The Friday Mosque or Masjet-Ejam, Herat, Afghanistan Fotografie-Druck von Jane Sweeney           

www.razmendagan.com                                                                                                             afgrazm@gmail.com 


 ا . ق عدالت

 ۲۲ دسامبر ۲۰۱۵

  

 

 "رزمندگان" و رسالت تاریخی آن بمثابه نشریۀ بدیل- مترقی

 

درهفتۀ که گذشت نشریۀ مترقی - بدیل "رزمندگان"، این سنگر مستحکم نیروهای ترقی خواه: اعم از نیروهای چپ - عدالت خواه انقلابی، نیرو های ملی ودموکرات، جوانان - روشنفکران، محصلان دانشگاه ها، ومکاتب ودر کل نیروهای ضد استعماری و ضداشغال کشور ما، که در دفاع از استقلال، آزادی وحاکمیت ملی افغانستان عزیز، استوار می رزمد، وارد چهارمین سال فعالیت های نشراتی، ملی، انقلابی، وانترناسیونالیستی خویش گردید. من نیز افتخارآن را دارم، تا منحیث یکی از خوانندگان و علاقمندان وهمکار سایت "رزمندگان"- این رزمندۀ پی گیر سنگر مقاومت مردم ما (کارگران و زحمتکشان) - در داخل و خارج کشورم در رد وافشای توطئۀ بین المللی، حاکمیت دست نشانده، هوچی های آستان بوس داخلی وخارجی برای توجیه اشغال کشور ما، در قطار آنهائی که به حق از فعالیت های "رزمندگان"، در طی سه سال گذشته، تحسین، تهنیت وتبریک گفته اند، پیوسته واز آن استقبال به عمل می آورم.

سایت آگاه رسانی مترقی- ملی و دموکراتیک "رزمندگان" در زمرۀ معدود نشرات رادیکال ملی انقلابی است که به ادامۀ رسالت مبارزاتی پیشکسوتان انقلابی میهن ما، به صورت بی امان در افشای جنایات برعلیه میهن وملت ما از طرف اجانب و ارتجاع بومی دست نشاندۀ اجنبی، کار و پیکار نموده و می نماید.

 وسایل جمعی، استفاده از آن توسط نظام حاکم، ونقش میدیای بدیل در برابر آن:

 

                                                                                 Description: C:\Users\Pops\Desktop\121110.jpg

وسایل جمعی و رسانه ها یکی از مناطق کلیدی را، در جامعه، جائی که قدرت سیاسی به دست طبقه حاکم اعمال می شود اشغال می نماید. این وسایل جمعی ازاید ئولوژی طبقۀ خویش ومنافع طبقاتی آن، وحفظ آن دفاع می نمایند.

میدیا ویا وسایل جمعی، از دهه های ۳۰م قرن ۱۹ تا اواخر قرن ۱۹، دوران رقابتی نظام سرمایه داری، بسیار زیاد قابل توجه نبود. در آن زمان دانشمندان بزرگ: مانند کارل مارکس، فریدریش انگلس ودیگران حتی می توانستند در روز نامه های اصلی نظام های سرمایه داری، در انگلستان، دولت زمان پروس آلمان و در امریکا در نقد از نظام سرمایه داری، در روز نامه های اصلی نظام حاکم، مقاله بنویسند. مثال: کارل مارکس بعد از شکست انقلابات دراروپا، سالهای ۱۹۴۹ -۱۹۴۸م زمانی که وارد انگلستان شد، تا سالهای ۱۸۵۲ الی ۱۸۶۲م به روز نامۀ "نیویارک هرالد تریبیون" مقاله می نوشت. احزاب کمونیست وکارگری، اتحادیه های کارگری وسیعاً، در اروپا و امریکا نشرات خودشان را داشتند.

در سالهای اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ م زمانی که نظام سرمایه داری وارد مرحله انحصاری می گردد، همپا با مرحله امپریالیستی نظام، "امپریالیسم رسانه ای " را به گونه ای سازمان یافته ومتراکم، به حیث ابزار مهم در مبارزه  بر علیه نیروهای چپ انقلابی رادیکال ومتحدان آن ها ، که از منافع طبقه کار گر و زحمتکشان کشور های خود و جهان دفاع می نمودند، ایجاد نمود.

بعد از جنگ جهانی دوم، امپریالیسم جهانی به صورت گسترده میدیای امپریالیستی را درمبارزه بر علیه نیروهای کمونیست وسوسیالیست رادیکال، غرض استفاده در کشور های سر مایه داری وجهان ایجاد نموده، با شیوه های اطلاع رسانی دروغ و وارونه(Misinformation and Dis-information)، برای رضائیت سازی (Manufacturing Consent ) و مخالفت های ساختگی(Manufacturing Dissent )جلب حمایت مردم از نظام حاکم،  "دموکراسی رسمی"، پارلمانی، در حقیقت به مثابه ابزار جنگی، جنگ روانی وسایکو لوژیک، از جمله در افغانستان، مورد استفاده قرار داده، ومی دهد.

(Edward Palmer Thompson) ادواردپالمرتامپسن(۱۹۲۴-۱۹۹۳) مورخ بزرگ ا نگلیسی که کتاب کلاسیک ( طبقه کارگر انگلیس چگونه به وجود آمد ) را نوشته، باری در رابطه به فریب ونیرنگ نظام سرمایه داری چنین گفته بود: " با لا ترین وشنیع ترین ضربتی که بر زندگی سیاسی ما وارد می شود، نه از راز های نهان وناگفته است، که ازطرف دستگاه حاکم از ما پنهان شده، بلکه از حقایق ناقصی است که به صورت متداوم برای ما گفته می شود. این ها همه از قبل معماری شده وهضم شده بوده وبعد آن را تهوع نموده وبه مثابه تفالۀ مجاز، به خورد ما می دهند. بخشی از همین تفاله ها  در ستون دفاعی (سرمقاله)، توسط خبرنگاران روزنامه های نظام حاکم، به مثابه حقیقت اصلی برای ما جا زده می شود."

دردهه ۸۰ عیسوی، با استفاده از انتر نیت، انکشافات عظیمی در عرصۀ فنآوری اطلاعاتی و رسانه ای پدید آمده وبه حیث یکی از ابزار مهم، واکنون دراستراتیژی نظامی، درزمرۀ وسایل جنگی متعارف، در پهلوی ابزار نظامی از آن استفاده می شود. ازاین وسیله در کشور ما افغانستان بصورت وسیع درجهت فریب ذنیت عامه استفاده صورت گرفته ومی گیرد. دانشمندان جبهۀ مردمی ما باید درین مورد تحقیقاتی را انجام بدهند، آنگاه خواهیم فهمید که به وجود رسانه های بدیل، مانند "رزمندگان"، در خنثی سازی این توطئه ها چقدر نیاز است و "رزمندگان" چه نقش کارساز ومهمی تا حال بازی کرده و پس از این می تواند و باید بازی کند.

 

رضائیت سازی ساختگی:

پروفیسور نوام چامسکی، استاد بازنشستۀ ام آی تی، نظریه پرداز، منتقد ومبارز بی امان نظام سرمایه داری و "جهانی شدن "، که کمتر شخصیت هائی مانند او دراین رابطه کار نموده اند، و پروفیسور ادوارد هیرمان، که استاد باز نشستۀ اقتصاد سیاسی ومتخصص تحلیل شیوه های به کار گیری وسایل جمعی است، اثر تحقیقی مشترکی نوشته اند.

ایشان در اثر تحقیقی مشترک شان می گویند : " رسانه های جمعی، به عنوان یک سیستم، برای بر قراری روابط، پیام ها وعلایم نظام حاکم به کار گرفته می شوند. کار و وظیفۀ این وسایل جمعی آن است که مردم را سرگرم، مات ومتحیربسازند. با اطلاع  رسانی غلط، خنثی سازی افرادی با ارزشها، باورها واصولی که نظام را به چالش می گیرند، آنها باید در"جامعه" منحل گردند ( جامعه مدنی بورژوازی). در جهانی که امروز از اثر تمرکز ثروت، در گیری های عمدۀ حاکمیت، این حاکمیت ها برای دفاع از منافع طبقاتی شان، نیاز به آن دارند که این معضل را بر طرف نمایند و برای بر آورده شدن این هدف، پرو پاگند سیستماتیک ودوام دار را نیاز دارند."

 رضایت سازی، مدل تبلیغات توسط رسانه های انحصاری امپریالیستی می باشد تا افکار عامه را، به منافع خود شان توجیه کنند، تا مردم به ارزش ها واعتقادات خود باور پیدا ننمایند. دموکراسی  رسمی- پارلمانی، که اکنون دیگرمردم، بخصوص طبقه کارگر واکثریت پائین جامعه، به آن باور ندارند، وعدۀ رفورم ها وتعدیلات در حقوق کار، بالا بردن مزد، خدمات بهداشتی می دهد که اکثراً در سالهای اخیر مورد اجرا قرار نمی گیرد. برای جلب حمایت مردم، احزاب اصلی وحاکم رفورم های موقتی وگذرا را به وجود می آورند، ترس مردم را از وحشت تروریسمی که بدست خودشان ایجاد گردیده، تشدید می کنند. از تحریک دروغین احساسات وطن دوستی ومیهنی، امنیت ملی، پولیسی ساختن کشور، مانند آنچه که امروز در امریکا، فرانسه... به وجود آمده، از دفاع دروغین از صلح جهانی و بردن "دموکراسی" به کشور هائی مانند افغانستان، و کمک های بشر دوستانه به این کشورها...وغیره، استفاده می برند.

اپوزیسیون ساختگی یا تقلبی: الیگارش ها وانحصاراتی که نظام را به مثابه حاکمیت برای دفاع از منافع شان، یعنی سلطه بر جهان، به هدف کنترول و غارت منابع آن، بدست آوردن سود، در دست دارند، برای قانونیت بخشیدن به نظام حاکم، شیوه های حاکمیت آنها وحفظ آن، جلب طرفداری از نظام وحفظ به اصطلاح "اپوزوسیون " ومخالفین وفعالیت های شان بر ضد نظام را، در یک سطح محدود، تا جائی که منافع نظام حاکم را به مخاطره نیاندازد،اجازه می دهند.

هدف استراتیژیک امپراتوری سرمایه وکشورهای تحت فرمان ومستعمرۀ آن مانند کشور ما افغانستان وحاکمیت دست نشانده اش، جلو گیری از ایجاد وانکشاف نیروهای اپوزیسیون رادیکال – مردمی، در کشورهای تحت فرمان امپراتوری وکشور های مستعمره و وابسته به آن می باشد. زیرا احزاب وسازمان های رادیکال و نهاد های طرفدارآن ماهیت نظام را افشاء نموده وخواهان تغییرات بنیانی و رادیکال در جامعه هستند.

درصورت موجودیت چنین احزاب وسازمان هائی، آنها ماهیت نظام را افشا نموده، پایه های آن را متزلزل می سازند؛ پس حاکمیت ازآن جلو می گیرد.

در یک کلام، نا رضایتی ساختگی ویا مخالفین دروغین نظام حاکم ساختن، به مثابه " دریچه های رفع خطر"، برای حفظ نظام حاکم و جلو زدن طغیان تو ده های مردم است، که در کل نظام سرمایه مالی جهانی، به ویژه میدیای آن، وکشور های وابسته مانند افغانستان به آن خدمت می نمایند. مثال های فروان از این اپوزیسیون ساختگی، معاش بگیر به دست سازمان های مخفی امپریالیستی وارتجاعی، ونهاد های مزدور، تحت نام "احزاب" و "جامعۀ مدنی"(برخی حتی نامش را هم نمی دانند و آن را "جامعۀ معدنی" می گویند)  ومیدیای خصوصی درکشورخود داریم. گردانندگان دون صفت آن در اکثر این تلویزیونها، به نام "متخصصان" و"آگاهان" سیاسی، اقتصادی، نظامی ومقاله نویسان و... ظاهر شده و ذهنیت ها را به نفع اشغال و حضورامپر یالیسم در کشور ما توجیه می کنند.

میکا نیزم ایجاد اپوزیسیون ساختگی ومنابعی که آن ها را تمویل می نمایند:

بخش بزرگ هزینۀ مالی دونرها و نهادهای متذکره از طرف انحصارات بزرگی مانند: شرکت های بزرگ اسلحه سازی، انحصارات بزرگ نفتی، پیمان کاران امنیتی- نظامی که تعداد ایشان فوق العاده گسترده بوده، از طریق نهاد هائی مانند: موقوفه ملی برای دموکراسی، بنیاد کارنیگی، فورد، راک فیلر، مک کارتی... ودیگران، چینل گردیده، وبه سازمان های به اصطلاح غیر دولتی (N G O)، که آن ها به صورت گسترده درخارج، منجله افغانستان، فعال بوده و در حقیقت به عنوان بخشی از نیروهای اشغالگر در کشور ما فعالیت دارند، تمویل می گردد. حامد کرزی وشبکۀ بزرگ او را همین سازمان ها، از قند هار آغاز ودر سراسر افغانستان پهن نمودند وهمین اکنون او به حیث یکی از نفرات مهم امپریالیسم امریکا(حزب جمهوریخواه- فعلاً دراپوزیسیون) می باشد که در پشت پرده نظام پوشالی و اوضاع را نظارت می نماید.

این سازمانها در کشور های تحت اشغال، وحتی در کشور هائی که امپریالیسم امریکا ومتحدین غربی آن در صدد برانداختن آن هستند، گویا " جامعۀ مدنی " را به وجود آورده، نخبه گان آن ها را در خدمت گرفته، نظر به اهمیت شان در درون نظام وحاشیۀ آن قرار می دهند. در کشور های دگیری مانند وینزویلا، وسایر کشورهای امریکای لاتین، احزاب دست راستی مخالف دولت را در این کشور ها حمایت مالی نموده، تا قادر شوند این نیروهای دست راستی قدرت را درآن کشورهائی که نیروهای ترقی خواه وپوپو لیستی، در رأس قراردارند، حاصل نمایند.

دوستان محترم!

در همچو یک دوران تاریخی و سرنوشت ساز، حضور احزاب و سازمان های انقلابی و وسایل نشرات جمعی بدیل ضد امپریالیستی، مانند "رزمندگان" مانند آب حیات درجامعۀ بیمار ما هستند. آنها با حد اقل امکانات، وظایف خطیر وسترگ میهنی ودفاع از افغانستان در افشای توطئه های بین المللی امپریالیسم بر علیه کشور ما را دارند. این واقعا یک وظیفه وتعهد خطیرو بزرگی است وتنها آن هائی در انجام این وظیفۀ تاریخی موفق می باشند که با باور به دیالکتیک تاریخ، زوال حتمی نظام سر مایه داری ونابودی ارتجاع  لحظه ای از مبارزۀ طبقاتی  وملی باز نه ایستاده، مبارزه می نمایند.

 ما همه شاهدیم که واقعاً تا کنون، با گذشت زمان کوتاه، "رزمندگان" شب وروز نشناخته  فعالیت های ارزنده ای را ایفاء نموده است. تکرار می نمایم که سایت "رزمندگان" برای من به مثابه یک فرد معمولی، به جایگاه مطمئن مبارزاتی ام تبدیل گردیده؛ زیرا می توانم آنچه را که من به حیث یک کارگر از نابرابری اجتماعی، فقر وفلاکت، سیاه روزی هموطنانم، ناشی از شرایط اشغال افغانستان، و نا برابری وشگاف عمیق طبقاتی، وضعیت طبقۀ کاگر وتهیدستان جامعۀ سرمایه داری را، که من خودم در آن زندگی دارم وروز مره آن را تجربه وبه چشم سر مشاهده مینمایم، هم درآن بیابم و هم مشاهدات خودم را مکتوب نموده، با احساس درد وخشم دربرابر نابرابری اجتماعی جامعۀ طبقاتی، می توانم  آن ها رابدون هراس، با الفاظ ومتون ساده از طریق این سایت، به امیدی که دوستان سایت بخوانند، عرضه می دارم.

جای دارد که باردیگر، با وجود کمبودی ها، این موفقیت بزرگ را برای کارکنان "رزمندگان" ومسئوول آن از صمیم قلب تبریک گفته وموفقیت های مزید شان را درین وظیفۀ خطیر، در برابرهیولای امپر یالیسم جهانی  و توطئه های رسانه ئی اش که شمۀ آن را بازگو، و از بزرگان نقل قول نمودم، خواهانم.

 

کلام آخیر وپیشنهادات برای اعتلای هر چه بیشتر فعالیت سایت:

1-    تردیدی وجود ندارد که سایت "رزمندگان" به مثابه نشریۀ رادیکال، ملی، مترقی، ضد امپریالیستی، ضد استعماری، با در نظر داشت وضعیت بین المللی، وخطری را که بشریت به آن مواجه است، دشمن اصلی بشریت را امپریالیسم جهانی ومتحدانش تشخیص داده، وبا در نظر داشت تضاد کلی اصلی، هم پا با میدیای مترقی- رادیکال در سطح جهانی، هر چه بیشتر با ید همآهنگ، وهمصدا باشد. معذرت میخواهم که می گویم، در بعضی مقالات، حتی سر مقاله های منتشره در سایت، این کمبودی(ناهمصدائی) مشاهده می گردد. باید در نظر داشت که ما اکنون، همانطوری که از زبان دانشمندان همیشه گفته ام، ما در یک دوران سر نوشت ساز قرار داریم ومسئوولیت داریم تا جبهۀ وسیع ملی وجهانی را در راستای مبارزۀ مان تشکیل نمائیم.

2-  در آر شیف سایت اسناد تاریخی، مقالات ، و اشعار ارزشمندی وجود دارد؛ باید وقتاً فوقتاً، این گونه نبشته ها، درشرایط معین وضرورت آن، دوباره در صفحات روز سایت نشر گردد. از نظر من منحیث شاگرد دوستان وهمرزمانم، خواندن یک مسئله هییچگاه یک بار ویا چند بار کافی نیست، با ید به تکرار وباربار مطالب مهم را مطالعه نمود.

3- ما منحیث افراد مربوط به نیرو های مترقی، به هیچ وجه خواهان آن نیستیم تا به کسی هتک حرمت نمائیم، مگر زمانی که مسئلۀ دفاع از باور ما و منافع طبقاتی ما مطرح می گردد، باید در برابر آن صادقانه به ایستیم و از آن دفاع معقول نمائیم. برخی مقالات در بعضی سایت هائی که ادای مترقی بودن را در می آورند، به نشر می رسد که فقط نهادها وشخصیت های مبارز را تخریب می کنند.  هدف بنیانی این نوع نویسندگان از "چپ" وراست خوش خدمتی به نیروهای اشغال گر ویا تقویت نظام پوشالی با نقد "استادانه" می باشد.

پیام این گونه مقالات پر واضح است، زدن نیروهای انقلابی، احزاب و سازمان های شان. یک ماه قبل چنین مقاله ای در یکی ازسایت ها نشرشد. "آقای دوکتور تحلیگر"  به ذهن  خود حکم زوال نیروهای چپ را صا در نموده بود. باید به همچو نبشته ها، پاسخ داد. آن طوری که اوشان بر مبنای ایدئولوژی و باور خویش به نوعی استادانه از جهانی شدن دفاع می نماید، ما نیز حق داریم تا از منافع خلق در بند افغانستان ومنافع زحمتکشان کشور مان دفاع نمائیم. من به این نوچه نخبه می گویم که شما با تأسف، مانند اربابان تان، امپریالیسم جهانی و رژیم مزدوری که شما گاه گاهی در میدیای مزدورش قلمفرسائی می نمائید، ویا در تلویزیون ها ظاهر می شوید تا نظام را تبرئه نمائید، شما به لاش متعفن تبدیل گردیده، در اصل مرده اید. مگر ما  نیروهای چپ - رادیکال و وطن دوست زنده هستیم، نه تنها زنده هستیم، بلکه نیرومند نیز  می شویم، مگر شما نمی بینید، زیرا قضاوت شما بر مبنای همانا " جهانی شدن"، "بازارآزاد"، بر نامه های ریاضتی- تعدیل ساختاری کشورما و به حراج گذاشتن دار وندار باقی ماندۀ آن ملت است. با تأسف عوامل متذکره شما را مانند همقطاران دیگر تان کور ساخته است.

4- به کمک ویاری همکاران داخلی، به صورت متداوم گزارشات و تحلیل سیاسی- طبقاتی از وضع درون کشور بیرون داده شود، گرچه همیشه ارائه گردیده، اما ناکافی است.

به پیش به سوی شگوفائی هرچه بیشتر سایت "رزمندگان"


www.razmendagan.com                                                                                                                         afgrazm@gmail.com