The Friday Mosque or Masjet-Ejam, Herat, Afghanistan Fotografie-Druck von Jane Sweeney                             

www.razmendagan.com                                                                                                             afgrazm@gmail.com 


گزارشگر سایت رزمندگان

 ۱۵ آگست ۲۰۱۴

              

                     انتخابات در افغانستان بخشی از پروسۀ اشغال  است

در این روزها بحث روی انتخابات نقل محفل مجالس سیاست مداران و سیاست بازان گشته و اشغالگران با یک برنامۀ سنجیده شده، هم وغم مردم را از تجاوز و اشغال و کشتار و ویرانی به سوی انتخابات کشانده و مردم را مشغول این درامۀ رسوا ساخته اند. بازیگران سناریو هم برای جلب نظر ارباب و اربابان، هر روز ادای دیگری در می آورند و کار را برطبق برنامه، به همان جائی رسانده اند که اشغالگران می خواهند. هدف چنین بازی های رسوا همین است که ثابت کند که اشغالگر برای منافع پست وغیر انسانی سیاسی- اقتصادی خودش نه، بلکه برای بهبود روزگار کشور اشغال شده می آید و حلال مشکلات و فاتح بن بست هائی است که مردم کشور اشغال شده قادر به حل و رفع آنها نیستند. وشما می بینید که گردانندگان اصلی(خارجی ها) و دلقکان نامزد انتخابات به همین هدف کار می کنند و به نتیجه هم رسیده اند. هم اکنون جمعی وابسته و جمعی جاعل، رسواترین بازی به نام انتخابات در افغانستان را تحقق دموکراسی و مستبد ترین و جنایت کارترین اشغالگر و ویرانگر وخونریز تاریخ، یعنی امپریالیسم امریکا و وزیر خارجه اش را ناجی وحلال مشکلات می گویند و برمردم هم می خواهند آن را بقبولانند.

ازموضوعی که میخواستم با شما درمیان بگذارم دور نرویم. چندی پیش در محفل کوچکی در شهر کابل بودیم که درآن چهره هائی با پیشینۀ متضاد روی مسئلۀ انتخابات بحث می کردند. یکی از این دوطرف سابقۀ اخوانی در حزب گلبدین حکمتیار داشت و می گویند درآن وقتها یکی از افتخارات بزرگش را دیدار با حکمتیار به حساب می آورد. او آدم کار کشته و باد و باران دیده و باسوادی معلوم می شد.  با رنگ بدل کردن روزگار، حال او هم دموکرات شده و با اساس فکری بنیاد گرایانه وافراطی اش به دموکراسی تازه رسیده اش هم هر روز "نوآوری" های ضد ونقیض و افراطی می کند و مردم را به اجرای آن دعوت می نماید و ګاهی فرمان هم می دهد.

طرف دیگر سابقۀ چپی دارد و می گویند هیچ وقت عضو هیچ تشکیلات خاصی نبوده است. کسانی که او را می شناسند از او به عنوان یک آدم خیرخواه که همیشه کوشیده است نفعش به دیگران برسد یاد می کنند ومی گویند شخصیت مورد احترام و ارزشمندی دارد. بحث این دونفر هم کلاً روی انتخابات دور می زد.

اخوانی دموکراتیزه شده به طرفش اعتراض می کرد که چرا انتخابات افغانستان را رد میکند و می گفت: انتخابات در ذات خود یک مسئلۀ دموکراتیک است و درآن مردم با رأی خود نماینده ویا رئیس جمهور شان را انتخاب می کنند، لذا من انتخابات را در افغانستان تأئید می کنم. او تقلب را کار یک قوم معین(پشتونها) می دانست که برای تداوم حاکمیت شان به این کار دست می زنند. او علی رغم این که می گفت من طرفدار هیچ جناحی نیستم در گفتار وکردارش نه تنها پشتون ستیزی می کرد، بلکه زیر نام دفاع از حق تاجیکان عملاً به دفاع از عبدالله وباندش هم برمیخواست. درپهلوی چنین ستیز و دفاع آشکار، گاهی مردم گرا می شد ومی گفت من در انتخابات به گردانندگان و کاندیدان و تقلبات و اینکه در چه شرایطی برگزارشده کاری ندارم. من روی شرکت مردم حساب می کنم که معجزه کردند و رأی دادند. و...

طرف دیگر بحث که سابقۀ چپی دارد می گوید: انتخابات ویا هر پدیدۀ دیگری را نمی توان جدا از اوضاع وشرایطی که درآن پدیدارگشته به طور انتزاعی و تجرید شده مطالعه کرد. انتخابات درشرایط مختلف، درنوع برگزاری، ماهیت برگزار کنندگان و... ماهیت ومعنای متفاوت پیدامی کند. ما نمی توانیم وحق نداریم انتخابات در شرایط باز و دموکراتیک و در جامعه و محیطی آگاه به حق و حقوق شان و آشنا به معانی رأی و انتخاب و ... را با انتخابات درمحیط و جامعأ اشغالی تحت سرنیزۀ اجانب و یا دکتاتوری مستبدان حاکم و یا فضائی پر از تقلب و نیرنگ و... یکی بدانیم و برهمه انواع آن به خاطری که نام "انتخابات" را برخود گذاشته اند مهر دموکراتیک بزنیم. انواع انتخابات از زمین تا آسمان فرق دارند و همه دموکراتیک و قابل تأئید نیستند. چگونه می توان انتخابات درایران اسلامی موجود با شرط وشروط مقام رهبری و شورای نگهبانش را دموکراتیک گفت و آن رئیس جمهور ویا نمایندۀ برآمده از آن را نمایندۀ منتخب مردم خواند؟

امریکا ومتحدانش انتخابات درسوریه را زیر سیطرۀ دکتاتوری اسد دانسته و نپذیرفتند؟ شما خودتان درنوشته ها و گفتار تان چرا انتخاب بشاراسد درسوریه را انتخاب دموکراتیک و رأی مردم ندانستید؟ چرا غربی ها رفراندوم و رأی مردم در جزیرۀ کریمیه را که به نفع پیوستن به روسیه رأی دادند و ناظران اروپائی هم آنرا بدون تقلب و... خواندند، دموکراتیک نمی دانند ونمی پذیرند؟ غربی ها استدلال می کنند که چون جزیرۀ کریمیه تحت اشغال هواداران روسیه و بالاثر روسیه بوده است، لذا انتخابات در منطقۀ تحت اشغال و رأی مردم تحت اشغال، ولو که صد فیصد مردم هم رأی داده باشند وهیچ تقلبی هم صورت نگرفته باشد، دموکراتیک ومعتبر نیست.  و ...هزاران چرا؟

حال درافغانستانی که هم در اشغال مستقیم حدود پنجاه دولت خارجی و ارتش های مسلح شان است و هم درگرو واشغال باندهای تبهکار و دکتاتور قرون وسطائی وعقب ماندۀ مسلح بومی که همان ها کاندیدان بلامنازع هر انتخاباتی هستند، و جامعۀ که درپائین ترین سطح فهم وبرداشت از دموکراسی و انتخابات قرار دارد و ... چرا باید انتخاباتش را از این همه قضایای ضد دموکراتیک موثر درآن مجزا کرده و دموکراتیکش بخوانیم؟ چنین برخوردی خاک به چشم مردم زدن و مواضع ارتجاعی وضد مردمی تأئید اشغال  را پشت کلمات پنهان کردن است.

انتخابات در افغانستان بخشی از پروسۀ اشغال است.

امریکائی ها از همان دوران مقاومت ضد تجاوز شوروی پروسۀ اشغال افغانستان را تدارک دیده اند و با سازماندهی تنظیم های جهادی و مسلح ساختن شان آنها و طالبان را به حیث ابزار و وسیلۀ تجاوز شان به افغانستان رشد دادند. آن مزدبگیران قدرت طلب هم با عملکردهای ضد انسانی خود زمینۀ داخلی تجاوز را مساعد ساختند. تحولات جهانی و سیاست ها و ستراتیژی منطقه ای و جهانی امپریالیسم ودر رأس امپریالیسم امریکا، هم که خواستار چنین تجاوزی بود. اینها همه باهم مقدمات و زمینۀ اشغال کشور ما را به وجودآوردند و امریکا ومتحدانش با یورش خونین به افغانستان در هفتم اکتوبر 2001م افغانستان را به اشغال کامل شان درآوردند. این قسمتی از پروسۀ اشغال بود.

اما قسمت دیگرپروسه، توجیه وتداوم این اشغال است که امریکائی ها ومتحدان شان مرتب آن را برنامه ریزی واجرا می کنند. برای تداوم اشغال آنها باید کشور را طوری نا آرام نگهدارند که بتوانند استدلال کنند که با عدم حضور شان وضع خراب می شود و دود آن به چشم دنیا می رسد؛ واین کار را طی سیزده سال تمام کردند وهنوز هم این سیاست شوم را به پیش می برند  ومردم ما را گوشت دم توپ شان ساخته ومی سازند.

درتوجیه اشغال، "دموکراتیزه" کردن افغانستان، ترفندی است که به عنوان بخشی از پروسۀ اشغال ازآن به اشکال مختلف و متناسب با برنامۀ شان استفاده کردند. بیش از صد دانه حزب سیاسی در افغانستان عقب نگهداشته و سی سال درگیر جنگ به وجود آوردند که به قول مردم چشم همه را خیره کرد. ولی همینکه آن پردۀ نمایش به پایان رسید احزاب پوشالی را باد برد. ساختن کمیته ها و کمیسیون های پرطمطراق زیر نام کمیسیون مستقل حقوق بشر، کمیسیون مستقل انتخابات، دفاع از زنان و... ساختن ان جی او ها بخش دیگر توجیه پروسۀ اشغال بود که درزمانش از آن با هیاهو یاد می کردند. و...

انتخابات هم درکشور کاملاً اشغال شدۀ افغانستان بخشی از پروسۀ اشغال است و برای توجیه این پروسۀ شوم راه افتاده است، ورنه در چهار یا پنج "انتخاباتی" که در افغانستان صورت گرفته کدام یک آن حتی درشکل، یک انتخابات به معنای اصلی آن بوده و درآن به رأی مردم به اندازۀ سر موئی ارزش قایل شدند؟ درتمام انتخابات انجام شده، با آنکه همه چیز در انحصار خودشان بوده، بلااستثناء هیاهوی تقلب راه افتاده و در اخیر شخص مطمئنتر و سر سپرده تر مورد نظر امریکا به چوکی پارلمان و ریاست جمهوری نصب شده است. این مسئله آن قدر آشکار است که نیازی به بحث ندارد.

اوضاع وشرایط کشور ما افغانستان هم اکنون ازاین قراراست: کشور اشغال شده است، تفنگسالاران دکتاتور در شهر و روستای آن دربرابر مردم وقانون فعال ما یشاء هستند و هرچه بخواهند بر سر مردم می آورند. مردم را با پول، نیرنگ و وعده وعید، استفاده از مسجد وملا ودین ومذهب، استفاده از مسائل قومی، زبانی، منطقه ای و تنظیمی و سرانجام با تهدید به تجاوز برجان ومال وناموس مردم آنها را وادار به رأی دادن و پذیرش خواسته های شوم شان می کنند. بیائید برویم از زبان خود مردم بشنویم که میگویند تهدید شدند که اگر رأی ندهند زورمندان وابسته به کاندید ها خانۀ شانرا آتش می زنند، به ناموس شان تجاوز می کنند، دختر و بچۀ شان را می برند و... درچنین حالتیست که رأی شانرا وکلک های شانرا می دهند تا به سر و ناموس و فرزند شان توسط زور مندان انتخابات چی تجاوز نشود.  مردم هم برعلاوۀ اینکه سطح فهم تقابل مناسب با این وضع و شناخت ودفاع از حق وحقوق شان را ندارند، مرجعی هم برای حمایت خود درتقابل  با این وحشیان ندارند، لذا عجالتاً چارۀ جزگذاره نمی یابند و... . در کجای چنین "انتخاباتی" رضا و رأی مردم دخیل است و چرا باید چنین وحشتی را دموکراتیک خواند؟

واقعیات همه گواه برآنند که درافغانستان هم اشغال و هم دکتاتوری حاکم است.

آیا با این چنین اوضاعی رأی گیری و رأی دهی و کلاً انتخابات می تواند قانونی ودموکراتیک باشد، درحالی که درکریمیۀ که ناظران اروپائی به رفراندومش اعتراض مهمی نداشتند، رأی گیری آنرا در "تحت اشغال" غیرقانونی می خوانند؟ و درسوریه انتخابات را تحت دکتاتوری غیر قانونی میگویند. این سیاست یک بام و دوهوای اغواگرانۀ امریکائی است که جز نفرت مردم چیز دیگری ببار نمی آورد.

همه شاهدیم که امریکائی ها ومزدوران شان، مثل باندهای عبدالله و اشرف غنی برای توجیه وتداوم تجاوز کار می کنند وهر روز چنان درجامعۀ بی پناه افغانستان جو سازی وصحنه سازی می کنند که مردم معتقد شوند که اگر امریکا از این کشور برود ما یک روز هم زنده نمی مانیم. درامۀ انتخابات رسوای ریاست جمهوری بخشی از این سیاست امریکا و ضمیمۀ پروسۀ اشغال است که تأئید آگاهانۀ آن جفا وظلم به حق ملت مظلوم ما است.


www.razmendagan.com                                                                                                                         afgrazm@gmail.com