www.razmendagan.com                                                                                                      afgrazm@gmail.com


زنده یاد پرفیسور عبدالقیوم رهبر  (برگی از تاریخ)               

۱۷ مارچ ۲۰۱۷

 

 

                                                                                                                                                                                       

                                                           تبانی و ترور

 )

همزمان با گفتگوهای پیرامون توافقات بین المللی روی مسئلۀ افغانستان، ائتلافات و تناقضات تازه ای در خطوط درونی مقاومت، چنانچه فیمابین مقاومت و دشمن، پدیدار گشته است، که نمود خود را  در صف بندی های سیاسی، در رابطه با حکومت ائتلافی، موقتی و یا "حل سومی" چنانچه در آرایش جدید سیاسی نظامی نیروها نشان میدهد. ولی آنچه درین میان برجستگی و اهمیت دارد موج تروریستی است که علیه مردم و بویژه علیه نیروهای ملی و انقلابی سر کشیده است و تفسیر خود را در تعقیدات و تشدید اوضاع سیاسی جنبش آزادیبخش ملی ما می یابد. 

استعمار به ایجاد ترور و وحشت نیاز دارد:

استعمار سرنوشت و مقدرات مردم را لگد مال میکند، آزادی آنها را می رباید، تاریخ مردم را تخطئه می نماید، به استثمار بیرحمانۀ توده های ملیونی مردم می پردازد و برای حفظ موقعیت مسلط استعماری راه ها و وسایل متعددی را بکار می بندد. اگرچه استعمار همواره میکوشد تا مردم را تحمیق کرده، تهاجم خود را برکشور مورد تجاوز "انتقال مدنیت"، "کمک انسان دوستانه"، "همکاری برادرانه" و "دفاع از انقلاب" وانمود سازد.  پردۀ افسانه ای "انسانی" و "رسالتمند" را بر غارت چپاول و آدم کشی خود بگسترد، چنانچه میکوشد از طریق دامن زدن به انگیزه های مادی از طریق قشری طفیلی در میان مردم نیازمند راه بازکند. ولی تجارب تاریخی نشان داده است که استعمار عمدتاً و اساساً میکوشد از راه ایجاد ترور و وحشت  در میان مردم آنها را از مبارزه و مخالفت باز دارد.

گسترش ترس و رعب درمیان مردم و ایجاد خوف از ایجاد عملیات انتقامجویانۀ استعمار و مزدوران  او پایه و اساس سیاست استعماری است. سیاست "زمین های سوختۀ" فاشیسم هتلری در زمان جنگ عمومی دوم و قتل مردمان بیگناه، کوره های آدم سوزی، کشتار مردم بدون محاکمه و دفاع قانونی، حمله بر زندگی شخصی و تفتیش عقاید همگی برای رسوخ اقتدار فاشیستی نازیها ضرورتی اجتناب ناپذیر بود که بدون آن نازیها نمیتوانستند ملت آلمان را بدون مقاومت به کشتار ملت ها و توده های ملیونی دیگر وا دارند.

در کشور ما نیز وقایع نظیرآن فراوان دیده شده است. اکنون همگی بخاطر دارند که چگونه وقتی چوچه سگان روسی بقدرت رسیدند برخانه و جان و مال مردم ریختند. قتل عام کیراله  در ولایت کنر برای این بوجود آمد که ضرب شستی برای قریه های همسایه نشان دهند. قتل عام مردم هرات به هدف جلوگیری از گسترش شورش مردم علیه مزدوران روسی آغاز یافت، قتل عام مردم و ریش سفیدان کلکان برای ترساندن مردم از حمایت نیروهای سازمان ما رویدست گرفته شد، قتل عام بامیان، قتل عام درۀ صوف و... که در هر کدام هزاران تن پیرمرد، جوان، کودک و زنان را قتل عام کردند همگی برای رسوخ اقتدار دولت دست نشاندۀ "خلقی" ضروری دانسته میشد. اکنون همگی بخاطر دارند که مسئولین نظارت خانه ها، توقیف خانه ها، محبس صدارت و پلچرخی، برای لست گرفتن افرادی که شبانه برای تیرباران برده می شدند، می آمدند و دسته دسته مردم را بدون محاکمه و پرسش به کشتارگاه می بردند.

امین جلاد لیست دوازده هزار زندانی را اعلان کرد که دولت تره کی آنها را "بدون محاکمه" سر بریده است. ولی خود در زمینه گوی سبقت از "استاد" خود ربود. وقتی امین توسط عساکر روسی به قتل رسید، ببرک مزدور اعلان کرد که امین بیش از یک ملیون تن را بیگناه کشته است. ولی از آنوقت تا اکنون دها هزار کشته و ملیونها تن دیگر خانه و کاشانۀ خود را ترک گفته و از بیم ارتش اشغالگر به کشورهای بیگانه پناه برده اند. هزاران تن دیگر در زندانهای جهنمی روس شکنجه می بینند و کشتار اطفال، زنان و مردمان بی دفاع مناطق مسکونی به مقیاس بی نظیری افزایش یافته است. آیا میتوان از ارتش اشغالگراستعماری انتظار ترحمی را داشت؟ در کجای دنیا ارتش استعماری بر خلق کشور مستعمره ترحم داشته است؟ شیوه های ترور و اختناق روسی بعد از تهاجم مستقیم روس به هیچ صورت با شیوه های اختناقی تره کی- امین و یا شیوه های استعماری در کشور های دیگر تفاوت نداشته باشد. چه استعمار روسی حتی برای یک روزهم نمی توانست بدون اتکاء  بر ترور و کشتار توده های ملیونی مردم به زندگی نکبتبار خود در کشور ما ادامه دهد.

موج تروریسم دولتی و بین المللی روس که توسط دستگاه جهنمی کا.جی.ب سازماندهی میشود و از بمباردمان هوائی مناطق مسکونی تا حملات کوماندوئی بر قریه جات و قصبات بی دفاع کشور ما، بوجود آوردن زندانهای وحشتناک تیپ روسی در مناطق و ولایات مختلف، اختراع شیوه های شکنجۀ روانی و فزیکی تازه، گسترش شبکه های جاسوسی در سرتاسر کشور، تلاش مداوم زندانی کردن بدون دلیل، استعمال بمب های ناپالم و کیمیاوی و مین های ضد پرسونل  علیه مردم عادی را احتوا میکند و همگی اشکال ترور و وحشت روس را در مقابل توده های مردم ما نمایش میدهد.

ماهیت این ترور نشاندهندۀ قهر ضد انقلابی و ماوراء ارتجاعی امپریالیسم روس است که برضد منافع مردم و برای سلب آزادی توده های زحمتکش وبه غرض تحقق منافع آزمندانه واستثمارگرانۀ امپریالیسم روس اعمال میشود.

فعالیت های سرکوبگرانۀ ارتش اشغالگر، حملات هوائی- زمینی نیروهای مزدور، فعالیت گستردۀ کا.جی.ب ، خاد، څارندوی، کمیته های دفاع و... زندانها و محکمه های اختصاصی همگی در واقع امتداد این ترور دولتی و بین المللی را نشان میدهد که چگونه یک ابرقدرت امپریالیستی با تکیه بر نیروی نظامی خود و با استفاده از تمام امکانات قهریه، در کشور ی که بخاطر آزادی می جنگد و در برابر ملتی تسلیم ناپذیر و قهرمان به دهشت افکنی، ایجاد ترس و وحشت و انتقامجوئی کور دست میزند تا مردم ما را به انقیاد وا دارد.

هم اکنون بیش از یک ملیون تن از فرزندان کشور ما از پیرمردان و جوانان، زنان و کودکان- قربانی این ترور گسترده و اختناق بی نظیر امپریالیستی شده اند ودامنۀ بمب گذاری و حملات هوائی آن حتی در میان کشورهای همسایه و میزبان مهاجرین ما، پاکستان، نیز امتداد می یابد.

حملات هوائی بر مرزها و بمب گذاری در درون شهر های پاکستان که درین اواخر کسب شدت کرده است، در واقع امتداد آن ترور گستردۀ بین المللی  و دولتی  امپریالیسم روس است که در افغانستان عزیز ما بشکل مداوم گسترده و همه جانبۀ آن همه روزه اعمال میشود و اکنون مردم مظلوم ما و مردم بیگناه پاکستان را در آن سوی مرز نیز آرام نمیگذارد.

هدف از این موج تروریستی جدید البته چند گانه است:

اولاً امتداد ترس، وحشت و اختناق در میان مهاجرین که از دست امپریالیسم روس فراری شده و در کشوری بیگانه پناه گزیده اند.  این مردم باید بدانند که امپریالیسم روس دست از سر آنها برنمی دارد. حتی اگر خانه وکاشانۀ خود را ترک کرده به کشورهای دیگر نیزپناه ببرند، از انتقامجوئی امپریالیسم روس نمی توانند فرار کنند!!

این بمب گذاریها میتواند مجموع سه ملیون مهاجر افغانی را درپاکستان به صورت کتله ای در مظان اتهام همکاری با دستگاه های جاسوسی روس قرار دهد و بدینصورت تخم بی اعتمادی را در بین مهاجرین افغانی و برادران پاکستانی  شان که از آنها مانند برادر پذیرائی کرده اند- بکارد.

این بمب گذاری ها میخواهد کشور میزبان و برادر ما پاکستان را بی ثبات تر بسازد و مسئولیت این بی ثباتی را هم نه در پیشروی امپریالیسم روس بطرف جنوب بلکه در بود و باش توأم با مجبوریت ومحرومیت مهاجرین افغان در خاک پاکستان وانمود سازد.

این بمبگذاری ها میخواهد به دولت و مردم پاکستان پیام قهرآمیز امپریالیسم روس را انتقال دهد که به ارادۀ زورگویانۀ امپریالیسم روس مبنی بر تسلط بی چون و چرای آن در افغانستان گردن بگذارند. درغیر آن سیاست سازان جنایتکار روس تنها به آتش افروزی در افغانستان بسنده نخواهند کرد و آتش جنگ تجاوزی  خود را به داخل شهر های پر جمیعت پاکستان نیز امتداد خواهند داد و درین کار قادر هم هستند.

بالاخره این بمب گذاری ها میخواهد تضادهای اجتماعی و سیاسی جامعۀ پاکستانی را به نفع خود آرایش بدهد تا در آینده و در وقت مناسب از راه  تفاعل این تضادها و از طریق عوامل مزدور خود در پاکستان  تراژیدی افغانستان را شاید هم به اشکال جدی تر و دردناکتر آن- به پاکستان امتداد بدهد.

ادامه دارد


                                                www.razmendagan.com                                                                                                          afgrazm@gmail.com