www.razmendagan.com                                                                                               afgrazm@gmail.com


زنده یاد پرفیسور عبدالقیوم رهبر

   ۱۹ مارچ ۲۰۱۷

                                                                                                                                                                     

                                                          تبانی و ترور

 قسمت دوم

 

 ارتجاع با ایجاد ترور از گریبان استعمار روس سر برون می کند:

ارتجاع در طول تاریخ هماره چوب دست آماده و بی آزرم استعمار بوده است. خون میرمسجدی ها، ملامشک عالم ها و میر بچه ها نه به طورمستقیم توسط استعمار، بلکه بدست عوامل بومی آن ریخته شد. تضادهای مرحله ای میان استعمار معین و جناح مشخصی از ارتجاع نمیتواند بر روی همسرشتی وهمسرنوشتی این دو دشمن خونخوار ملت ما ومردم قهرمان ما پرده بیفکند.

ارتجاع هار ولجام گسیختۀ کشورما، به ویژه بعد از کودتای ننگین هفت ثور- بنا براوضاع و شرایط مشخصی دوباره سربلند کرده است ومیخواهد با استفاده از مبارزات قهرمانانه ودلیرانۀ مردم ما به کمک اربابان خارجی خود قدرت از دست رفتۀ خود را به طور کامل بدست بیاورد ویا درصورتی که این امکان منتفی گردد با استعمار روسی یکجا در "تقسیم قدرت" سهیم و سرنوشت مردم ما را لگد مال نماید.

هم اکنون جناح های مختلف ارتجاع مشغول ساخت وپاخت وچانه زنی با امپریالیسم روس اند تا درتقسیم قدرت آینده جایگاه نسبتاً بهتری بدست آورند. "ترازو برزمین زدن" ها  و " نه گفتن" های آنها نیز کرشمۀ تهوع آور عجوزۀ خود فروشی را ماند که هم از گذشت روزگارخود در دل مأیوس است و هم با گذشت زمان حرص و شهوتش برای استفاده جوئی "به هرقیمتی" به رسوائی کشیده است.

چه کسی شک دارد که نمایندۀ جوان و سرسخت عقب گرائی و ارتجاع که دیروز  دست در دست امین خونخوار  حاضر به تقسیم قدرت بود اکنون در تقسیم قدرت با نجیب خادیست بخود تزلزلی راه دهد. منتها اگر دیروز این توافق خود را در همخونی قبیلوی نمایان میساخت امروز با یستی در همگونی تروریستی نشان داده شود.

تروریسم ارتجاعی مشخصۀ خود را در پوشش مذهبی می یابد. ارتجاع با همۀ جناحهای آن خود را در لفافۀ مذهبی پوشانده است تا از احساسات پاک دینی مردم ما برای منافع آزمندانه و جنایتکارانۀ خود سوء استفاده نماید. ارتجاع تمام نیروهای ملی، مترقی، انقلابی و مستقل را با چوب تکفیر میزند و اغواگرانه نیروهای دلیر مقاومت ملی را که بهترین، آگاهانه ترین، مصمم ترین و پر آوازه ترین رهبران جنبش آزادیبخش ملی  ما را در محراب آزادی برای قربانی پیشکش کرده اند در صف پرچمی ها، خلقی ها و ستمی ها قرار میدهند.

اعلامیه ها و برنامه های ننگین  این گروه همیشه "شعله ای"، افغان ملتی، مساواتی و عناصر مستقل، همگی را به کفر و الحاد متهم میسازد و تمام مخالفین سیاسی خود را در صف وطن فروشان پرچمی خلقی قرار میدهند. و از آنهم گذشته هرکدام ازاین احزاب در اغواگری و عوامفریبی خود تا آن حدی پیش رفته اند که هر کدام با آیه و حدیث  بارها ثابت کرده اند که تمام احزاب دیگر و رهبران آنها بجز خود ایشان کافر، ملحد و دشمنان اسلام اند!!

این سفسطۀ سیاسی که اکنون بنام مذهب در صحنۀ سیاست مقاومت ملی ما جریان دارد در پهلوی امپریالیسم روس بزرگترین ضربات را بر پیکر مقاومت ما زده است. چه این سفسطۀ سیاسی  عوامفریبانه در لباس مذهب آنچنان محیط خفقان آور و رعب انگیزی را ایجاد کرده است که هزاران تن از جوانان روشنفکر و روشن بین جامعۀ ما که با هزار آرزو از چنگال امپریالیسم روس گریخته اند تا به صفوف مقاومت بپیوندند  ولی جو ترور و وحشت ایجاد شده در پشت جبهه بخصوص در پاکستان آنچنان ترسناک و هول انگیز بود که آنها کمتر جرئت کردند در آنجا رحل اقامت بیفکنند.      

اکنون که مدت ده سال از مقاومت سلحشورانۀ مردم ما میگذرد ارتجاع با استفاده از اوضاع مساعد منطقه و بین المللی توانسته است زیر ساخت "شبه دولتی" خود را در ساحۀ اداری تکمیل کند؛ که در هر کدام ازین احزاب "دفتر اطلاعات" ،"شعبۀ کشف خبر" و... جایگاه بخصوصی دارد. آنچه درین میان قابل تذکر است  اینکه درین "دفتر" ها و "شعبه" ها بدنام ترین و مشکوک ترین عناصر بعنوان مسئولین و همکاران جا میگیرند و از جانب دیگر این "دفتر" ها و " شعبه" ها جائی برای کشف و خنثی کردن فعالیت های روسی وخاد نی، بلکه بعنوان تازیانۀ علیه مردم اشتراک کننده در مقاومت ملی نقش بازی میکنند.

اکنون دیگر این مسئله افشاء شده است که احزاب عقبگرا در طی سالهای گذشته بیش از هشت هزارتن از جوانان  افغان را در پاکستان  سربه نیست کرده اند و اکثریت این جوانان دلباختگان بیدریغ آزادی و ترقی اجتماعی و دشمن سرسخت امپریالیسم روس بودند.

دزدیدن افراد، دامگذاری برای افراداحزاب مخالف، سوء قصد علیه قوماندانهای دلاوری که با رهبران این احزاب ارتجاعی خرده حسابهائی دارند، کار روزمرۀ این احزاب است؛ و دستگاه های طویل و عریض "اطلاعاتی" آنها مشغول سازماندهی عملیات ضد برادران  مجاهد هستند. درحالیکه عوامل خاد در پهلوی آنها در دفتر های شان لمیده و در بهترین صورت برای برادرکشی  شان نقشه تهیه میکنند. این ترور ارتجاعی نیمرخ دیگر همان ترور استعماری است که در داخل جبهات نیز بکمک عوامل جاسوسی روس و دولت مزدور به شکل لشکر کشی های مداوم علیه نیروهای مقاومت، خلع سلاح کردن ها، کمین کردن ها و کشتار مخالفین، زیر فشار قراردادن و به هدر دادن نیروی سازمانهای دیگرمقاومت و بالاخره تسلیمی هردو طرف متخاصم به دولت مزدور ادامه دارد.

همزمان با نزدیکی های میان ارتجاع و استعمار در زیر چتر "مسالحۀ ملی" روسی و دادن طرح "عملی" برای "حل سیاسی" از طرف احزاب عقبگرای پشاور نشین در پاسخ به مشی "مصالحۀ ملی" نجیب خاد، دست درازی عناصر تروریستی ارتجاعی علیه نیروهای مترقی و ملی روز بروز کسب شدت می کند.

چندی قبل دو تن از کادرهای سیاسی نظامی ما نیز از پشاور نا پدید گردیدند. تحقیقات ما خیلی زود این مسئله را روشن ساخت که این دو تن مبارز قهرمان که از مبارزات ضد روسی خود حماسه ها ساخته بودند در کام نهنگ آدمخوار ارتجاع  جان خود را از دست داده اند.

دام گذاری برای کادرهای قهرمان سازمان، ما را متوجه این نقطه ساخت که سردمداران ارتجاع عدۀ زیادی از عناصر ملی و انقلابی را زیر تعقیب گرفته و میخواهند در وقت مناسب شاید با توافق اربابان پشت پردۀ خود و استعمار روسی آنها را تصفیه و از سر راه خود- که همدستی و همنوائی با اشغالگران روسی است - بردارند.

تروریزم استعماری وتروریسم ارتجاعی هدف واحدی را دنبال میکنند:

از آغاز کودتای هفت ثور تا کنون جانمایۀ مبارزات ضد استعماری ملت ما را حضور فعال سیاسی توده های ملیونی مردم در صحنۀ مبارزه میسازد. با وجود اینکه جنبش آزادیبخش ملی ما بطور خودبخودی آغاز یافت و تا کنون هم عمدتاً به همان صورت به پیش میرود ، تمام کوشش و تلاش استعمار و ارتجاع در اینست تا مردم را از حضور فعالانه در صحنۀ سیاسی محروم سازد. هم استعمار با بمباردمانها و کشتارها، زندانها و پیگردها یش و هم ارتجاع با تکفیر کردنها، دام گذاری ها و آدم دزدی هایش هدفی جز بیرون کشیدن مقدرات مردم از دست پر توان شان ندارند.

استعمار روس و اربابان تنظیم های عقبگرای پشاوری از مردم می ترسند. از آزادی افکار و برخورد مسئولانه و هدفمند  افکار و تبلیغات گوناگون با همدیگر در هراس اند. استعمار روس میگوید: بجز از بردگی من، دیگرهمه راه ها به دامن ارتجاع و امپریالیسم منتهی میشود.

و ارتجاع میگوید: بجز از سرفرود آوردن در مقابل من دیگر همه راه ها کفر و الحاد است . درحالیکه اکثریت مردم ماهم از استعمار بیزار است و هم از ارتجاع .

محبوس کردن مردم در قفس تنگ افکار و تلقیات استعماری و ارتجاعی و دورکردن مردم از فعالیت آزاد سیاسی هم هدف استعمار روس است و هم خواست ارتجاع هار دهن پاره. و ابزار این دور ساختن نیز جز بوسیلۀ ترور، اختناق، بوجودآوردن محیط ترس و رعب و استفاده از وسایل کشتار جمعی  و تصفیه های جسدی  چیز دیگری نیست.

در محراق هدف این تروریسم نیروهای ملی انقلابی و پیش آهنگان آگاه و از خود گذر آن قرار دارد. جای تعجب نیست که هم استعمار لجام گسیختۀ روس  از نیروهای ملی انقلابی ( با نسبت دادن اسم بی مسمای شعله ای) به عنوان بزرگترین خطر آتیه یاد میکند و هم ارتجاع هار. و هم جای تعجب نیست که استعمار و ارتجاع هردو بر ناسیونالیسم آزادمنش افغانی بعنوان کفر- کفرسیاسی ومذهبی یکجا لعنت می فرستند. همدستی استعمار و ارتجاع در قطبی کردن جامعه و سیاست ما در دایرۀ نفوذ دو نیروی ناخواستۀ اجتماعی و از صحنه دور کردن نیروهای ملی و انقلابی  ونیروهای مستقل از دایرۀ ابر قدرت ها نمیتواند فقط بعنوان یک تصادف و یا بازی تقدیر تلقی شود. این یک سیاست مشترک هدفمند و قبول شدۀ هردو و دشمن قسم خوردۀ ملت ماست.

ادامه دارد


                                                www.razmendagan.com                                                                                                          afgrazm@gmail.com