The Friday Mosque or Masjet-Ejam, Herat, Afghanistan Fotografie-Druck von Jane Sweeney                             

www.razmendagan.com                                                                                                             afgrazm@gmail.com 


سایت رزمندگان

۱۱ جولای ۲۰۱۴

نفاق افکنی قومی در کشور حربه و نیرنگ

امپریالیسم و ارتجاع است

 

 استعمارگران و امپریالیست های متجاوز برای تحکیم سلطۀ اشغالگرانۀ خویش، به حقوق و حریم ملی خلقها و کشورها، به همکاری و همدستی پایۀ اجتماعی  شان در کشور تحت سلطه و یا اشغال شده، یعنی با تکیه بر طبقات ارتجاعی بومی و روشنفکرنماهای دون صفت و خود فروختۀ خادم امپریالیسم، با استفاده از حربۀ تفرقه افکنی در میان اقوام و ملیت ها، فرهنگ ها و زبان ها، و مذاهب موجود در همچو کشورها، مسائل و مناسبات حساس، آشفته و آسیب پذیر قومی ، نژادی، زبانی، مذهبی و سمتی را آشفته تر و شکننده تر میسازند.

هدف اشغالگران و ارتجاع مزدور خدمتگار آن از کاربرد این سلاح زنگ زده اینست که مردم سرزمین اشغال شده را در اوج نفاق و شقاق، تعصبات کور و تحجر جاهلانه تکه تکه نموده و هر بخش آن را به سهولت در راستای حفظ و تحکیم سلطۀ استعماری خویش و غارت منابع و ثروت های آن سرزمین به خدمت گیرند. با این نیرنگ خانه خراب کن استعماری، یعنی ایجاد استخوان شکنی میان اقوام، زبان ها و مذاهب؛ استعمارگران و ایادی خود فروش بومی شان در صدد بوده اند تا از برقراری پیوند خون و قوام آن در میان اقوام کشور در راستای طرد تجاوز و اشغالگری استعمارگران، حتی الامکان جلو گرفته و حاکمیت استعماری ــ ارتجاعی مشترک شان را بدون دغدغه و درد سر تداوم بخشند.

سراسر تاریخ استعمار و امپریالیسم و جنگ ها، تجاوزات، کشور گشائی و لشکر کشی استعماری، امپریالیستی و سوسیال امپریالیستی به کشور ها، قاره ها و حریم ملی ملت ها و خلق های ضعیف(منجمله افغانستان)، به کرات شاهد به کارگیری این سلاح زنگ زده و نیرنگ استعماری یعنی "سیاست تفرقه بینداز، حکومت کن!" استعمار بوده است.

استعمار گر محیل و کهنه کار انگلیس از نیمۀ اول قرن نزدهم تا اوایل قرن بیستم "سیاست تفرقه بینداز، حکومت کن!" را در کشور ما و در مقابل خلق مقاومتگر ما به کار برد. هکذا سوسیال امپریالیسم متجاوز و اشغالگر شوروی طی یک دهه، از اواخر دهۀ هفتاد تا اواخر دهۀ هشتاد میلادی، برای شکستاندن ارادۀ ضد استعماری خلق آزاده و سلحشور افغانستان و جلوگیری از ایجاد مقاومت ملی متشکل و متحد با شعار های آزادی خواهانه، دموکراتیک و مترقی مردم ما؛ ضمن توسل به "هیولای کشتار انسان ها" و کاربرد ماشین هولناک جنگی و شکنجه  و اعدامش در امر سرکوب رزمندگان و مقاومتگران ملی ما، از"سیاست استعماری تفرقه بینداز، حکومت کن!" همتا های امپریالیستی اش نیز مدد جُست.

بلاک تجاوزگر امپریالیست های امریکا ــ ناتو و شرکاء در جریان سیزده سال اشغال نظامی کشور ما و تحمیل سلطۀ جابر استعماری شان بالای خلق در زنجیر این سرزمین، مزید بر کاربرد ماشین جنگی و پیشبرد جنگ روانی و تبلیغاتی، ادامۀ سیاست تطمیع مزدوران اخوانی و بورژواکمپرادورش(شامل تمام گروه های اخوانی و بنیاد گرای اسلامی، بقایای خلق و پرچم و ملیشیا و تکنوکرات های تربیه شده در غرب) تحمیق، اغوا، و استخدام عده ئی نابخرد، بی خبر و یا معامله گر برای جا افتیدن سیاست و حاکمیت غارتگرانه و جهانخوارانۀ استعماری شان و جلوگیری از مقاومت یکدست و متشکل آزادیخواهانۀ قاطبۀ مردم و نیرو های آزادی خواه کشور ما؛ نیز از"سیاست استعماری تفرقه بینداز، حکومت کن!" استعمار پیر انگلیس بهره جسته و آنرا به کار بسته است.

از بدو تجاوز و اشغالگری سیزده سالۀ جاری بلاک امپریالیست های امریکا ــ ناتو و متحدانش به کشور محبوب ما، اشغالگران ضمن استفاده از پیاده نظام قوت های ارتجاع مزدور اخوانی جمعیتی ــ شورای نظاری، وحدتی و دوستمی(غیر پشتون) در تجاوز به کشور ما، در کادر رهبری دولت پوشالی ساخت «بن»، با منطق پراگماتیستی و کمی و سبک و سنگین کردن غلط اقلیت و اکثریت؛ تکنوکرات های مرتجع و خود فروختۀ پشتون تبار تربیه شده در دستگاه های استخباراتی غرب چون کرزی، خلیل زاد، احمدزی، جلالی، احدی، اتمر و... را تعبیه کرده و در ظاهر رهبری ادارۀ مستعمراتی را به دست شان سپرد.

ارتجاع فئودالی و نمایندگان سیاسی شان در وجود تنظیم های خونریز، شریر، مزدور و تبهکار حزبی، جمعیتی، وحدتی، سیافی و... به همراه بورژواکمپرادور های شکست خوردۀ دوستمی و خلقی ــ پرچمی بجا مانده از تجاوز روس؛ در دو پایگاه و جبهۀ متعارض قومی، زبانی و مذهبی؛ طومار طویلی از جنایت، وطنفروشی و ستم بر انسان مظلوم این کشور دارند. نیاز های تاریخی امپریالیسم و ارتجاع منطقه و کشور، فلسفۀ وجودی این نیرو های حزبی، جمعیتی، وحدتی، سیافی، دوستمی و خلقی ــ پرچمی وطنفروش، جنایتکار را می سازد. خلق و پرچم و گلیم جمع های دوستمی ، اخوان حزبی، جمعیتی، وحدتی، سیافی و... طی چهار دهۀ اخیر به مردم این امتحان را داده اند: فروش وطن به بهای ناچیز و خیانت به مادر میهن، مزدوری به بیگانگان متجاوز و طماع، شکنجه و به زندان افگندن فرزندان آزادۀ وطن، و کشتارشان در پولیگون و گور های دسته جمعی، ویرانی هشتاد درصدی پایتخت، کشتار ۶۵ تا ۷۵ هزار کابلی بی گناه، سینه بریدن، بر فرق سر میخ کوبیدن، رقص مرده راه انداختن، تجاوز فردی و گروهی به زنان و دختران وطن، انسان ها را در کانتینر منفجر کردن و به جرم تعلق به یکی از اقوام کشور سوختاندن، و دهها جنایت هولناک دیگر...

آری! این هاست کارنامه های "درخشان" مسعود(و عبدالله) ــ ربانی، سیاف وهابی، گلب الدین تیزاب پاش، مزاری معدوم، خلیلی، دوستم، تره کی میمون، امین جلاد، ببرک روباه و نجیب جلاد خاد در نقش سمبول و نماد مزدوری ابر جنایتکاران. مردم جفادیدۀ افغانستان از چهار دهه بدینسو همۀ این جنایات و جفا های رفته بر خویش را در حافظه دارند و هیچگاه جنایت و جنایتکار را فراموش نخواهند کرد!

با این سابقه و کارنامۀ ننگین ارتجاع کشور، در جریان سیزده سال اشغال جاری کشور ما توسط ائتلافی از دول امپریالیستی جهانی، طبقات حاکم فئودال و کمپرادور ملیت ها و اقوام کشور ما، ضمن همدستی با تجاوزگران در تجاوز و تاراج کشور و چریدن بر خوان رنگین یغمای امپریالیستی و زراندوزی به بهای خیانت ملی و تاریخی، به امید واهی عروج به مدارج ترقی در زنجیرۀ قدرت پوشالی ساخت استعمار و آزمودن بخت خود برای حذف  یا کنار زدن حریف و خوشخدمتی به متجاوز، به دامن زدن عصبیت ها و حساسیت های قومی ــ زبانی و طرح شعار های اغواء کننده و عامه پسند قومی، عمدتاً در دو پایگاه پشتون محور و تاجک محور مبادرت ورزیدند. هر دو بخش ارتجاع قومی با اطمینان همزمان از حمایت بادار، برای عقده کشائی و به منظور انتقام از قوم و تبار دیگری، به دامان اشغالگر سرزمین خویش پناه برده و حتی به تصفیه ها و حذف فزیکی رقیب نیز پرداخته اند.

در جریان انتخابات کذائی دور دوم رئیس پوشالی ادارۀ مستعمراتی که مضحکه ئی بیش نبود، تکنوکراتان بورژوا ـ کمپرادور متعلق به هیئت حاکمۀ ملیت پشتون در نقش نمایندگان شووینیسم بورژوازی کمپرادور فزون خواه ملیت پشتون، با طرح شعار های بسیج گر قومی ــ زبانی ضمن رجز خوانی سبکسرانه و با بهره مندی از تائید و حمایت اربابان عمدتاً امریکائی و انگلیسی شان و پشتوانه و امکانات حکومتی، به بسیج قومی دست یازیده و کاندید خویش را در وجود مهرۀ دست پروردۀ مورد اعتماد امپریالیسم امریکا (اشرف غنی احمدزی)، با معاونان و ستاد انتخاباتی اش، معرفی کردند. این پایگاه تمامیت خواه قومی  توانست با تطمیع و همراه ساختن نمایندگانی از طبقات حاکمۀ سایر ملیت ها و اقوام، مثل رشید دوستم جنایتکار گلیم جمع ترک تباردر نقش معاون، افرادی از میان تاجک ها و هزاره ها مع برخی تکنوکرات ها و روشنفکر نماهای اخته و شریک خیانت ملی ارتجاع و خادم کمر بستۀ استعمار را در تیم انتخاباتی، و در صورت پیروزی، در کادر رهبری حکومت بسیج کند.

در پایگاه دیگر فئودال ــ کمپرادوران تازه از راه رسیده با طیف هائی از لارد های جنگی و دزدان سرگردنه، قلدران و جنایتکاران مشهوری متعلق به هیئت حاکمۀ ملیت های تاجک و هزاره در نقش نمایندگان قومی و تنگنظر بورژوازی کمپرادور آن دو ملیت، با طرح شعار های قومی ــ زبانی، کاندید خویش را در وجود مهرۀ دست پروردۀ استخبارات انگلیس و اخوانی شریک جرایم نابخشودنی مسعود ــ ربانی، این خادم کمر بستۀ امپریالیسم امریکا (عبدالله عبدالله)، با معاونیت حاجی محمد محقق خون آشام و محمد خان از حزب گلبدین راکت پران، در ستاد انتخاباتی شان، معرفی کردند.

این پایگاه قومی مدافع و مبلغ ناسیونالیسم کور و متعصب قومی، ضمن رجز خوانی سبکسرانه بر ارزش های پیشرفتۀ فرهنگی ــ زبانی و سوء استفاده از واقعیت های تاریخی، و با بهره مندی از تائید و حمایت ارباب امریکائی و حمایت و پشتوانۀ همزمان مالی و سیاسی دول مغرض، توسعه طلب و مداخله گر همسایه و منطقه مثل ایران، روسیه، هند و بخش هائی از هیئت حاکمۀ پاکستان، و شاید هم حمایت پنهانی دولت مرتجع چین، به بسیج قومی دست یازیده و برای تعمیق و گسترش عصبیت قومی، روشنفکران و فرهنگیان اخته و خود فروخته و مؤرخان اجیر را به خدمت گرفتند. این کاندید ارتجاع قومی تاجک تبار برای پیشدستی از رقیب پشتونش و خوشخدمتی به ارباب امپریالیستش، قبل از رسیدن به اریکۀ قدرت پوشالی، امضای پیمان امنیتی (سند فروش کشور و رقیت مردم ما) را به ارباب امریکائی اش وعده داده و با انداختن حلقۀ غلامی به گوشش، حلف وفاداری و تابعداری خورد.

طرح به میدان آمدن این دو رقیب انتخاباتی در دو پایگاه متضاد قومی قبلاً در دستگاه های توطئه گری امریکا ــ انگلیس و سایر دول شریک جرم آن مطرح شده است. بدین سان این دو تیم رقیب از پایگاه قومی بنابر منافع پلید ارتجاعی شان و به اساس خواست دول اشغالگر، چنان هیاهوی تبلیغاتی راه انداخته و عصبیت های قومی ــ زبانی را دامن زده و می زنند، تا افکار عامه را در سرزمین اشغال شده و در زنجیر ما چنان درین محور جلب کنند و مردم را مصروف خصومت های درون ذاتی خود نمایند، که کمتر کسانی به دشمنان قسم خوردۀ متجاوز در مقطع جاری کشور(امپریالیسم اشغالگر و ارتجاع بومی همدست آن) بیندیشند، و در راه برانداختن سلطۀ استعماری ــ ارتجاعی عمل کنند.

تیم کاندید شووینیست های تمامیت خواه پشتون تبار، به مردم ناآگاه و فریفتۀ هم تبار شان چنین هوشدار دادند که اگر شما به فلان کاندید ریاست جمهوری رای ندهید، تاجک ها  و هزاره ها تا سالیان متمادی بالای شما حکومت خواهند کرد، و پشتون ها و ازبک ها دیگر از صحنۀ قدرت سیاسی برای دایم حذف خواهند شد.

در پایگاه قومی مقابل، مدافعان و مبلغان سینه چاک تنگنظر و متعصب قومی، به طرفداران گمراه و هم تباران تاجک و هزارۀ اغوا شدۀ شان اخطار می دهند که اگر شما به فلان کاندید ریاست جمهوری رای ندهید، قدرت نسبی به دست آمده نزد تاجک ها و هزاره ها از دست رفته و یوغ سلطۀ چند صد سالۀ پشتون ها همچنان به گردن ما سنگینی خواهد کرد. دامن زدن این چنینی تنش، تشنج و تفرقۀ قومی و ایجاد استخوان شکنی تا این حد، کمال مطلوب امپریالیسم اشغالگر به کشور ماست!

در کشور اشغال شده و در زنجیر ما، دامن زدن نفاق و شقاق قومی، زبانی و مذهبی از موضع منافع استعماری و ارتجاعی، به زیان وحدت ملی ملیت ها و اقوام برادر و برابر کشور و تمامیت ارضی سرزمین اجدادی ما، و به نفع امپریالیسم متجاوز و ارتجاع همدست و همسرشت آن بوده و در حکم خیانت آشکار ملی محسوب می شود.

متعاقب اعلام پیروزی هر یکی از کاندیدان، به ویژه جانب فزون خواه آن، ممکن وضع شکنندۀ فعلی کشور به تشنج و تنش کشانیده شده و خطرات احتمالی زیادی را از این بابت، مثل تمرکز ارتجاع رقیب در دو مرکز شمال و جنوب، و به جان هم انداختن مردم و گوشت دم توپ ساختن آنان در یک جنگ کثیف قدرت میان دو جناح ارتجاع حاکم، متوجه مردم کشورسازد؛ چیزی نظیر حوادث سال های دهۀ نود میلادی در کشور، و یا مساعد سازی جبری شرایط و افکار عامه برای ماندگار شدن نیروهای اشغالگر به حیث "نیروی حائل" در کشور و تداوم اشغال آن توسط امپریالیسم جهانی.

بناءً، در مقطع خطیر کنونی که خطرات گوناگونی تمامیت کشور و سلامت همزیستی مردم دلیراما دربند آن را تهدید می کند، وظیفۀ مبرم و تخطی ناپذیر قاطبۀ نیروها و روشنفکران انقلابی، ملی، دموکرات، دست اندرکاران رسانه های آزاد، دموکراتیک و مترقی درون مرزی و برون مرزی میهن ماست، تا به اشکال و ذرایع ممکن در زمینه روشنگری کرده و چشم و گوش توده های ناآگاه و تا حدودی اغوا شدۀ مردم را در میان اقوام کشور نسبت به توطئه های پلید اشغالگران امپریالیست و طبقات ارتجاعی حاکم ملیت و قوم "خودی" و "غیرخودی" باز کنند. باید همکاری دسته های ارتجاعی و مزدوران اجانب، از هرقوم و تبار را افشاء ساخته و به مردم روشن سازیم که تا وقتیکه اشغالگران کشور و ارتجاع مزدور شان مالک کشور و صاحب صلاحیت و اختیارات مردم اند، زنجیر های بردگی همچنان دست نخورده باقی خواهد ماند. مردم ما باید بدانند که هرنوع انتخاباتی زیر سلطۀ امپریالیسم و ارتجاع بومی در کشور اسیر ما، ابزاریست فریبنده در دست اشغالگر به منظور تحمیق افکار عامۀ جهانی برای قانونی جلوه دادن حاکمیت نامشروع استعماری ــ ارتجاعی در افغانستان، تداوم غارت هستی کشور و تعمیق و بازتولید فقر توده های ملیونی خلق ستمدیدۀ افغانستان.

مسلم است که در چنین شرایطی، این انتخابات پرخرچ ارتجاع به قیمت غارت منابع کشور ما، ارمغان دیگری به غیر از اینها، برای کشور ویران و مردم فقیر ما نخواهد داشت.

اگر روند انتخابات سالم و انتخاب اولیای امور و اهل کار را به شیوۀ دموکراتیک و به مثابۀ تمثیل ارادۀ جمعی مردم آزاد و آگاه کشور بپذیریم، آن نوع انتخاب آزادانه و مسؤولانۀ شهروندان کشور، فقط در یک نظام مردمی منزه از لوث فساد استعمار و ارتجاع میسر است و بس. مردم ما در افغانستان بنابر عوامل متعددی تا هنوز و تا مدت های بعد، از داشتن چنین نظامی محروم بوده و خواهند بود. در شرایط جاری کشور، این وظیفۀ نیرو های انقلابی، ملی، دموکرات و پیشرو است تا توده های مردم را از حالت فتور کنونی، به آگاهی، انسجام و تشکل پذیری رسانده و زمینه های مادی و معنوی واژگونی سلطۀ جابر امپریالیسم ستمگستر و ارتجاع ستمکار را از طریق انقلاب توده ئی مساعد ساخته، و با ایجاد حاکمیت ملی مردم و حاکمیت اجتماعی زحمتکشان در یک نظام نوین مردمی، زمینه های تمثیل ارادۀ جمعی مردم آگاه، آزاد و متشکل را مساعد گردانند.

 

ــ به پیش به سوی افشای نیرنگ و توطئه های امپریالیستی و ارتجاعی!

ــ ملت را متحد و تفرقه افکنان را افشاء سازیم!

ــ تا واژگونی امپریالیسم و ارتجاع ، مردم از توطئه های شان در امان نخواهـند ماند!

ــ زنده و جاوید باد وحدت رزمنده و پیوند خون اقوام و ملیت های برادر کشور!

ــ مرگ بر امپریالیسم و ارتجاع!

ــ یا مرگ یا آزادی!


www.razmendagan.com                                                                                                                         afgrazm@gmail.com