File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg                                 

www.razmendagan.com                                                                                  afgrazm@gmail.com


هیوادوال کابلی

۱۵ فبروری ٢٠١٤

 

               مارهای آستین جنبش چپ افغانستان

 

از زمانیکه روند انقلابات معاصربا مایه گرفتن ازعصارۀ فکری بزرگانی چون مارکس وانگلس درصدوپنجاه سال قبل ازامروزبه شکل گرفتن آغازنمود، عناصری با منشاء طبقاتی خرده بورژوازی وتمایلات پنهانی بورژوائی همواره درصفوف انقلابیون جانبازخزیده ودرتاروپود ستاد انقلاب جاگرفته اند، و درمقاطع مختلف نقاب ازچهره پائین انداخته ونقش منفی وخرابکارانۀ خود را بازی نموده اند. همراه با سایر عوامل، پیآمد آنچنان موذی گری های جبران ناپذیر، دوشکست بزرگ انقلابات، یکی دراتحاد جماهیرشوروی درختم دهۀ پنجاه میلادی متعاقب مرگ ستالین، ودیگرآن درکشورچین درختم دهۀ هفتاد میلادی متعاقب مرگ مائوتسه تونگ بود. این دوضربت بزرگ برپیکردوانقلاب بزرگ پرولتری دنیا، بدترین خیانت درحق کارگران وپرولتاریای آن دوکشور و مجموع پرولتاریا وکارگران درجهان بوده است، که نتایج وخیم آن باعث تشتت، سردرگمی وهزاران نقیصۀ دیگردرجنبش بین المللی کارگری شده، وسال ها تلاش ومبارزۀ پیگیرباید تا شرایط عینی وذهنی انقلاب بتواند، انقلاب دیگری با اهمیت انقلاب اکتوبرروسیه، ویاهم انقلاب چین ببارآورد.

درهستۀ هردوانقلاب نامبرده، عناصرخائن وبی نهایت محیل ومرتجع نفوذ نموده بودند، که با وجود انحرافاتی درمقاطع معین، با سوء استفاده ازفضای واقعاً دموکراتیک آن دومهد انقلاب وبا بهره بردن ازمزایای اصول انقلابی، توانستند بسان مکروب دروجود سالم، درکمین بنشینند: یکی از آنگونه عناصرخائن به انقلاب ـ نیکیتا خروشچف ـ درمصاحبت با ستالین درشوروی، وعنصردیگر ضد انقلاب وخائن به آرمان مردم ـ تینگ سیاوپینگ ـ درمصاحبت مائوتسه تونگ درچین بود. هردوی آن عناصرفاسد وگورکن انقلاب، با توسل به ریویزیونیسم وبا تمایل به بورژوازی ـ ولی با ظواهرکارگری وتظاهربه وفاداری به اندیشۀ پیشروعصرـ به احیای سرمایه داری درکشورهای مربوطۀ شان(درشوروی درشکل دولتی آن، ودرچین درهردوشکل دولتی وفردی) مبادرت ورزیدند.

خیانت آن دوعنصرضد پرولتری وباندها مربوطۀ شان، نه تنها خلق های دوکشورروسیه وچین را سال ها به عقب رانده و دوباره درچنگال سرمایه ومصایب اجتماعی ناشی ازآن محبوس ساخت، بلکه ضربت عظیمی به مجموع جنبش های پرولتری وکارگری دردنیا، وبه خصوص درکشورهای عقب نگه داشته شده وارد نمود. درآن کشورها که توده های آن تشنۀ آموختن ازانقلابات روسیه وچین بودند، گرگ درلباس بره، با تظاهربه انقلابی بودن، به انداختن آنها دردام استعماروبه پخش وتبلیغ ریویزیونیسم بجای مارکسیسم ـ لیننیسم می پرداختند، که بیشترشوروی سوسیال امپریالیستی دراین پروسۀ به انحطاط کشاندن انقلاب پیشقدم بود؛ وبه این ترتیب به دهها و صدها جنبش مارکسیستی ـ لیننیستی را یا به کجراه برده ازهرگونه خصلت انقلابی آن تهی ساختند، ویاهم چنان جنبش ها را درنطفه خنثی ساخته وبه لشکرایله جاردنباله روخود مبدل نمودند.

علاوتاً رویزیونیسم خروشچفی و تینگ سیائو پنگی به مار زخمی ونیم جان دیگری که دشمن آشتی ناپذیر مارکسیسم- لنینیسم بود نیز جان تازه داد و درآشفته بازارش بنجل تروتسکیسم را وارد ساخت. تروتسکیستها هم چون سپاهیان احتیاط امپریالیسم از خوابگاه ها کشیده شده و به جان جنبش انقلابی مارکسیستی- لنینیستی افتادند و قسمتهائی از آنرا زخمی نمودند.

ازآنجائی که هردوکشورسوسیالیستی به دو کشور سوسیال امپریالیستی القاح شدند ـ وخمیرمایۀ هردوهمانا سرمایه بود ـ  نتیجتاً "انقلابیون" آن زرادخانه ها هم نوکران سرمایه وخادمان مستقیم وغیرمستقیم امپریالیسم امریکا ازآب درآمدند، که البته نمونه های آن دردو دهۀ اخیردرصحنۀ جهانی آن قدرزیاد بوده که احتیاج به مکث وارائۀ مثال ندارد.

"محصولات" کارخانۀ شوروی سابق، که درخیانت، جنایت، وطنفروشی وخدمت به بیگانۀ متجاوز و استعمارگرهیچ شک وتردیدی نزدمردم باقی نگذاشتند، برای ابد درتاریخ سیاه روی بوده وهیچگاهی هم ازمحاکمۀ تاریخ فرارنخواهند توانست، ولی عناصر"تولیدشده" درزیرسقف تینگ سیاوپینگ و تروتسکیست ها که تا اندازۀ زیاد درتقابل با گروه اولی درافغانستان قرارداشتند، وبرعلیه آنها  مبارزه نمودند و قربانی دادند، درست با توسل به همین پیشینه، خود را مستحق حضوردرصفوف انقلابیون واقعی افغانستان دانسته، و درلحظات حساس وبطوردقیق وحسابشده، ادای "انقلابی" درآورده وفریاد "انقلابی" برمی آورند؛ درحالیکه درعمل به اصطلاح "هم به نعل می زنند وهم به میخ"، وفقط درآن مسائلی به ایستادن در سمت مردم تظاهرمی نمایند که هیچ "خرچی" برایشان نداشته، ونه هم آنها را درنزد امپریالیست ها زیرسؤال می برد. ازجمله قیل وقال وبه اصطلاح "دندان خائی" برسوسیال امپریالیسم مرده ومدفون، ویاهم آماج قراردادن هدفمند بعضی ازنوکران خلقی (ـ پرچمی) مشخص ونه همۀ آن باند جنایتکار و خائن به مردم وبه خاک آبائی. و اما بیشترین حملات شان، بخصوص از تروتسکیست ها، متوجه انقلابیون وستاد های رزمندۀ شان است که با صداقت وخلوص علیه امپریالیسم وارتجاع یک عمر آزگار رزمیده و می رزمند.

آنچه نوکران شوروی سابق و پروردگان درگاه تینگ سیاوپنگ و تروتسکیستها را بهم پیوند داده وهمه را درحال حاضر، مستقیم وغیرمستقیم، درخدمت امپریالیسم امریکا قرارمی دهد، قاسم مشترک سرمایه داری است. خلقی ـ پرچمی ها(به خصوص جناح پرچم)، دراوج قدرت وغریدن های شوروی سوسیال ـ امپریالیستی، بعضاً نمی توانستند تمایلات بورژوائی وامریکا پرستی خود را پنهان نمایند، وبه شکلی ازاشکال درگفتار وکردارشان منعکس می شد. به همین علت هم بود که متعاقب سقوط دم و دستگاه باداران شان، عدۀ زیاد شان به همان "کشورشوراها" پناه برده ویگانه هدف شان را بکارانداختن سرمایه تشکیل می داد، چنانکه تعدادزیاد شان به خرید امتعه درچین وفروش آن درروسیه اقدام ورزیدند، وبین دومملکت درسفربودند. تجارت میان دوکشوری که یکی درگذشتۀ نزدیک ادعای سوسیالیست بودن می کرد وبه گودال بدنامی تاریخ پرتاب شد، و دیگر آن(چین) حتی درحال حاضرهم با بیشرمی ادعای "کمونست" بودن می کند، بخودی خود سند رسوائی هردونظام ریویزیونیستی دیروز و امروزاست، که با امپریالیسم امریکا همین وجه مشترک عمدۀ سرمایه داری را دارند. به عبارۀ دیگر، نوکران دیروزسوسیال ـ امپریالیسم شوروی، تروتسکیستها ودست پروردگان امروزی تینگ سیاوپنگ و همراهان مرتد شان درواقعیت همه خدم وحشم امریکا اند، که تجربۀ عملی درافغانستان این حقیقت را به اثبات می رساند.

مریدان تینگ سیاوپنگ که وقتاً فوقتاً وزوز"انقلابی" راه می اندازند وبرای توده ها گویا اشک می ریزند، فراموش می کنند که مرشد شان همیشه توصیه می نمود که "ثروت بیاندوزید!"... وما می بینیم که درشرایطی که ملت درزیرفشارفقر، بیکاری، بی سرنوشتی، امراض و بی دوائی، تهدید وبی امنیتی وهزاران مصیبت دیگردست وپا می زند، تینگ پروردگان و همراهان مرتد سابقاً "سامائی" شان فقط به فکرزراندوزی بوده وهرگز حرفی راجع به عاملین این مصایب ـ اشغالگران وایادی شان ـ به زبان نمی آورند. آری! همین سکوت دربرابراشغال کشوربازگوکنندۀ همه خصوصیات سیاسی وائدیولوژیک این جمع مزور و عوامفریب است که ماهرانه درآستین جنبش چپ افغانستان ازسالها به اینسوجا گرفته اند. بعضی ازآن عناصر، تصادفاً ویاهم به شکل هدفمند، درگذشته سری به یگان سازمان دیگری ازجناح چپ زده بودند، که این خود می تواند قضاوت درقسمت آنها را به اشکال روبرو کند؛ ولی گذشته وانگیزۀ پیوستن به سازمان دیگری درشرایط حاضرحائزاهمیت نمی باشد. آنچه مهم است، نقش اینها دربه کجراه بردن مردم دررابطه با افراد واقعاً چپ وانقلابی می باشد.

تینگ پروردگان وسایر مرتدان همراه شان با تروتسکیستها، اوج مبارزۀ ملت را برانداختن نفوذ وامتیازات رقبای "شورای نظاری" شان وسرکوب ومجازات تمایلات مختلف اخوانی قرارمی دهند؛ وهرگزازمبارزه علیه اشغالگران واستعمارگران یاد نمی نمایند. به همین دلیل است که در مضحکۀ انتخابات  دیروز از کرزی حمایت کردند و امروز به اشارۀ ولی نعمتان شان به اشرف غنی و دوستم(جاسوس وجنایتکار) و... نوحه سرائی میکنند. دلیل آن هم کاملاً واضح است: تینگ پروردگان که نظربه خصلت رویزیونیستی مرشد خود، وسرشت کاملاً کپتالیستی دولت امروزی چین، هیچ مشکلی با امپریالیسم ـ ودررأس آن امپریالیسم امریکا ـ ندارند، تضاد شان با "شورای نظاری ها" واخوانی های گوناگون فقط یک تضاد رقابتی است. تمام هم وغم آنها و مرتدان همراه شان دراین است که چگونه امپریالیسم حاکم درافغانستان را به این قانع بسازند که بجای ترکیبات فعلی دولت مستعمراتی دست نشانده درکابل، این ها به مراتب وبه اعلی ترین شکل آن ظرفیت وصلاحیت پیشبرد امورکشوری را در زیرچتر باداران مهاجم و اشغالگردارند، وباید برآنها اعتماد شود. ازجانب دیگر، نباید فراموش نمود که امپریالیسم به مثابۀ یک سیستم، برای هرمرحله وهرطرح استعماری خود، عوامل ونیرهای ذخیره دارد، که درموقع لازم آن ها را فعال ساخته وبه کارمی گمارد. تجربۀ دکتوررنگین دادفرسپنتا، از متن همین قماش، دم چشم ماست. ما دیدیم که آن عنصرخودفروخته و خائن به خلق تاچه حدی درمیان بیخبران ومغرضان زمینۀ تبلیغ سوء به ضد جنبش روشنفکری و انقلابی کشور را مساعد ساخت؛ که بوسه زدنش بردستان به خون آلودۀ کرگسی چون صبغت الله مجددی، آن خفت وذلت را به قعرآن پائین برد. حال همسرشتان وهم قماشان "ننگین سپنتا" کم نیستند، ومبازران واقعی جنبش چپ وانقلابیون صدیق بایست دربرابرچنین یک تهدیدی که خواهی نخواهی روند مبارزاتی خلق ما را به نحوی ازانحاء جریحه دارساخته وضربت می زند، خاموش نمانده وبی تفاوتی اختیارننمایند، زیرا هرقدردر واکنش دربرابرچپ نمائی های عناصرخودفروخته و مزدورامپریالیسم سکوت شود، به همان اندازه جلوگیری ازمغشوش ساختن هویت انقلابیون اصیل با انقلابی نماها در درازمدت دشوارشده وتفکیک واقعی ازتصنعی مستلزم مساعی فوق العاده خواهد بود.


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com