دولتی از آن آگا هی دارند، وگزارش دیگری از بیکاری، و رقمی را که بنام U-6 میشنا سند( برای بررسی نرخ بیکاری، شش نوع بیکاری و  U-1،  مر حلۀ ابتدائی وآنعد ه کارگران را دربر میگیرد که برای مدت ١٥ هفته بیکار بوده اند.  نوع نامبرده شدیدترین و آخرین نوع آن است، که کار گر  برای مدت طولانی از بیکاری عذاب میکشد مترجم). این نرخ بیکاری تا سپتا مبر ٢٠٠٩ ،١٧ در صد با لغ میگردد.

زمانیکه کارگران بیکار طویل المدت و نا امید، برای بدست آوردن مشاغل، به مجموع تعداد آنهائی که بیکار هستند افزوده شود، رقم بیکاری در سپتامبر ٢٠٠٩ ، به ٤.٢١ درصد میرسد.

تعداد اتباع بیکار ایالت متحده ازاین هم بیشتر میتواند باشد. زمانیکه مایکروسافت و عدۀ  دیگری از شرکتها، چندین هزار از کارگران امریکائی خویش را باکارگران خارجی که تحت پروگرام ویزۀ کار H1-B Visa  (نوعی ویزۀ کاراست که بصورت مؤقتی برای کارگران متخصص در زمینه های اختصاصی، منجمله بهداشتی، انجنیری نرم افزارها، ساختمان، حسابداری، حقوق وغیره، نسبت کار ارزان شان، به قیمت تباهی کارگران امریکا، اعطاء میشود - مترجم) وارد امریکا گردیده و با کارگران امریکائی شان تعویض میشوند. مایکروسافت کاهش در اشتغال ها و دستمزد ها را گزارش نمی دهد. با وجود این، چندین هزار امریکائی در حال حاضر بیکار و بدون اشتغال بسر می برند. این را با تعداد کمپنی امریکائیی که با اتکاء به فریب اذهان عامۀ مردم امریکا و با عوام فریبی، نیروی کار امریکائی را با کارخارجی ارزان همه ساله تعویض می کنند، و درنتیجه صدها هزار امریکائی بیکار گزارش ناشده بجا میمانند، بایست ضرب زد.

بدیهی است که درچنین شرایط، بیش از یک بر پنجم  نیروی کار امریکا ئی بیکار میشود، وبقیۀ آن زیر قروض و بدهکاریهای وام خانه و کارت های اعتباری مدفون هستند. چشم انداز بهبود اقتصادی  به مشاهده نمی رسد( در نهایت، داکترپاول کریگ رابرتس ازین بحران مدهش، که همه گیر و درهمه عرصه هاست، کا ملاً آگاهی دارد؛ و می داند که ناشی از ساختار نظام سرمایۀ جهانی شده است، که از دهه های ٨٠ و ٩٠ آغاز گردیده است. وی نگران فروپاشی نظام است- متر جم).

 

آنچیزی که به وقوع می پیوندد اینست که صدها بلیون دالرتحت عنوان"برنامۀ کمک به سرمایه های دچارمضیقه" TARP)) به بانکهای بزرگ و تریلیون دالر آن به بانک مرکزی امریکا، برای برقراری دوبارۀ تعا دل بیلانس(طرازنامه)، به بازارسهام سرازیرشد، که نتیجۀ آن تولید حباب دیگری، و در نتیجه خریداری با نک های کوچک توسط بانک های بزرگ، بنام اینکه این مؤسسات مالی به اندازه ای بزرگ هستند که ورشکستگی شان غیرقابل تحمل و مصیبت بار است( تئوری جدید اقتصاد "Too big to fail" که طی آن پولهای عظیم را به بانک های بزرگ اعطاء کردند - مترجم). نتیجۀ آن باعث تمرکز بیشتر سرمایۀ مالی  گردیده است.

توسعۀ بدهکاری که زمینه های بوجود آمدن این حباب است، و سبب فرسایش  اعتبار دالر امریکائی (که بحیث  پول پایه ئی است) می گردد. زما نی که دالر شروع به پائین رفتن کند (پا ئین آمدن نرخ دالر- مترجم)، طراحان آن سراسیمه گردیده، و آغاز به بالا بردن نرخ بهره، به هدف نگهداشت ظرفیت استقراض خزانه داری، متوسل خواهند شد. وقتی که بهرۀ بانکی بالا رفت، چطور مقدار ناکافی باقی ماندۀ اقتصاد امریکا را پرخواهد کرد؟

وقتی که دولت نتواند قرض بگیرد، پول کاغذی چاپ میکند( پول بدون پشتوانه)، تا بدهکاریهای خویش را بپردازد، ودرنتیجه تورم گسترده  دامنگیر مردم امریکا خواهد شد. بیکاری گسترده و تورم گسترده بدبختی را بالای مردم امریکا خواهد آورد،  که  حتی مارکس و لینن نمی توانستند ذهنیت مجسمی ازآن  ترسیم نمایند ( مارکس بیش از ١٥٠ سال قبل، و لینن درکتا ب خویش بنام "امپریالیسم بمثابۀ بالاترین مرحلۀ سرمایه داری" در بهار ١٩١٦، به وجه احسن  بحرانهای انحصارات و سرمایۀ مالی را توضیح نموده بودند -  مترجم).

در ضمن، اقتصاد دانان امریکائی چنان وانمود می کنند که گویا آنها برای مقابله با رکود اقتصادی پس از جنگ(جنگی که خود ممالک امپریالیستی برای غصب کشورهای دیگر، به هدف غارت و چپاول منابع و با زارهای آن کشورها آغاز نموده  و آنرا جنگ علیه تروریزم عنوان میکنند مترجم)، طبیعی است که برای بازگردا نیدن رشد اقتصادی، نیاز به گسترش پول و اعتبارا ت(چا پ پول بدون پشتوانه با زور نظامی، واعطای وام های اعتباری بدون اشتغال و قدرت بازپرداخت - مترجم ) دارند.    

پاورقی:

OLIGARCHY: عبارت از سیادت سیاسی، اقتصادی و درحال حاضر، نظامی گروه معدود و بسیار کوچک از ثروتمندان است که بیش از ٩٠ در صد سرمایه ها را در دست داشته و حاکمیت بلامنازعه بالای نظام دارند. نمونۀ آن در ایالات متحدۀ امریکا و سایر کشورهای سرمایه داری از قبیل آلمان، بریتانیا، فرانسه، جاپان وغیره کشورهای سرمایه داری میباشد. در حقیقت یکی از اشکال حکومت در نظام های مبتنی بر استثمار بوده و درتمام دوره های تاریخی، برده داری، فئودالی، سرمایه داری دوران رقا بت آزاد و جود داشته، مگر اکنون یعنی سرمایه داری انحصاری ماشلی، حاکمیت کامل خویش را درتمام بخشها اعمال و تأمین مینماید. این واژه از لغت یونانی او لیگا ریکا مشتق شده و معنی حکومت عدۀ قلیل را بر اکثریت جامعه بیان میدارد.

NON-FARM PAYROLL: نوع احصائیه گیری اشتغالات در ایالت متحده است ، که با این روش ادارۀ احصائیه گیری اشتغالات از آن استفاده مینماید؛ و شامل همه بخش ها به استثنای مشاغل ذیل میباشد:

١ کارکنا ن دولتی بصورت کل

٢ کارمندان و کارکنانی که در اشتغال های شخصی و خانوادگی مصروفیت دارند.

٣ -  کارکنان و کارمندان سازمان های غیرانتفاعی

٤ -  کارکنا ن مزارع

قابل تذکر است که این گزارش در هفتۀ اول هرماه بروز جمعه منتشر میشود.

TROUBLE ASSET RELIEF PROGRAM: که بصورت مختصرآن TARP است، ترجمۀ دری آن "کمک به سرمایه های دچارمضیقه" میباشد، که در سال ٢٠٠٨ در دوران بحران مالی ٢٠٠٨ توسط حکومت امریکا، غرض گذ شتن از بحران خانه سازی و کسر بودجه، ٧ بلیون دالر تصویب و قسمت اعظم آن به بانک های بزرگ و بانک مرکزی امریکا برای تعادل بیلانس آن پرداخته شد.

TOO BIG TO FAIL: در سال های رکود بزرگ اقتصادی در امریکا، این تئوری را ابداع نمودند. برمبنای آن معتقد هستند که عده ای از مؤسسات آنقدر حیاتی هستند که ورشکستگی شان فاجعه بار خواهد بود، و در مواقع بحرانی باید کمک مالی شده و از سقوط آنها جلوگیری شود. حدود ده بانک بزرگ امریکا در ردیف اول قرار دارند، که همۀ آنها به الیگاریشی ها تعلق دارند.                                                                  


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com