File:Afghanistan Statua di Budda 1.jpg

www.razmendagan.com                                                                                    afgrazm@gmail.com


نويسنده: ماریو سوزا ــ مترجم: پيام پرتوى
۲۸ جولای ۲۰۱۴

 (۱۰)

 

حقيقتى که آشکار نشد

 

تحقيقات جديد افسانه ميليونها زندانى و کشتار در اتحاد جماهير شوروى در دوران استالين را نشان ميدهد.

نويسنده:ماريو سوسا

مترجم: پيام پرتوى

 

خرابکارى در صنايع

خرابکارى در صنايع براى دولت اتحاد جماهير شوروى نتايج ويرانگرى را در بر داشت. هر دو٬ براى مثال ادوات ماشينى گران قيمت وارداتى که نابود شده و بايد دور انداخته ميشدند و مقدار بسيار زيادى مواد توليد شده غير قابل مصرف در معادن و کارخانجات٬ هزينه بسيار گزافى را بر عهده دولت ميگذاشت.

 

فردى که در سال ١٩٣٩ در اين مورد نوشت مهندس آمريکايى جان ليتل پيج نام داشت٬ متخصصى خارجى که در استخدام دولت اتحاد جماهير شوروى بود. او بمدت ١۰ سال٬ ميان ١٩٢٧ و ١٩٣٧ ٬ در صنعت استخراج معادن اتحاد جماهير شوروى٬ عمدتا در معادن طلا کار کرد. ليتل پيج در کتاب خود «در جستجوى طلاى اتحاد جماهير شوروى» مينويسد:

 

«من به کشف ايده ها و مانورهاى سياسى در اتحاد جماهير شوروى هرگز علاقمند نبوده ام و تا آنجا که توانسته ام از آنها اجتناب ورزيده ام٬ اما بمنظور انجام وظائف خود به روشى قانع کننده بايد ميدانستم که چه حوادٽى در صنايع اتحاد جماهير شوروى روى ميداد. من کاملا مطمئنم که مدت بسيار زيادى طول کشيد تا اينکه استالين و همکاران نزديک او پى بردند که کمونيستهاى اخراجى از جمله خطرناکترين دشمنان آنها بودند."

 

او همچنين مينويسد که تجربيات شخصى او در مورد اينکه توطئه اى از خارج براى سرنگونى دولت در کارخانجات دست به خرابکاريهاى گسترده ميزنند بيانيه رسميش را تاييد مينمايد.

   

در  سال ١٩٣١ ليتل پيج در جريان انجام ماموريتى در معادن مس و سرب در اورال و قزاقستان ناگزير به تاييد اين امر شده بود. اين معادن بخشى از اتحاديه بزرگ معادن مس- سرب بودند که بالاترين مقام رهبرى کننده آن پياتاکوف نام داشت که معاون کميسر مردمى براى صنايع سنگين بود.

 

در مورد توليد و رفاه کارگران بايد گفت که شرايط معادن مصيبت بار بودند. ليتل پيج در آنزمان چنين نتيجه گرفته بود که خرابکاريها توسط بالاترين مقام رهبرى کننده در تحاديه بزرگ مس و سرب رهبرى ميشد.

 

کتاب او در مورد منابعى که مخالفان ترتسکيست از آنجا  براى انجام فعاليتهاى ضد انقلابى کمک مالى دريافت مينمودند نيز اطلاعاتى را مشخص مينمايند·

 

برخى از اعضاى اپوزيسيون مخفى براى حمايت از خريد ماشينهاى صنعتى از برخى از کشورها٬ از جايگاه خود در دستگاه دولتى اتحاد جماهير شوروى بهره بردارى مينمودند. محصولات از کيفيتى پايين برخوردار بودند اما با اينحال بالاترين مبلغ براى آنها پرداخت ميشد.

 

کارخانجات خارجى تفاوت ميان قيمتها را به سازمان ترتسکى در خارج از کشور پرداخت ميکردند٬ با اين شرط که همکاران توطئه گر او دولت اتحاد جماهير شوروى را به خريد از همان شرکت تشويق مينمودند

 

دزدى و فساد

اينرا ليتل پيج در محل٬ در برلين در بهار ١٩٣١ در جريان خريد يک سفارش بزرگ از آسانسورهاى صنعتى جهت استفاده در معادن٬ مورد تاييد قرار داد·

 

هيئت روسى به رهبرى پياتاکوف – ليتل پيج بعنوان متخصص٬ ماموريت داشتند که کيفيت آسانسورهاى سفارشى را مورد تاييد قرار دهند. او کلاهبردارى با آسانسورهاى با کيفيت نامرغوب٬ غير قابل استفاده در معادن اتحاد جماهير شوروى٬ را بسرعت کشف نمود.

 

پياتاکوف٬ پس از افشاى اين امر براى او و ديگران در هٸيت اتحاد جماهير شوروى٬ با او با سردى برخورد کرد و تاييد کيفيت و خريد آنها را درخواست نمود.

 

ليتل پيج اين کار را نکرد. او در آنزمان متعقد بود که مسئله فساد در سطح شخصى بود٬ و اينکه اعضاء هئيت از کارخانه آسانسور سازى رشوه دريافت نموده بودند.

 

ليتل پيج در سال ١٩٣٧پس از اعتراف پياتاکوف در دادگاه در مورد ارتباطش با اپوزيسيون ترتسکى تاييد نمود که حادٽه پيش آمده چيزى بزرگتر از يک فساد شخصى بود.

 

پولهاى پرداخت شده بعنوان رشوه٬ براى حمايت از فعاليتهاى اپوزيسيون مخفى جهت انجام عملياتى مانند خرابکارى٬ تروريسم٬ رشوه و تبليغات در اتحاد جماهير شوروى در نظر گرفته شده بودند.

 

زينويف٬ کامنف٬ پياتاکوف٬ رادک٬ اسميرنوف٬ ترتسکى٬ بوخارين و ديگران٬ که رسانه هاى اطلاعاتى سرمايه دارى در غرب براى آنها بشدت دلسوزى ميکنند٬ از اعتماد مردم اتحاد جماهير شوروى و حزب جهت ربودن پول از صندوق دولت٬ براى اينکه توسط دشمنان سوسياليسم در خارج از کشور در جهت نابودى٬ خرابکارى و مبارزه بر عليه جامعه سوسياليستى در اتحاد جماهير شوروى مورد بهره بردارى قرار گيرد٬ سوء استفاده نمودند.

  

کودتاى طراحى شده

جرائمى از قبيل دزدى٬ خرابکارى و فساد داراى ماهيتى جدى هستند. اما توسعه فعاليتهاى اپوزيسيون فراتر از اينها رفته بود. ضد انقلابيون توطئه گر بدست گرفتن قدرت از طريق کودتا را تدارک ديده بودند٬ کودتايى که با عملى شدن آن رهبرى کشور اتحاد جماهير شوروى حذف ميشد.

 

ترور کليه رهبران در کميته مرکزى حزب کمونيست هدف اصلى اين کودتا بود. اينگونه برنامه ريزى شده بود که طرح کودتاى نظامى توسط گروهى از ژنرالها تحت رهبرى مارشال توخاچفسکى به اجرا گذاشته شود.

    

بر اساس اظهارات دويچر٬ ترتسکيست و نويسنده چندين کتاب در مورد استالين و اتحاد جماهير شوروى٬ کودتاى دولتى با عملياتى بر عليه کرملين و مهمترين واحدهاى نظامى مستقر در شهرهاى بزرگ در مسکو و لنينگراد آغاز ميشد.

 

به گفته او هدف اين بود که توطٸه توسط توخاچفسکى همراه با گامارنيک٬ رئيس کميسرهاى سياسى در ارتش٬ ژنرال ياکير٬ فرمانده لنينگراد٬ ژنرال  اوبرامويچ ٬ فرمانده آکادمى نظامى مسکو و ژنرال پريماکوف٬ يکى از رئوساى واحد سواره نظام٬ رهبرى شود.

 

مارشال توخاچفسکى افسرى قديمى از دوران تزار٬ پس از انقلاب به ارتش سرخ پيوسته بود. سال ١٩٣۰ تقريبا ١۰ درصد از گروه افسران٬ يا تقريبا ٤٥۰۰ افسر قديمى تزارى بودند.

 

بسيارى از افسران قديمى دوران تزار هرگز از ارزشهاى سرمايه دارى خود دست نشسته٬ بلکه جهت مبارزه براى آنها در کمين نشسته بودند. با تدارک مخالفان اين امکان براى کودتاى دولتى فراهم گشت· بلشويکها نيرومند بودند٬ اما توطئه گران نظامى و غير نظامى دوستان نيرومندى براى خود دست و پا نموده بودند.

 

بر اساس اعترافات بوخارين در دادگاه عمومى سال ١٩٣٧ ٬ اپوزيسيون ترتسکيست در خارج با آلمان نازى در مورد واگذار نمودن بخش بزرگى از مناطق کشور٬ از جمله اوکراين٬ پس از کودتاى دولتى ضد انقلابى در اتحاد جماهير شوروى به توافق رسيده بود.

 

اين بهايى بود که آلمان نازى در ازاى پشتيبانى خود از ضد انقلابيون مطالبه مينمود. بوخارين توسط رادک که در اينمورد از ترتسکى فرمانى دريافت نموده بود از وجود اين توافقنامه مطلع شده بود. همه اين توطئه گران کسانى بودند که بمنظور رهبرى٬ اداره و دفاع از جامعه سوسياليستى در مقامات بالا انتخاب شده بودند٬ اما در عوض براى نابودى آن تلاش مينمودند.

   

توجه داشته باشيد که  همه اين حوادث طى دهه١٩٣۰ رخ ميداد٬ زمانيکه تهديدات نازيستى بسرعت رشد مينمود٬ نيروهاى نظامى نازيها اروپا را به آتش کشيده بودند و برنامه اى جهت يورش به اتحاد جماهير شوروى در دست تهيه بود.

 

توطئه چينان در دادگاههاى عمومى به عنوان خائن به مرگ محکوم شدند. سرنوشت کسانى که مرتکب خرابکارى٬ تروريسم٬ فساد و آماده نمودن شرايط براى جنايت شده بودند٬ و ميخواستند بخشى از کشور را به نازيها واگذار نمايند٬ نميتوانست بنحو ديگرى تمام شود. "قربانى" خواندن آنها کاملا بدور از منطق است.

  

آمار و ارقام کاذب

در اين رابطه پى بردن به اينکه تبليغات کشورهاى غربى توسط رابرت کانکوست چه اکاذيبى را در مورد پاکسازيهاى رويداده در ارتش سرخ به ما ارائه داده اند ممکن است جالب باشد.

 

کانکوست در "ترور بزرگ" مينويسد که در سال ١٩٣٧ ٬ ٧۰۰۰۰ هزار افسر و کميسرهاى سياسى در ارتش سرخ وجود داشتند و اينکه ٥۰ درصد٬ يا ١٥۰۰۰ افسر و ٢۰۰۰۰ کميسر٬ توسط پليس سياسى يا به قتل رسيده و يا بقيه عمر خود را در زندان بسر برده بودند. مانند بقيه کتابهاى او در اينجا نيز از حقيقت خبرى نيست.

 

راجر ريس- مورخ در مقاله خود" ارتش سرخ و تصفيه بزرگ" حقايق را مطرح نموده و نشان داده است که پاکسازيهاى ميان سالهاى ١٩٣٧-٣٨ چه اهميتى براى نيروهاى نظامى داشت.

 

در سال ١٩٣٧ رقم رهبران در ارتش سرخ و نيروى هوايى٬ افسران و کميسرهاى سياسى ١٤٤٣۰۰ نفر بود و اين رقم بصورتى دائمى رشد نمود تا اينکه در آغاز سال ١٩٣٩ ٬ به ٢٨٢٣۰۰ نفر رسيد.

 

طى پاکسازيها٬ ١٩٣٧-٣٨ ٬ ٣٤٣۰۰ نفر بدلايل سياسى اخراج شدند٬ اما در مى ١٩٤۰ ٬ از ١١٥٩٦ نفر اعاده حيثيت شد و در پستهاى سابق خود ابقاء شدند. اين بدين معناست که طى سالهاى ١٩٣٧-٣٨ ٬ ٢٢٧٥۰ نفر افسر و کميسر سياسى (١٣۰۰۰ افسر – ارتش٬ ٤٧۰۰ نفر در نيروى هوايى و ٥۰۰۰ نفر کميسرهاى سياسى) از ارتش اخراج شدند.

 

اين ٧٬٧ درصد از کليه افسران و کميسرهاست٬ و نه ٥۰ درصد٬ که کانکوست اعلام نمود. ما ميدانيم که بخشى از اين ٧٬٧ درصد بعنوان خائن محکوم شدند٬ اما مدارک موجود تاريخى نشان ميدهد که اغلب آنها به زندگى غير نظامى بازگشتند.

 

و بالاخره سوال آخر. آيا دادگاههاى ١٩٣٧-٣٨ بصورت عادلانه اى با متهمان رفتار نمودند؟ اجازه بدهيد که براى مثال در مورد دادگاه بوخارين٬ يکى از افراد ارشد حزب که براى اپوزيسيون مخفى کار ميکرد٬ صحبت کنيم.

 

بر اساس اظهارات سفير آنزمانه آمريکا در مسکو و يک وکيل مشهور٬ جوزف ديويس٬ که در طول روزهاى محاکمات در آنجا حضور داشت٬ بوخارين در سراسر زمان محاکمه آزادانه صحبت کرد و خودش مسائل خودش را بدون ايجاد هيچ مانعى مطرح نمود.

 

جوزف ديويس در گزارش خود به واشنگتن نوشت: آنچيزى که در دادگاه افشاء شد به خوبى نشان داد که متهم "مرتکب جرمى شده بود که ثابت شد". و در ادامه: " اينکه شواهد موجود خبر از وقوع يک توطئه بسيار جدى را ميداده است٬ اين مسئله مشترکى بود که همه سياستمداران شرکت کننده در دادگاه در مورد آن با هم توافق داشتند."

 

از تاريخ بياموزيم!

گفتگو در مورد سيستم کيفرى اتحاد جماهير شوروى در دوران رياست استالين٬ دورانى که هزاران مقاله و کتاب جعلى در مورد آن نوشته و صدها فيلم کاذب از آن ساخته شده است٬ حاوى دروسى است که بايد مورد باز بينى قرار گيرند.

 

حقايق يک بار ديگر نشان ميدهند که اطلاعات منتشر شده در مطبوعات سرمايه دارى در مورد سوسياليسم غير واقعى هستند. دست راستيها از طريق مطبوعات٬ راديو و تلويزيون از اين امکان برخوردارند که توده هاى مردم را گيج نموده و حقايق را بمنظور پذيرفته شدن آنها بعنوان حقيقت وارونه جلوه دهند·

 

بخصوص زمانيکه صحبت از مسائل تاريخى به ميان ميايد. به همين دليل اطلاعات جديد از جانب محافظه کاران٬ تا زمانيکه عکس آن ثابت نشده است٬ بايد کاذب تلقى گردند.

        

اين نگرش محتاطانه امريست ضرورى. محافظه کاران در واقع ٬ اگر چه از وجود گزارشهاى محققان روسى باخبرند٬ با اينحال به ادامه انتشار اکاذيب خود که طى پنجاه سال اخير آموزش داده اند و در حال حاضر کاملا افشاء شده اند٬ ادامه ميدهند.

 

محافظه کاران به ادامه وظيفه تاريخى خويش که به ارث برده اند ادامه ميدهند – يک دروغ بر اثر تکرار٬ به حقيقت تبديل ميشود.

 

در بسيارى از کشورها٬ پس از آغاز انتشار گزارشهاى محققان روسى در غرب٬ بمنظور مبارزه با گزارشات محققان روسى انتشار کتابهايى آغاز شد که يکبار ديگر در جهت واقعى جلوه دادن اکاذيب قديمى تلاش دارند. اينها کتبى هستند گران قيمت با اخبارى کاذب در مورد کمونيسم و سوسياليسم٬ از آغاز تا پايان.

 

در حال حاضر نيز اکاذيب محافظه کاران جهت مبارزه با کمونيستها تکرار ميشوند! و اين بخاطر اينکه کارگران جانشينى را جهت جايگزين نمودن سرمايه دارى و نئو ليبراليسم پيدا نکنند. اين بخشى از مبارزه کثيف بر عليه کمونيستهاست که جايگزينى٬ جامعه سوسياليستى٬ را براى آينده دارند. بهمين دليل کتبى جديد با اکاذيبى آشنا منتشر ميشوند.

 

کليه اين مسائل مسئوليت بزرگى را در برابر ما که داراى درکى تاريخى از سوسياليسم هستيم قرار ميدهد. ما بايد قبول مسئوليت نموده و نشريات کمونيستى را به نشريات واقعى طبقه کارگر مبدل و در مقابل اکاذيب سرمايه داران مقاومت نماييم!

 

اين يکى از مهمترين وظايف مبارزه طبقاتى حال حاضر است٬ مبارزه اى که طى مدت زمان کوتاهى در آينده با توان بيشترى متحول خواهد شد.

ماريو سوسا

Mario.sousa@telia.com

 


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com