www.razmendagan.com                                                                                    afgrazm@gmail.com


شاهین از هالند

۷ سپتامبر ۲۰۱۳                                       

 

                          دو طرزتفکر متفاوت                    

      یا دو جهان بینی متضاد

 

 هستی اجتماعی انسان تعیین کنندۀ شعوراجتماعی انسان است، هر ادعای غیراز این سفسطه ئی بیش نیست.

برای اثبات گفتۀ فوق به تشریح دو واقعه ئی که تصادفاً رخ داده و جز حقیقت چیز دیگری نیست می پردازم.

در  یکی از دید و باز دید های فامیلی  از پسر بچۀ هشت سالۀ یکی از اقاربم پرسیدم: پسر جان تو چرا اینقدر پسر خوب هستی؟

بجوابم گفت:  من اصلاً خوب بدنیا آمده ام، من اینطور خوب  تولد شده ام

با کمی دقت بجواب داده شده  واضح میگردد که گویا شرایط اجتماعی و هستی اجتماعی انسانهاهیچ تا ثیری درخوب بودن، صالح و نیک عمل بودن انسان ندارد. گویا افراد  از اول خوب و نیک عمل و یا بد و بد عمل به دنیا می آیند.

  فرضاً اگر برای یک لحظه جواب این پسر بچه را قبول کنیم. درین صورت خوب بودن ویا بد بودن اشخاص و افراد مربوط به یک نیروی مافوق، نیروی لایزال و به عبارت دیگر مربوط به خداوند یکتا میشود که خود سرنوشت افراد و اشخاص و انسان ها را، که کدام خوب یا کدام بد باشد،  قبلاً تعیین میکند.

این نیروی مافوق و لایزال، یا خداوند است  که اشخاص و افراد خوب، صالح و نیک عمل و یا بر عکس افراد واشخاص بد، دزد و اوباش به دنیا می آورد.

اگر چنین است که افراد و اشخاص ومحیط اجتماعی زندگی در تعیین سرنوشت  شان هیچ نقشی ندارند وسرنوشت شان قبلاً از طرف نیروی لایزال، نیروی مافوق تعیین میشود و یا سرنوشت افراد و اشخاص قبلاً رقم میخورد و در لوح محفوظ ثبت است؛ پس اینجا سوالی مطرح میگردد که چرا در روز آخرت، در روز قیامت نیروی لایزال ویا خداوند یکتا از بندگان  خود در مورد اعمال دنیوی شان( آنچه که در دنیا انجام داده اند) باز خواست میکند که در نتیجه بعضی را به دوزخ و بعضی را به جنت میفرستد ؟

اگر اعمال دنیوی ما قبلاً در لوح محفوظ ثبت است پس ما مجبور به قبول قضا و قدر، نصیب وقسمت خود هستیم و در هیچ کاری ارادۀ ما دخیل نیست. نتیجۀ چنین فکری اینست که هرگاه  افراد و اشخاص خوب  یا بد میباشند دست خود شان نیست .این استنباط میتواند از یک طرز تفکر فرسوده استنتاج گردد که کاملاً بی اساس و غلط است.

و باز درمحل و محفل دیگری از یک پسر بچۀ یکی از اقاربم که دوازده ساله بود پرسیدم: پسر جان چرا تو اینقدر پسر خوب هستی؟

جواب داد: من خوب تربیه شده ام ، من به دامان فامیلم خوب بارآمده ام، مرا پدر و مادرم در زندگی کمک نموده اند.

با کمی دقت کاملاً واضح میشود  که بین دو جواب  داده شده  دو طرز تفکر متفاوت نهفته است و این دو بیان، از دو جهان بینی  متضاد  نمایندگی مینماید.  

جواب دومی بیان گر آنست که خوب بودن و صالح و نیک عمل بودن افراد و اشخاص، مربوط هستی اجتماعی و شرایط اجتماعی آنهاست و کسبی است نه ذاتی .

 انسانها همه یک سان به دنیا می آیند، این هستی اجتماعی انسانها است که شعور شان را تعیین میکند نه نیروی مافوق و نیروی لایزال .

بطور مثال بچۀ کارگر و بچۀ دهقان مثل بچۀ سرمایه دار یکسان به دنیا می آیند. اینکه فرزند کارگر، درنتیجۀ فقر فرصت نمی یابد و کارگر میشود و فرزند سرمایه دار با شرایط مساعد محیطی اش اکثراً تحصیل کرده بارمی آید، این مستقیماً مربوط میشود به هستی اجتماعی و شرایط اجتماعی هر یک ازآنها.

دزدی و تن فروشی از روی تفنن وشوق صورت نمی گیرد، بلکه شرایط دشوار محیطی، اجتماعی، اقتصادی است که افراد را به دزدی و تن فروشی مجبورمیکند.

هستی اجتماعی، شرایط اقتصادی افراد و پروسۀ شناخت شان از شرایط اجتماعی و اقتصادی در تعیین سرنوشت آنها  نقش تعیین کننده داشته افراد را به طبقات مختلف در جامعه تقسیم میکند.

طبقات نادار که دارای شرایط بد اقتصادی و اجتماعی اند، زاغه نشین هستند. پسر بچه های نادار که نان آور فامیل خود هستند، در اثر بیدادگری اجتماعی اجباراً به داش های خشت پزی و ... کار میکنند و مسئول زندگی بخور و نمیر فامیل خود هستند. آنها چگونه میتوانند به مدارج تحصیل راه  یابند و از آنها افراد تحصیل کرده بارآید؟

به وضاحت فهمیده میشود که فرزندان زاغه نیشینان، گرچه از نظر بیالوژیکی چون فرزند سرمایه دار بدنیا می آیند، فقط این هستی اجتماعی و شرایط اقتصادی است که یکی را تحصیل کرده بارمی آورد و دیگری را وامیدارد که سال ها تحت ستم قرار گیرد و تا زنده است نیروی کار خود را  به مزد ناچیز بفرشد.

حال میتوان چنین نتیجه گرفت که هستی اجتماعی انسانها( تحت تاثیرمالکیت خصوصی افراد) ارثی و ابدی نیست، تغییر پذیر میباشد که هم زمان با آن شعور انسانها تغییر می یابد. مگر برای اثبات این مدعا کافی نیست که تاریخ کشورهائی را به گواهی بگیریم که توده های میلیونی مردمان شان به پاخاستند وشرایط  اجتماعی واقتصادی به نفع خود بوجود آوردند.

این است اصل مطلب

به امید پیروزی


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com