The Friday Mosque or Masjet-Ejam, Herat, Afghanistan Fotografie-Druck von Jane Sweeney                      

www.razmendagan.com                                                                                                             afgrazm@gmail.com 


مفسر سیاسی سایت رزمندګان

۲۰ جنوری ۲۰۱۵ 

 

"چارلی  ِهبدو" یا "غسل تطهیر" برای امپریالیست ها

 

ازقتل کارتونیست های "چارلی  ِهبدو" کمی بیش ازده روزگذشت. دراین مدت دولت فرانسه تا حد امکان ازخون های ریخته شدۀ آنها وقربانیان دیگراسلامیست های القاعده وداعش بهره برداری سیاسی وتبلیغاتی نمود. توگوئی حمله بردفتر"چارلی  ِهبدو" آن رویدادی بود که رئیس جمهورفرانسه ـ فرانسوا هولاند ـ مذبوحانه وازفرط بیچارگی به آن اشد ضرورت داشت. بی جهت نیست که فقط ساعاتی پس ازوقوع آن حادثه، سخن از"یازدهم سپتامبرِ" فرانسه بود، وبرای تلقین آن، رسم دوقلم پنسل که یکی آن دراثراصابت "طیاره" ای منفجرشده بود، ودیگرآن معروض به چنان سرنوشتی بود، برپردۀ بعضی ازتلویزیون ها نمایان گردید. گرچه چنان تشبیهی درظاهر ناشی ازیک نوع ظرافتی در غمگساری به نظرمی رسد وذکاوت مبتکر یا مبتکران آن را ثابت می سازد، ولی هرگاه براین تشبیه دقیق شویم، وجوه مشترکی بین یازدهم سپتامبر٢٠٠١ م و هفتم جنوری ٢٠١٥م می یابیم، که ولوتصادفی هم باشند، بس گویا وقابل تعمق می باشند: یکی دیرنجنبیدن مقامات دولتی فرانسه درموقع حملۀ اسلامیست ها بردفتر"چارلی  ِهبدو"، و دیگر درگیرشدن هویت یهودیان دراین قضیه می باشد. امروز به ساده لوح ترین افراد هم شاید ثابت شده باشد، که حمله بر"برج های دوگانۀ" نیویارک نه یک حادثۀ غیرمترقبه وغافلگیرانه، بلکه یک توطئۀ سرهم بندی شده ازسالها بود، که فقط زمینه سازی درست وموجودیت تمام دانه های ضروری شطرنج امپریالیسم امریکا را انتظارمی کشید.

آنچه در درامۀ حمله بر "برج های دوگانۀ نیویارک" جالب توجه است، معصوم نمائی وقربانی نمائی امپریالیسم امریکا است، که اشک ترحم وهمدردی درچشمان اتباع همه کشورهای غربی جاری نموده بود، و در روز واحد وساعت واحد، به یاد قربانیان یازدهم سپتامبریک دقیقه سکوت نمودند؛ که البته درشرایط آنزمان توده های زیادی درکشورهای مختلف فریب صحنه سازی های امپریالیسم را تا مدتی خوردند. همچنان باید متذکر شد که قربانی نمائی مقامات امریکائی آنوقت شباهت زیادی به قربانی نمائی های صهیونیست ها داشت، ولی با تعجب که درهمان روزحادثۀ یازدهم سپتامبر، هیچ یهودی درآن دوبرج پا نگذاشته بود...

اگرچه دولت فرانسه تا حال به کدام کشوری به عنوان انتقام جوئی خون کارتونیست های "چارلی  ِهبدو" اقدام به تجاوز مسلحانه(آنچنانکه امریکا به افغانستان نمود) ننموده است - ولی درآینده چنین احتمالی در شمال افریقا منتفی نیست - اما هم اکنون درگیری امپریالیسم فرانسه درسوریه، مالی وجمهوری افریقای مرکزی شاید دلیل خودداری ازاقدام تازۀ نظامی باشد. به هرحال، بهره برداری های مختلف ازقتل کارمندان "چارلی  ِهبدو" به حد مفرط آن صورت گرفت، زیرا بسان "آب حیات" به موقع به کام رئیس جمهور بی ُعرضه و شدیداً نامحبوب فرانسه ـ فرانسوا هولاند ـ  چکانده شد. وی که  به دلیل " ُشل" بودن درتصامیم  وموضعگیری هایش همواره مورد تمسخر و استهزاء مردم ومطبوعات قرارمی گرفت، به یکباره گی باد به سینه انداخته وبسان سپه سالاری که جنگ بزرگ وخونینی را فتح نموده باشد، درصدد آن شد تا از"آزادی بیان" و"دموکراسی" دفاع نماید...  به این منظوراز اولین لحظات پخش خبرسؤقصد برکارتونیست های "چارلی  ِهبدو"، علم "دفاع از آزادی بیان" را حیله گرانه برافراشت، وتا توانست ازطریق مطبوعات("مطبوعات آزاد" بورژوازی همه به مطبوعات دولتی می انجامند)، آن " دَین مقدس" را تبلیغ نمود؛ که منظور او درحقیقت به نمایش گذاشتن خودش منحیث "قهرمان" ضد جهادیست ها ومدافع حیات مدنی بود...   آری! همین فرانسوا هولاندی که اسلامیست های "النصره" را درسوریه ودهها گروه وحشی اسلامیست را در دیگرنقاط جهان مستقیم وغیرمستقیم تمویل وپشتیبانی می نماید!

با شباهت های برخورد ها می توان حادثۀ پاریس را شبیه سازی 11 سپتامبر نیویارک دانست و به اصطلاح َشک بَرشد که مقامات فرانسوی در"رها گذاشتن" اسلامیست ها درخاک چه "اهداف جانبی"ای را درنظرداشته اند. هرسه فردی که قتل های ٧ تا ٩ جنوری را مرتکب شدند، برای پولیس فرانسه (وامریکا) کاملاً آشنا و تا اندازه ای هم زیرنظر وتعقیب قرار داشتند؛ خصوصاً که بعد از اقامت درشرق میانه به فرانسه برگشته بودند. ازطرف دیگر، کارتونیست های "چارلی  ِهبدو" و بخصوص رئیس آن جریده (آقای َشرب)، ازچند سال به اینسو توسط محافظ مسلح شب و روز حمایت می شد؛ ولی با وجود حضورآن محافظ مسلح، دردفترخود، به قتل رسید... پس با همه قیل وقال راه انداخته شده توسط امپریالیسم ازسالها به این طرف، منجمله امپریالیسم فرانسه که حالت اضطراری معروف "ویجی پیرَت" را برای خنثی ساختن حرکات تروریستی درخاک فرانسه به درجۀ بالا فعال نگهداشته بود، آیا سؤال برانگیزنیست که چگونه آن دهشت افگنان اسلامیست توانستند با خونسردی وبدون اندک ترین عجله، وحتی با پرسیدن آدرس از فردی درنزدیک درِ ورودی، به داخل عمارت و دفتر"چارلی  ِهبدو" راه یافته وبتوانند نه یک ونه دو، بلکه دوازده نفررا، با شلیک گلوله به سرشان، یکی بعد دیگری اعدام نمایند؟

ازطرف دیگر، باوجود همه اشک تمساحی که فرانسواهولاند و دیگرسیاسیون فرانسه درمرگ قربانیان "چارلی  ِهبدو" ریختند، هیچکدام آن سیاسیون با وجود تظاهربه احترام به آزادی بیان وآزادی مطبوعات، سرسپردۀ آن مزاحمان جا کرده در"چارلی  ِهبدو" نبودند؛ مزاحمانی که دربیان کمبودها نه برسیاسیون راست رحم می نمودند ونه برسیاسیون "چپ"؛ خصوصاً که چند تن کارتونیست مسن "چارلی  ِهبدو" از تمایلات می ١٩٦٨ (خیزش برای آزادی های مدنی به سرکردگی نیروهای مترقی وضد محافظه کاری) درپاریس ملهم بودند، ولبۀ تیزطنزشان به مقابل دین وخرافات هم ازهمانجا ریشه می گرفت. نباید فراموش نمود که یکی ازمحبوب ترین بذله گویان فرانسه، کولوش( نام اصلی اش میشیل کولوچی)، به طور مرموزی درتصادم موترسایکلش با یک لاری درسال ١٩٨٦ ازپا درآمد، که ازشرایط وصحنۀ مرگش بیشتر یک صحنه سازی سرهم بندی شده برای نابودی اش برداشت می شد که تا حال ابهامات وبحث هائی در رابطه با مرگ وی وجود دارد؛ و با کمال تعجب که درآن زمان هم رئیس جمهورفرانسه یک سوسیالیست بود...  فرانسوا میتیران. به هرحال، هرگاه چنین فرضیه ای را عجالتاً به حساب "ذهنی گرائی" بگذاریم، داخل شدن چاشنی ضد یهودیت را در واقعات ٧ تا ٩ جنوری نمی توان نادیده گرفت.

همان طوری که رئیس جمهور و دولت فرانسه درمنجلاب بحرانات اقتصادی وسیاسی دست وپا می زنند ومی خواهند به هرقیمتی شده توجه عامه را به مسائل دیگری معطوف بدارند، دولت صهیونیستی نیز روز به روز درمحراق تحولاتی قرارمی گیرد که تعمیل محاسبات قبلی اش دررابطه با فلسطین را بیش ازپیش دشوارساخته است؛ خصوصاً که ددمنشی اردوی صهیونیستی درقتل عام مردم غزه ـ بیشترکودکان و زنان ـ وجدان بشریت را جریحه دارساخته است. امپریالیست های حامی صهیونیسم با توطئۀ سکوت مطلق برجنایات وحشیانه و نابخشودنی اسرائیل، بازهم قادرنشدند موج احساسات انسانی به حمایت ازقربانیان معصوم غزه را سد شوند. برخلاف، اذهان عامۀ جهان، بخصوص بوسیلۀ شبکه های انترنیتی ارتباط جمعی، بیش ازپیش در برابرجنایات معافیت یافتۀ صهیونیست ها حساس وخشمگین شده، وحتی سران بعضی کشورهائی چون ارجنتاین: رئیس جمهورکریستینا  ِکرشنر، عکس العمل شدید وقاطع در برابر اسرائیل نشان دادند. و اما امپریالیسم بی آزرم و جنایت کار امریکا از کشانیدن دوسیۀ جنایات کاران جنگی اسرائیل در غزه، به دادگاه جلوگرفت، که شرمش باد!

ازجانب دیگر، بعضی پیشرفت های سمبولیک ادارۀ خودگردان فلسطین درچند سال اخیر، مانند عضوشدن آن دریونیسکو، به رسمیت شناسی اخیرآن(ولو سمبولیک وبدون خطرفوری برای صهیونیسم) توسط چند عضو مهم اتحادیۀ اروپا، و درخواست عضویت فلسطین به محکمۀ بین المللی مجازات، که درحال حاضرمورد مطالعۀ جدی قرار دارد وقبولی آن، که احتمالاً حق به محاکمه کشاندن افسران وسیاسیون اسرائیلی را توسط آن محکمه ممکن می سازد، عواملی اند که صهیونیست های هار برسرقدرت دردولت نامنهاد "اسرائیل" را به سگان دیوانه مبدل نموده است؛ و از آنجائی که سران اسرائیلی دهه ها با معصوم نمائی خود را قربانی ظلم و پیگرد جا زده اند، بایست درچنین موقعی که دنیا به سوی فلسطینی ها تمایل نشان داده ونشانه های همدردی متبارز است، حالتی را، مثل حادثۀ پاریس، ایجاد نمایند تا همزمان با تحریک اسلامیست هائی که خود غیرمستقیم تربیت، تمویل وتسلیح وبخصوص تحریک وترغیب شان نموده اند، مجموع کتلۀ مسلمان گیتی را بدنام نموده، وسرانجام بعد ازشرطی ساختن مفرط اذهان عامه، کوزه وکاسه را به اصطلاح برفرق "حماس" بشکنند... به این ترتیب دیده می شود تصادفی نیست که چارنفریهودی درهایپرمارکیت کشیربتاریخ جمعه ٩ جنوری توسط اَمیدی کولیبلی به ضرب گلوله ازپا درآورده شدند...

درحقیقت قتل آن یهودیان "کارت ویزیت" عنصرمنفور و جنایتکاری چون بینیامین نتانیاهو بود تا بتواند با گستاخی وبیشرمی غیرقابل باور، خود را درصحنۀ بین المللی ـ به عنوان "قربانی" ـ مطرح نماید. گرچه حکومت فرانسه اینجا وآنجا درمطبوعات دست دوم وفقط سطحی وبدون اصرارمتذکرشد که آرزومند حضورنتانیاهو در راهپیمائی یادبود ازقربانیان "چارلی  ِهبدو" نبوده است(حتی از"رد" درخواست نتانیاهو برای اشتراک درراهپیمائی یاد نمود)، ولی هیچ ساده لوحی به آن زوزه های جبون مقامات فرانسوی نمی توانست فریب بخورد. دولت فرانسه برای توجیه استقبال ازصدراعظم اسرائیل متذکرشد که زمانی که دیدند نتانیاهو می خواهد درمراسم روزیکشنبه ١١ جنوری شرکت ورزد، آنگاه برای حفظ تعادل، دعوتنامه ای به محمود عباس فرستادند...  ولی هرگاه به جزئیات سلوک رئیس جمهورفرانسه درآن روز پذیرائی دقیق شویم، ملتفت خواهیم شد که برخورد فرانسوا هولاند با محمود عباس بادارانه، ولی با نتانیاهو مزدور منشانه بود...  که "پرزۀ اشتپنی" بودن محمود عباس را به وضاحت دم چشم بینندگان به نمایش می گذارد.

ازجانب دیگر، هرآن رئیس دولت، صدراعظم، وزیر ونمایندۀ رژیم ضد مردمی وجنایتکاری که درصحنۀ گیتی سراغ می شود، به نحوی ازانحاء خواست تا با اشتراک درآن راهپیمائی، درحمام خون "چارلی  ِهبدو"  "غسل تطهیر" بجا آورد...  که بیشرمانه ترین نمونۀ آن حضورنامیمون بنیامین نتانیاهو بود؛ نتانیاهوئی که ازنوک پنجه هایش خون کودکان فلسطین جاریست. به همین گونه صدراعظم آلمان، ایتالیا و مقامات ترکیه وبسا کشورهای دیگرخواستند با اشتراک دریک نمایش عظیم عوامفریبی، اندک محبوبیت مردمی نزد اذهان عامۀ بیخبر کشورهای خود کسب نمایند؛ وطوری وانمود نمایند که حامی "آزادی های مدنی"، "دموکراسی" وبخصوص "آزادی بیان" هستند، درحالیکه وقتاً فوقتاً صدای اعتراض بحق مردم خود علیه ریاضت اقتصادی، ازدیاد بیکاری واختناق اجتماعی را با قوای ضربه و گازاشک آورپاسخ می گویند. پس آن سران دول وحکومات با شارلتانی وبا توسل به رسانه هائی که با وجود ادعای "آزاد" بودن درخدمت خودشان قراردارند، قسمی وانمود می کنند که گویا صدها هزارنفری که ساعاتی بعد ازقتل کارتونیست های "چارلی  ِهبدو"  درشهرهای فرانسه وبسیاری کشورها وشهرها به جاده ها ریختند، همه هوادار این شعبده بازان سیاسی وسیاست های ضد مردمی آنها بوده اند؛ درحالیکه واقعیت امرهمدردی قلبی مردمان مختلف با قربانیان "چارلی  ِهبدو" و دفاع واقعی شان از آزادی های مدنی (ولودرچوکات دموکراسی بورژوازی) به ضد عوامل قرون وسطائی و تاریک اندیش بوده است.

نکتۀ دیگری که مانور ترحم جوئی صهیونیسم و برده منشی تهوع آور رئیس جمهور و دیگرمقامات دولتی فرانسه را به وضاحت برملا می سازد، اقامت چندروزۀ نتانیاهو در پاریس، بازدید وی ازهایپرمارکیت کشیر ومصافحه با یهودیان پاریس و بخصوص رفتن رئیس جمهورفرانسه وهمه اعضای دولت! به همراهی وی به سیناگوگ(معبد یهودی) برای دعا به ارواح قربانیان یهودی، پیامدهای برنامه ریزی شدۀ این سناریوی خونین  بود. همچنان به تعقیب افزایش اقدامات شدید امنیتی درفرانسه، حدود پنج هزارنظامی مسلح برای حفاظت ازهفتصد مدرسه وسیناگوگ یهودی فرانسه گماشته شده اند. توگوئی که فقط اتباع یهودی مذهب فرانسه درخطراسلامیست ها بسرمی برند، درحالیکه قربانیان برادران کوواچی وکولیبلی، هم عیسوی مذهب بودند وهم مسلمان...

بدینگونه دیده می شود که سیاستمداران امپریالیست - صهیونیست دریک تفاهم تلویحی، چنان ازآب ِگل آلود قتل کارتونیست های "چارلی  ِهبدو" به نفع خود ماهی گرفتند، که هیچ یک از"خوان خون" بی نصیب نماند، وحتی جان کیری که بسان نتانیاهو علاوه برخون کودکان وغیرنظامیان فلسطینی، خون کودکان ومردمان ملکی افغان هم از نوک انگشتانش جاریست، به طورخاص به فرانسه سفرنمود و برمرگ آن خبرنگارانی گویا اشک ریخت که به هیچوجه کیری وامثالش از"زخم قلم" شان درامان نبودند. به این می گویند کاسبکاری سیاسی جان کیری وحواریون. هرگاه به فرض محال مقامات فرانسوی واقعاً طوری که وانمود می سازند، با وجود مراقبت های شباروزی و دسترسی به پیشرفته ترین وسایل وامکانات جاسوسی وامنیتی، هنوزهم از برنامۀ شریف وسعید کوواچی و اَمیدی کولیبلی بیخبربودند، بایست گفت که درمصادره نمودن جنایت آنها و در مصادره نمودن بهای خون خبرنگاران ومنسوبین "چارلی  ِهبدو"، قرعۀ فال به نام شان رقم خورد، وتوانستند برای چند روزی افکارعامه را به سوی تروریست های اسلامیست، همان اسلامیست هائی که خود پروردند، معطوف بدارند؛ ولی این خیمه شب بازی های سران امپریالیست - صهیونیست دیردوام نخواهد کرد و تأثیرات "غسل خون"ی که درآن خودرا "تطهیر" نموده اند، به زودی زائل شده و دوباره دربرابر واقعیت های تلخی قرارخواهند گرفت که فاصلۀ شان را با مردم روز به روزبیشترمی سازد، وبوی تعفن "غسل خون" هرروزبیشتربه مشام توده ها رسیده وآنها را بیش ازپیش متنفر و منزجرخواهد ساخت.


www.razmendagan.com                                                                                                                         afgrazm@gmail.com